مهمترین عوامل طلاق از نظر قرآن

مهمترین عوامل طلاق از نظر قرآن دین و اندیشه

حتما در اطراف تان زندگی هایی را دیده اید که به آخر خط رسیده اند و طلاق تنها چاره راه آنها است

درست است که می گویند طلاق نزد خدا ناشایست است و عرش الهی را تکان می دهد ولی در همین دین اسلام درباره طلاق و علت های طلاق توضیح داده شده است. در بخش دینی نیک صالحی می خواهیم درباره عوامل طلاق از نظر قرآن صحبت کنیم.

طلاق از نظر قرآن

الف: توقعات نامحدود زن یا مرد یکى از مهمترین عوامل جدایى است، و اگر هر کدام دامنه توقع خویش را
محدود سازند، و از عالم رؤیا و پندار بیرون آیند، و طرف مقابل خود را به خوبى درک کنند، و
در حدودى که ممکن است توقع داشته باشند، جلوى بسیارى از طلاقها گرفته خواهد شد.

عوامل طلاق از نظر قرآن

ب: حاکم شدن روح تجمل پرستى و اسراف و تبذیر بر خانواده ها عامل مهم دیگرى است که مخصوصا زنان
را در یک حالت نارضایى دائم نگه مى دارد، و با انواع بهانه گیریها راه طلاق و جدایى را صاف
مى کند.

ج: دخالتهاى بیجاى اقوام و بستگان و آشنایان در زندگى خصوصى زوجین، و مخصوصا در اختلافات آنها، عامل مهم دیگرى
محسوب مى شود.

تجربه نشان داده است که اگر هنگام بروز اختلافات در میان زوجین آنها را به حال خود رها کنند و
با جانبدارى از این یا از آن دامن به آتش این اختلاف نزنند چیزى نمى گذرد که خاموش مى شود،
ولى دخالت اطرافیان که غالبا با تعصب و محبت هاى ناروا همراه است کار را روز به روز مشکلتر و
پیچیده تر مى سازد.

البته این به آن معنا نیست که نزدیکان همیشه خود را از این اختلافات دور دارند، بلکه منظور این است
که آنها را در اختلافات جزئى به حال خود رها کنند، ولى هرگاه اختلاف به صورت کلى و ریشه دار
درآمد با توجه به مصلحت طرفین ، و اجتناب و پرهیز از هر گونه موضع گیرى یکجانبه و تعصب آمیز
دخالت کنند، و مقدمات صلحشان را فراهم سازند.

عوامل طلاق از نظر قرآن

د: بى اعتنایى زن و مرد به خواسته های یکدیگر، مخصوصا آنچه به مسائل عاطفى و جنسى برمى گردد، مثلا
هر مردى انتظار دارد که همسرش ‍ پاکیزه و جذاب باشد، همچنین هر زن نیز چنین انتظارى از شوهرش ‍
دارد، ولى این از امورى است که غالبا حاضر به اظهار آن نیستند، اینجا است که بى اعتنایى طرف مقابل
و نرسیدن به وضع ظاهر خویش و ترک تزیین لازم ، و ژولیده و کثیف بودن ، همسر او را
از ادامه چنین زندگی ای بازمیدارد، مخصوصا اگر در محیط زندگانى آنها افرادى باشند که این امور را رعایت کنند
و آنها بى اعتنا از کنار این مساله بگذرند.لذا در روایات اسلامى اهمیت زیادى به این معنى داده شده ،
چنانکه در حدیثى از امام صادق (علیه السلام ) مى خوانیم : لا ینبغى للمرئه ان تعطل نفسها: (سزاوار نیست
که زن بدون زینت و آرایش براى شوهرش بماند و در حدیث دیگرى از امام صادق (علیه السلام ) آمده
است که فرمود: و لقد خرجن نساء من العفاف الى الفجور ما اخرجهن الا قله تهیئه ازواجهن ! زنانى از
جاده عفت خارج شدند و علتى جز این نداشت که مردان آنها به خودشان نمى رسیدند)!

ه: عدم تناسب فرهنگ
خانوادگى و روحیات زن و مرد با یکدیگر نیز یکى از عوامل مهم طلاق است ، و این مساله اى
است که باید قبل از اختیار همسر دقیقا مورد توجه قرار گیرد که آن دو علاوه بر اینکه ((کفو شرعى
)) یعنى مسلمان باشند، (کفو فرعى ) نیز باشند، یعنى تنها تناسبهاى لازم از جهات مختلف در میان آن دو
رعایت شود، در غیر این صورت باید از بهم خوردن چنین ازدواجهایى تعجب نکرد.

همچنین بخوانید :  چند راهکار طلاییِ اسلام برای کنترل خشم

خوب است بدانید از نظر اسلام حق طلاق با کیست؟

حق طلاق از نظر قرآن

بر خلاف ازدواج که ماهیت عقدی (قرار داد طرفینی) دارد، طلاق جنبه ی ایقاعی دارد؛ یعنی انشای آن توسط یک نفر صورت می گیرد. در مساله ی طلاق، اختلاف نظر عمده ای بین فقها دیده نمی شود و همه ی آنان می پذیرند که حق طلاق به عنوان حکم اولی اختصاص به شوهر دارد و زن نمی تواند به طور مستقل ایقاع کند. اما چنین هم نیست که اسلام حق طلاق را به طور مطلق در اختیار شوهر داده باشد و برای زن هیچ گونه حق انتخابی در نظر نگرفته باشد.

علت اعطای حق طلاق به مردان:

اسلام اعطای حق طلاق به مردان را با رویکرد حمایتی به زنان تلفیق کرده است و در جهت اینکه ثبات ازدواج را تا حد ممکن تضمین کند از میان دو احتمال موجود یعنی برخورداری شوهر از حق طلاق و حمایت از زن در برابر بی عدالتی و یا برخورداری زن از حق طلاق و حمایت از شوهر در برابر بی عدالتی احتمالی نخست را ترجیح داده است.

و می توان گفت مجموعه ای از تفاوت های طبیعی و اجتماعی زن و مرد در این امر دخالت داشته است هر چند نتوان هیچ یک از این تفاوت ها را به تنهایی علت مستقل یا شرط کافی تلقی کرد.

درباره ی تفاوت های طبیعی می توان به مواردی همچون شدید تربودن احساس نیاز جنسی مرد به زن در مقایسه با احساس نیاز جنسی زن به مرد، غلبه روحیه سلطه جویی یا شکار گری در مردان و روحیه انقیاد و تسلیم در زنان و به طور کلی تفاوت زن و مرد در نوع احساساتی که نسبت به یکدیگر دارند اشاره کرد.

حق طلاق در اسلام

دراین زمینه شهید مطهری در کتاب نظام حقوق زن در اسلام می فرماید: طبیعت علایق زوجین را به این صورت قرار داده است که زن را پاسخ دهنده به مرد قرار داده است.

علاقه و محبت اصیل و پایدار زن ، همان است که به صورت عکس العمل به علاقه و احترام یک مرد نسبت به او به وجود می آید : از این رو علاقه زن به مرد معلول علاقه ی مرد به زن و وابسته به او است.

طبیعت کلید محبت طرفین را در اختیار مرد قرار داده است؛ مرد است که اگر زن را دوست بدارد و نسبت به او وفادار بماند، زن نیز او را دوست می دارد و نسبت به او وفادار می ماند…. طبیعت کلید فسخ طبیعی ازدواج را به دست مرد داده است؛ یعنی این مرد است که با بی علاقگی و بی وفایی خود نسبت به زن او را نیز سرد و بی علاقه می کند…

همچنین غلبه عقلانیت و عاقبت اندیشی در مردان و غلبه عواطف و احساسات در زنان و تمایز نقش های اقتصادی در مردان به عنوان دلایل احتمالی اختصاص حق طلاق به مردان مطرح است.

جام نیوز و باشگاه خبرنگاران

تاریخ بروزرسانی : 2018-09-06 / گردآوری :
/
برچسب ها:
گزارش خطا در خبر
اخبار مرتبط :