شعری بسیار احساسی و عاشقانه!/خطر ریزش اشک

شعری بسیار احساسی و عاشقانه!/خطر ریزش اشک دین و اندیشه

ساده می گویم : خـدایــا دوسـتـت دارم…به تو من خیره می گردم ؛ به این جنگل… به این برکه… به خط نور… به این دریا … به رقص آب… به این افسون بی همتا… چه باید گفت؟ کمک کن واژه ها را بر زبان آرم ؛ بگویم لحظه ای از تو… از این زیبائی روشن […]

شعری بسیار احساسی و عاشقانه!/خطر ریزش اشک

ساده می گویم : خـدایــا دوسـتـت دارم…
به تو من خیره می گردم ؛

به این جنگل…

به این برکه…

به خط نور…

به این دریا …

به رقص آب…

به این افسون بی همتا…

چه باید گفت؟

کمک کن واژه ها را بر زبان آرم ؛

بگویم لحظه ای از تو…

از این زیبائی روشن ،

از این مهتاب…

بریزم با نسیم و گم شوم در شب ؛

بخندم با تو لختی در کنار آب…

زبانم گنگ و ذهنم کور ،

تنم خسته ، دلم رنجور…

تمام واژه ها قامت خمیده ،

ناتوان…

بی نور….

پر از پیچیده گیست این ذهن ناهموار ؛

سکوت واژه ها درهم تنیده ،

مثل یک آوار…

من از پیچیده گی ها سخت بیزارم ؛

تو با من ساده می گویی و من هم ساده می گویم
:

” خـدایــا دوسـتـت دارم ”

شاعر : حدیث سامی

تاریخ بروزرسانی : 2013-12-25 / گردآوری :
/
برچسب ها:
گزارش خطا در خبر
اخبار مرتبط :
logo-samandehi