۵خیری که در سکوت نهفته است

۵خیری که در سکوت نهفته است دین و اندیشه

سکوت هم‏چنین احوال‏پرسى از دیگران و…؛ ولى اگر سخن لغو و بیهوده و یا خداى ناکرده مشتمل بر گناه باشد، در این صورت بایستى از آن پرهیز کرد.سعدی نیز در این باب سروده است: اگر چه پیش خردمند خامشی ادب است به وقت مصلحت آن به که در سخن کوشی دو چیز طیره عقل است: […]

سکوت هم‏چنین احوال‏پرسى از دیگران و…
؛ ولى اگر سخن لغو و بیهوده و یا خداى ناکرده مشتمل بر گناه باشد، در این صورت بایستى از
آن پرهیز کرد.
سعدی نیز در این باب سروده است: اگر چه پیش خردمند خامشی ادب است به وقت مصلحت آن به که
در سخن کوشی دو چیز طیره عقل است: دم فرو بستن به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشی و
نیز گفته است: سخن گرچه دلبند و شیرین بود سزاوار تصدیق و تحسین بود چو یکبار گفتی، مگو باز پس
که حلوا چو یکبار خوردند، بس گاهی انسان وظیفه دارد در جایی سخن بگوید و از حقی دفاع کند، در
این صورت سکوت او می تواند گناه باشد و او را از خداوند دور کند و گاهی نیز سخن گفتن
متضمن دروغ و غیبت و تهمت و مانند آن است و باعث ارتکاب گناه و دوری از خداوند می شود.
بنابراین باید انسان ببیند در کجا باید سخن بگوید و در چه موقعیتی خوب است سکوت کند تا از آفات
سخن گویی و سکوت بی مورد مصون بماند.
در رابطه با پرحرفى چند نکته را مى‏توان مطرح کرد: الف) پرحرفى خصلت نکوهیده‏اى است و حتى‏الامکان تا ضرورتى پیش
نیاید، نباید به سخن گفتن مبادرت ورزید؛ اما گاهى افراد در زمینه کم‏حرفى و سکوت، زیاده‏روى مى‏کنند.
کم‏حرفى و سکوت بیش از حد نیز به تدریج از انسان یک موجود عبوس و منزوى مى‏سازد همان طورى که
پرحرفى مذموم است سکوت بى‏مورد نیز مذموم مى‏باشد.
گفتنى است که برخى با عنوان کم‏حرفى و سکوت، از ارتباط با دیگران احتراز مى‏کنند و کم‏کم به انزوا کشیده
مى‏شوند؛ در حالى‏که لازمه همکارى و تعاون، برخورد گرم و صمیمى با دیگران است.
سکوت طولانی را رعایت کن چون شیطان را از تو می راند و در امر دین یاور و مددکار توست.
۲٫
سکوت دری از درهای حکمت است؛ سکوت محبت می آورد و راهنما به هر کار خیر است.
۳٫
انسان ساکت هیبتش زیاد است.
۴٫
اگر سخن گفتن نشانه سخنوری است در سکوت سلامت و ایمنی از لغزش است.
۵٫
هیچ نگهبانی چون سکوت نیست ب) در مقابل اهانت دیگران گاهى باید سکوت کرد و گاهى نیز باید از خود
دفاع نمود.
ج) در محافل و برخوردها آن سکوتى ممدوح است که برخاسته از تسلط بر نفس و براى پرهیز از اتلاف
وقت دیگران و پرحرفى باشد به عبارت دیگر دو سکوت داریم: سکوت از روى قدرت و سکوت از روى عجز
و آن سکوتى ممدوح است که از روى قدرت باشد نه از روى عجز و ناتوانى.
در حدیثی از حضرت على(علیه السلام) آمده است: «لا خیر فى الصمت عن الحکم کما انه لاخیر فى القول بالجهل؛
آنجا که باید سخن درست گفت، در خاموشی خیری نیست، چنان که در سخن ناآگاهانه نیز خیری نخواهد بود».
(نهج‏البلاغه، کلمات قصار ۱۷۳) حضرت امیر در جایى دیگر با صراحت فرموده‏اند: «تکلّموا تعرفوا؛ حرف بزنید تا شناخته شوید [زیرا
مرد زیر زبانش پنهان است]».
(همان، ۳۸۴۵) د ) گاهی پرحرفی نوعی مکانیزم روانی ناخودآگاه است که فرد برای مقابله با کم رویی و نداشتن
اعتماد به نفس کافی از آن سود می جوید تا نقیصه خود را به این طریق جبران کند.
برای عادت کردن به سکوت مفید باید: اولا، ارزش و آثار سکوت را دانست و در این باره روایات بسیاری
داریم مثل (میزان الحکمه، ج ۵، ص ۴۳۵): ۱٫
سکوت طولانی را رعایت کن چون شیطان را از تو می راند و در امر دین یاور و مددکار توست.
۲٫
سکوت دری از درهای حکمت است؛ سکوت محبت می آورد و راهنما به هر کار خیر است.
۳٫
انسان ساکت هیبتش زیاد است.
۴٫
اگر سخن گفتن نشانه سخنوری است در سکوت سلامت و ایمنی از لغزش است.
۵٫
هیچ نگهبانی چون سکوت نیست.
ثانیا، باید با تمرین و تکرار و مراقبه و محاسبه می توان از پرگویی زبان و آفات آن جلوگیری کرد.
اگر انسان متوجه و بیدار باشد و مراقب اعمال و گفتار خود باشد و کلام خود را سبک و سنگین
نماید و عواقب و آثار آن را بسنجد و قبلا درباره آن اندیشه کند و سپس آن را بر زبان
آورد و اگر از روی غفلت و سهل انگاری گناه و خطایی از زبانش سر زد با محاسبه اعمال، در
هنگام خواب و طلب مغفرت و توبه آن را جبران نماید و کم کم عملا زمینه تکرار آن گناهان را
از بین ببرد.
منبع : سایت پرسمان
تاریخ بروزرسانی : 2013-04-04 / گردآوری :
/
برچسب ها:
گزارش خطا در خبر
اخبار مرتبط :
logo-samandehi