نظرات مادر یک معتاد

نظرات مادر یک معتاد اعتیاد

دلشدگان-در طول سالها درگیریم با مشکل اعتیاد هیچ گاه به روش درمانی ، چنین کار امد ، برخورد نکرده بودم دیروز وقتی با تعمق و دقت مقاله سم نزدایی را میخوندم دیروز وقتی مقالات جناب اقای مهندس را میخوندم پاسخ خیلی از سوالاتم را پیدا کردم ، بدون اینکه بخوام اموخته های دیگرم را زیر […]

دلشدگان-در طول سالها درگیریم با مشکل اعتیاد هیچ گاه به روش درمانی ، چنین کار امد ، برخورد نکرده بودم دیروز وقتی با تعمق و دقت مقاله سم نزدایی را میخوندم
دیروز وقتی مقالات جناب اقای مهندس را میخوندم پاسخ خیلی از سوالاتم را پیدا کردم ، بدون اینکه بخوام اموخته های دیگرم را زیر سوال ببرم ، سعی کردم با استناد به تجربه های گران قیمت استاد دژاکام ، نکات غلط اموخته هام را خط بزنم و با اضافه کردن دانسته های درست معلوماتم را کاملتر کنم . در طول سالها درگیریم با مشکل اعتیاد هیچ گاه به روش درمانی ، چنین کار امد ، برخورد نکرده بودم دیروز وقتی با تعمق و دقت مقاله سم نزدایی را میخوندم مخصوصا توصیف ایشان از درد به این بزرگی را :

(من خود اعتیادم ! من خود مواد مخدرم ! من خود کتاب اعتیادم ! من ویروس اعتیادم ! من خود جرمم ! من خود بیمارم ! من در دم و درمانم ! من ۱۷ سال معتاد حرفه ای بوده ام و قریب پنج سال از اعتیاد آزادورها هستم ، من زبان دارم . خودم خودم را برای شما تعریف می کنم . نقاط ضعف و قدرتم را بیان می کنم ، برای شما می گویم درد چیست و درمان چیست به شما میگویم با روشهای موجود درمان شده ام یا نه ! شما بعنوان عالم و دانشمند قضاوت کنید ، من هر چه می گویم آرزو میکردم پزشک یا روانپزشک بودم تا شما مرا می پذیرفتید !!!)

متوجه معنای بسیار عمیق این جملات شدم و در عین حال به عنوان یک مادر سوالات بیشماری ذهنم را مشغول کرد !!!!

اب در کوزه وما تشنه لبان میگردیم ..یار در خانه و ما گرد جهان میگردیم

با بودن چنین مکانی و زیر نظر چنین استادی چرا باید بسیاری از طالبان بهبود اواره راه درمان باشند ؟

در طول سی و پنج سال اشناییم با مواد و بالاخص هجده سال تلاشم برای درمان درد اعتیاد هیچ گاه با چنین گفته هایی مواجه نشده بودم ..
این نوشته ها مرا عمیقا به فکر فرو برد .. اولین باری که برای درمان پسرم اقدام کردم از طریق بستری در بیمارستان بود اما درمانی بی نتیجه که فقط پاکی بیست روزه ای را به ارمغان داشت ..

سپس در پی تغییر مواد او از تریاک به هروئین ، راهی بهزیستی شدم دقیقا در اولین سالهایی که بهزیستی برای درمان معتادان پذیرش داشت و با استفاده از قرصهای اعصاب و داروهای ارام بخش معالجات سرپایی انجام میداد و سپس با جلسات گردهمایی به انان کمک میکرد تا جلساتی مشابه جلسات ان ای و کنگره برگزار کنند …

در بهزیستی متوجه شدم که تنها نیستم و خانواده های بسیاری مانند من درگیر این دردندو خیلی زود دریافتم ، گرفتاران اعتیاد از همه اقشار جامعه هستند ، تحصیلکرده و بیسواد ، فقیر و غنی ، ورزشکار و هنر پیشه ، روستایی وشهری و …………..
انجا یکی ازبازیکنان ملی پوش تیم والیبال کشورم را دیدم !! بازیکن بزرگی از نسل قبل از انقلاب که درگیر مصرف قرص شده بود انطوری که میگفت علاوه بر مصرف تریاک و شیره و هروئین روزی صد و بیست قرص مصرف میکرد!!

راستش را بخواهید من تازه دیروز ، متوجه معنای درست سم نزدایی شدم و نکته ای که استاد اشاره میکند این مواد برای معتاد حالت سم را ندارد، شاید اب حیات هم هست و بکار بردن کلمه سم زدایی برای معتادین ، اینجا شاید تا حد زیادی بیمعناست………
باری در بهزیستی و توسط پزشک و مدد کاران انجا ، پسرم بطور سر پایی در منزل و با تحمل خماریهای وحشتناک پاک شد ولی این درمان فقط شش ماه دوام داشت .

دوباره به سمت هروئین بازگشت… ان روزها من در اوج نااگاهی نسبت به بیماری بودم و به این خاطر عزیزم ، را بسیار عذاب دادم شاید در طول این سالها با ده ها بار ، بستری کردن او در بیمارستان های مختلف میخواستم به خود ثابت کنم که میتوانم بر این بیماری غلبه کنم !! چند پزشک با تجربه وثابت را میشناختم که همیشه به انان پناه میبردم اما همان پزشکان هم از ادامه راه درمان عاجز شدند!!

اخرین پزشکی که پنج سال پسرم را تحت نظر داشت از من خواست تا فکر کنم پسری ندارم و دست از ادامه تلاش بردارم !!
اعتیاد پسرم بسیار شدید بود تا جایی که بارها دست به خودکشی زد، یکبار چهار روز در کما بود و پزشک ما را از زنده ماندن او نا امید کرد ، اما طبیب اصلی او را به ما برگرداند …… و در خودکشی نافرجام دیگر، به علت گرفتگی شدید عروق در ساقها پزشکان میگفتند : فقط یک معجزه میتواند او را از خطر قطع شدن پا نجات دهد …

روزهای بسیار دردناکی بود زیرا گاهی ان چنان درد ازارش میداد که التماس میکرد به دکترش بگوییم پاهایش را قطع کنند !!!
امادر طول سالها زندگی با یک مصرف کننده انقدر معجزه در زندگیم دیدم که باور کردنی نیست ، این بار هم معجزه اسا پاهای او خوب شد!!!!!
نمیخواهم از رفتنم به قرچک وقصر و قزل حصار بنویسم که حتی یاد اوری ان روزها حالم را بد میکند ..

با بازگشت چندین باره او باز هم نا اگاهی مرا روانه بیمارستان کرد !! این بار پزشک گفت : در خارج از کشور قرصهایی به بازار امده که میتواند به رهایی پسرم کمک کند !!! اما متاسفانه این قرصها در ایران یافت نمیشود و حتما باید از المان تهیه شود قرصی به اسم نمکسین و این قرصها باید شش ماه مصرف شود منتهی قیمت بالایی دارد !! لازم به ذکر است این قرص چند سال بعد به اسم نالتروکسان در ایران به وفور در دسترس قرار گرفت………
با صحبتهای دکتر ، روزنه ای از امید در قلبم تابیدن گرفت اما مشکل تهیه پول این قرص بود نمیدانم چگونه اما باز هم دست کمک خدا به یاریم امد و این قرصها تهیه شد و با استفاده از این قرصها پسرم دو سال پاکی را تجربه کرد اما این پاکی توام با حال بد و افسردگی بود و بازهم باز گشت به سوی اعتیاد ………
بر خلاف تصورم ، این قرصها هم معجزه ای به همراه نداشت و خود باعث بدحالی بیشتر میشد …….

من واقعا هیچ کجا ، صحبتی راجع به مواد شبه افیونی بدن نشنیده بودم و اصلا نمی دانستم مواد مخدر به صورت مصنوعی این مواد را جایگزین سیستمهای تولید کننده مواد شبه افیونی و سیستم درد بدن میکند .. اصلا نمیدانستم که چه تخریبی در سیستمهای شبه افیونی بدن رخ میدهد !!!
من هم با دیدن فیلمهایی که اعتیاد را خیلی خیلی موضوع پیش پا افتاده ای معرفی میکردند باورم شده بود که فرد مصرف کننده اگر بخواهد در عرض چند روز بهبود پیدا خواهد کرد و کسی که با وجود این مدت کم برای ترک فیزیکی که به نظر من درمان را در پی داشت باز هم طالب مصرف است ، حتما بسیار بی غیرت و بی اراده است !!!!

خدا مرا ببخشد که با بی دانشیم و نشناختن اعتیاد و ندانستنهایم ، شکنجه گر فرزندم شدم و حدود سه بار پسرم را وادار کردم تابا روش سم زدایی URD رنج فراوانی را تحمل کند و متاسفانه امتحان این روش هم بی فایده بود وبیرون بودن فرزندم از منزل فقط تجربه دردناکی بود که خدا نکند مادری مزه تلخ ان را احساس کند …

حتی ان روزها من با رفتن نزد ورزشکار مورد علاقه پسرم که فوتبالیستی معروف بود ،وکمک خواستن از او خواستم با پسرم صحبت کند شاید او از نکبت مواد دست بردارد واو هم با فرزندم صحبت کرد اما چه سود !!!
با درد اشنایی اهل قلم که دستی در جرایدداشت تماس گرفتم به ملاقاتش رفتم ولی هیچ کس نمیتوانست چراغ روشنی در شب تاریک زندگیم بر افروزد !!!
من وامانده در جهل مرکب نه قدرت اعتیاد را میشناختم ونه ضعف وناتوانیم را در مقابل این غول باور داشتم باز هم ، در جستجوی راهی جدید توسط خود فرزندم ، با جلساتی اشنا شدم که کمک کرد تا حد بسیار زیادی بیماری را بشناسم و باعث شد که بدانم فقط یک همدرد میتواند به بهترین نحو به اسیر دردی چون خودش کمک کند…

جلساتی که مرا جذب کرد و باعث شد بعد از سالها با خودم اشتی کنم و این بار با اگاهی برای یاری پسرم اقدام کنم من در این جلسات دوستانی از جنس خود یافتم ، انچه که ما را به هم نزدیک کرد ، وجود درد بود ، ما فارغ از تفاوتهای فرهنگی و طبقاتی واجتماعی و مالی به هم مربوط شدیم تا با استفاده از تجربیات همدیگر به درک درست تری از معنای اعتیاد برسیم و با دانش و شعور بالاتری به خود و بیمارمان کمک کنیم……..
اما مشکلات بیشمار مرا از این جلسات دور کرد و همزمان با دور شدن از این جلسات ، پسرم نوع جدیدی از اعتیاد را تجربه کرد ، اعتیاد به شیشه !!
باز هم بدنبال راه نجات از وحشتناکترین مخدر قرن ، روش جدید بهزیستی را امتحان کردیم متادون درمانی و باز هم بی حاصل و سپس به دنبال کپسولهای گیاهی رفتیم و چند نوع ان و اخرین بار پاور تاپ را ازمودیم پاور تاپ خود اعتیاد اورترین بود !!!

خسته و ناتوان این باردر جست وجوی کمک برای رهایی پسرم از دستان ویرانگر شیشه با جستجو در اینترنت ، کنگره را پیدا کردم و به خود خدا سوگند که بهترین دار الشفا را یافتم …………

من با یافتن مقالاتی در باره شیشه پسرم را به خواندن انها تشویق میکردم و داستان زندگی افراد ترک کرده ای را که توانسته بودند شیشه را کنار بگذارند جلوی چشمانش قرار میدادم تا بداند حتی برای رها شدن از شیشه هم درمان وجود دارد !!……..
بعد از ازمودن راههای بسیار به عنوان یک مادر به اخر خط رسیده ، متد درمانی کنگره را کاملترین یافتم چون موسس ان با دانش و تجربه و شناخت بسیار فراوان از درد و با یاری جستن از دستان امدادگر خدا بهترین روش درمان را یافته است او قافله سالاریست که به کوتاهی راه نمی اندیشد به بهترین مسیری می اندیشد که با وجود طولانیتر بودن ، با امنیتی تضمین شده ، رساننده کاروانیان درد کشیده ، زیر نظر الله به مقصد درست درمانی همیشگیست . او صورت مسئله اعتیاد را به مسئله ای قابل حل مبدل ساخته و نه لاینحلترین مسئله و معضل جهان هستی !!!

جایی که دنیا در مقابل راه درمان اعتیاد به بن بست رسیده است و تنها ان را قابل کنترل کردن دانسته ونه درمان شدن !!!

باعث افتخار ایران وایرانیست که مردی از تبار فرزانگان خدا پرست ، اصولی را بنا نهاده و روش درمانی را به جهانیان معرفی کرده که باعث نجات همه گرفتاران خواهان رهاییست ، متدی که برای همه و حتی من کم سواد هم به شخصه قابل هضم و گیراست این برنامه از نظر من برنامه ایست که با فرهگ خودمان همخوانی دارد با باورهای مذهبی و عقیدتیمان و اصول دینمان هماهنگ است ، برنامه ای که بر اساس به تعادل رساندن جسم و روان و سپس جهان بینی تنظیم شده تا رها یافتگان چشمها را بشویند و با نوع دیگری از ادراک وبینش به خود و جهان هستی بنگرند و احساسات بیمارگونه وجود را با شناخت صحیح مبدل به سالمترین احساسات کنند . کسانی که از تاریکی به سوی نور سفر کرده اند ، جمعیتی که احیا شده اند تا رسالت انسانی خویش را به بهترین شکل به انجام برسانند ، هدف انان کمک به همه درماندگان بیماری اعتیاد و خانواده های انانست ، هدفی که در کل ، باعث داشتن جامعه ای سلامت از نظر روانی ، خواهد شد و از انسانهایی اسیر ، ازادگانی طالب رهایی وشناخت خود وخدا وند خواهد ساخت !! انان با بعد معنوی بسیار بالایی که در سایه شناخت حقیقت به دست اورده اند یقینا شاد کننده دل خدا هم خواهند بود ……….

باید قدر این ازاد مرد بزرگ را دانست و با شناساندن راه درمانی توسط ایشان به میزان بسیار وسیعتر و گسترده تر و با در اختیار نهادن امکانات ، برای باز کردن شعب در شهرستانها و همه نقاط نیازمند به روش درمانی کنگره ، یاری رسان خیل عظیم نیازمندان طالب درمان شد .
ای کاش طرح های پیشنهاد شده توسط استاد مورد تصویب قرار میگرفت تا اسیبهای خانوادگی و اجتماعی
به کمترین میزان کاهش پیدا میکرد ..
با ارزوی جهانی دور از اعتیاد

نگارش :همسفر پیمان

تاریخ بروزرسانی : 2009-06-19 / گردآوری :
/
برچسب ها:
گزارش خطا در خبر
اخبار مرتبط :
logo-samandehi