فواید تجربه

پروردگارا به من آرامش ده تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم
دلیری ده تا تغییر دهم آنچه را که می توانم تغییر دهم
بینش ده تا تفاوت این دو را بدانم
مرا فهم ده تا متوقع نباشم دنیا و مردم آن مطابق میل من رفتار کنند در مورد اعتیاد و اینکه این معضل اجتماعی ویرانگر چگونه می تواند هستی و زندگی افراد را به باد دهد بسیار شنیده ایم و خوانده ایم و اگر کسی در میان آشنایان خود هم فرد معتادی را ندیده باشد مسلما” از طریق تلویزیون و رسانه های دیگر با این آتش خانمانسوز آشنا شده است و اگر در این زمانه کسی بگوید من به علت نداشتن اطلاعات و آگاهی به دام این بلا افتاده ام حرفی است نامعقول وغیر قابل باور زیرا خوشبختانه امر اطلاع رسانی به نحو احسن انجام می شود و این که اعتیاد چیست و نشانه های آن چیست و عوامل و راه های گرفتاری آن چگونه می باشد را بطور دقیق و کامل می توانیم از طریق رسانه ها پیگیری کنیم .

البته ما نیز در حد توان و معلومات خود برای انجام وظیفه خود اطلاع رسانی خواهیم داشت .

ولی بیشترین و مهمترین هدف ما این است که افرادی که تجربه تلخ گرفتارشدن به دام این بلای خانمانسوز را داشته ویا دارند با ما در ارتباط باشند تا از تجربیات و خاطرات آنها با نام خودشان و یا نام مستعار استفاده شود فقط و فقط صرفا” برای آن که راهی باشد برای تجربه آموختن دیگران تا شاید از این راه حتی اگر درصد کمی هم که شده به این معضل روی نیاورند و اگر حتی یک نفر هم بتواند از تجربیات و گفته های ما استفاده کند و از این دام نجات یابد برای ما پیروزی محسوب می شود.

بنظر من استفاده از تجربیات دیگران گامی است برای رسیدن به موفقیت البته با سرعت بیشتر . زیرا به نظر من زندگی مانند جاده ای است که ما در آن حرکت می کنیم و از انتهای آن بی خبر هستیم لذا برای آن که دچار سردرگمی نشویم و مسیر را اشتباه نرویم از تابلوهای راهنما مرتب باید استفاده کنیم و در بعضی موارد هم اگر تابلو راهنما نباشد توقف کوتاهی می کنیم و از افرادی که در این مسیر هستند سوال می کنیم و اطلاعاتی کسب می نماییم صرفا” برای این که مبادا مسیر را اشتباه برویم که موجب شود وقت با ارزش ما تلف گردد و یا ممکن است به غلط در مسیرهای انحرافی وارد شویم که به بن بست یا پرتگاه منتهی میشوند لذا برای پرهیز از چنین اشتباهاتی از راهنمایی دیگران استفاده میکنیم پس ما باید در جاده زندگی که انتهای آن را نمی شناسیم نیز از راهنمایی دیگران استفاده کنیم تجربیات دیگران نشانه همان تابلوهای راهنمایی می باشد در ضمن ما باید علاوه بر آن خودمان هم همتی بکنیم و گاه گاهی ترمزی کرده و در بین راه خودمان نیز از دیگران سوال نماییم و تجربه کسب کنیم که مبادا راه زندگی را به غلط برویم زیرا اشتباه کردن به معنای اتلاف عمر با ارزش آدمی می باشد زیرا عمر هرگز برنمی گردد و ما باید از لحظه لحظه آن بهترین استفاده را ببریم نه این که بخواهیم عمرمان را صرف یافتن مسیرها بکنیم و اشتباهاتمان را جبران کنیم آدم عاقل با خود می گوید من باید در مسیر زندگی حرکت کنم پس باید مسیر درستی را انتخاب کنم که زودتر به اهدافم برسم لذا با کسانی که با مسیر آشنا هستند مشورت می کنم و اگر کسی به من گفت فلان راه به بن بست می رسد ریسک نمی کنم و برای آن که عمرم تلف نشود از تجربه دیگران استفاده کرده وبه آن مسیر نمی روم . آری آدم عاقل و با درایت این کار را می کند و به علائم و هشدارهای دیگران توجه کامل دارد و از تجربیات دیگران به نحو احسن استفاده می برد.

گاهی بعضی افراد می گویند ما دوست داریم هر چیزی را خودمان تجربه کنیم واگر قرار است سرمان هم به سنگ بخورد دوست داریم این تجربه را خودمان داشته باشیم من همیشه در جواب این افراد می گویم شما برای لحظه های عمرتان ارزش قائل نمی شوید که حاضرید ریسک از دست دادن این لحظه ها را داشته باشید و در ضمن آدمی گاهی در مسیری می رود که بن بست است و بقول شما سرش به سنگ می خورد و بر می گردد کمی درد و ناراحتی را تحمل می کند و بالاخره بر می گردد و راه را ا د ا مه می دهد ولی گاهی سرش آنچنان به سنگ می خورد که متلاشی می شود و دیگر امکان برگشت و ادامه راه وجود ندارد آیا با این احتمال عقل حکم نمی کند که ما از تجربه دیگران استفاده کنیم تا به مرز متلاشی شدن نرسیم .

و به نظر من راه اعتیاد راهی است که منجر به متلاشی شدن سر انسان می شود و اگر کسی خواست این راه را خودش تجربه کند و به بن بست رسیدن را ببیند و از تجربیات دیگران استفاده نکند با شجاعت تمام میگویم این نوعی حماقت به تمام معنا است زیرا مسئولین و کارشناسان و متخصصان اهل فن ما در کشور خودمان و حتی در تمام ممالک دنیا به طور مرتب به همه هشدار می دهند و راهها و عوامل را به ما به طرق مختلف نشان می دهند و حتی نمونه هایی از افراد به دام افتاده و پشیمان را به ما نشان می دهند که ما آخر راه آنها را ببینیم که چه می شود و اگر با تمام این تفاسیر کسی باز هم ریسک کند و بخواهد قدم کوچکی در این راه بگذارد باز هم می گویم حماقت محض است.

لذا برای آن که ما هم به عنوان وظیفه کاری کرده باشیم که نوعی مبارزه با سوداگران مرگ باشد از شما می خواهم که ما را یاری دهید تا در این راه موفق باشیم پس لطفا” خاطرات و تجربیات خود را و آن چه را که فکر می کنید می تواند در راه مبارزه با اعتیاد مفید باشد را برایمان به آدرس اینترنتی که در انتها ذکر میکنم بفرستید تا شما هم به سهم خود برای نجات بشریت و همو طنان خود کاری را انجام داده باشید.

قبلا” از همکاری شما کمال تشکر و قدر دانی را دارم .

خدمتگزار شما :

آرمان

www.arman432@yahoo.com