روایت روز یازدهم تا بیست و هشتم محرم الحرام

روایت روز یازدهم تا بیست و هشتم محرم الحرام

١ـ حرکت کاروان اسیران از کربلا٢ـ برگزاری مجلس ابن زیاد ملعون۱ـ حرکت کاروان اسیران از کربلاعمربن سعد ملعون روز یازدهم محرم سال ۶۱ هـ.ق.تا ظهر در زمین کربلا ماند و بر کشتگان سپاه خود نماز خواند و آنان را به خاک سپرد؛ در حالی که بدن امام حسین(علیه السلام) به همراه ۷۲ تن از اصحاب […]

١ـ حرکت کاروان اسیران از کربلا٢ـ برگزاری مجلس ابن زیاد ملعون۱ـ حرکت کاروان اسیران از کربلاعمربن سعد ملعون روز یازدهم
محرم سال ۶۱ هـ.
ق.
تا ظهر در زمین کربلا ماند و بر کشتگان سپاه خود نماز خواند و آنان را به خاک سپرد؛ در
حالی که بدن امام حسین(علیه السلام) به همراه ۷۲ تن از اصحاب گران قدرش بدون کفن برزمین گرم کربلا مانده
بود.
چون روز به نیمه رسید، عمر بن سعد دستور داد تا اهل بیت امام حسین‌(علیه السلام) را بر شترها سوار
کردند.
حضرت زین-العابدین‌(علیه السلام) را در حالی که بیمار بود نیز با غل و زنجیر بر اشتری سوار نمودند .
هنگام حرکت کاروان اسرا از کنار قتلگاه، صدای شیون و گریه بانوان بلند شد که به یکباره غوغایی در کربلا
به پا شد.
حضرت زینب‌(سلام الله علیها) با چشمی خون فشان رو به بدن مطهر برادر کردند و فرمودند: «به فدای آنکس که
سپاهش روز دوشنبه غارت شد! به فدای آنکس که ریسمان خیامش را قطع کردند!

به فدای آنکس که نه
غایب است تا امید بازگشتنش باشد و نه مجروح است که امید بهبودش باشد! به فدای آنکس که جان من
فدای او باد! به فدای آنکس که با دلی اندوهناک و با لبی عطشان او را شهید کردند! به فدای
آنکس که از محاسنش خون می‌چکید».
نکته قابل توجه در این فرمایش حضرت زینب(سلام الله علیها) آن است که شهادت امام حسین(علیه السلام) و غارت خیمه
های آن حضرت را روز دوشنبه بیان فرموده‌اند در حالی که بنا به گفته تمام تاریخ نویسان روز عاشورا، روز
جمعه یا شنبه بوده است.
از این رو باید گفت که این کلام بلند آن حضرت، به روز دوشنبه‌ای اشاره دارد که غاصبان خلافت در
سقیفه بنی ساعده دور هم جمع شدند تا سنگ بنای انحراف و گم راهی میلیون‌ها مسلمان را بگذارند؛ پس در
همان جا واقعه کربلا را نیز که ثمره این فتنه ننگین بود، طراحی نمودند و در حقیقت خنجری که شمر
ملعون در عصر عاشورا بر گلوی نازنین امام حسین‌(علیه السلام) قرار داد، غاصبان خلافت در سال ۱۱ هـ .
ق.
آن را از غلاف بیرون آورده و برای کشتن امام حسین‌(علیه السلام) آماده کرده بودند.
آنکه طرح بیعت شـورا فکـند خود همانجا طرح عاشورا فکند ۲ـ برگزاری مجلس ابن زیاد ملعون عمر بن سعد روز
یازدهم محـرم به کوفه آمد و عبـیدالله بن زیـاد، بـابرگزاری مجلس باشکوهی، اذن عمومی داد تا مردم در مجلسش حاضر
شوند.
آن گاه سر مقدس امام حسین‌(علیه السلام) را مقابل او گذاشتند و او به آن نگاه و تبسم می‌نمود و
با چوبی که در دست داشت جسارت می‌کرد.
در این هنگام زید بن ارقم برخاست و در حالیکه می‌گریست، فریاد زد: «چوبت را از لب و دندان حسین‌(علیه
السلام) بردار که من با چشم خود دیدم رسول خدا‌(صلی الله علیه و اله) لبان مبارک خویش را بر همین
لب و دهان گذارده بود!» ابن زیاد ملعون به او گفت: «اگر پیرمردی سالخورده نبودی و عقل خود را از
دست نداده بودی، گردنت را می‌زدم!» پس در این هنگام زید از جا برخاست و روانه خانه‌اش شد

دوازده محرّم الحرام

١ـ
دفن شهدای کربلا٢ـ ورود کاروان اسرای کربلا به کوفه ٣ـ شهادت امام سجاد‌(علیه السلام)۱ـ دفن شهدای کربلاروز دوازدهم محرم سال
۶۱ هـ .
ق.
عده‌ای از قبیله بنی‌اسد برای دفن بدن مطهر امام حسین(علیه السلام) و اصحابشان به کربلا آمدند.
اما از آنجا که بدن‌ها معمولاً سر نداشتند و بیشتر آنها بر اثر ضربات شمشیر پاره پاره شده بود و
قابل شناسایی نبودند، بنی اسد متحیر شده بودند.
در این هنگام امام سجاد(علیه السلام) به معجزه الهی تشریف آوردند و بدن‌ها را یک به یک به آنان معرفی
نمودند و خود آن حضرت نیز بدن مطهر پدر بزرگوارش را در حالی‌که به شدت می‌گریستند به خاک سپردند.
سپس روی قبر مطهر چنین نوشتند: « هذا قبر الحسین بن علی بن ابی طالب الذّی قتلوه عطشاناً غریباً».

۲ـ ورود کاروان اسرای کربلا به کوفه

در صبح روز دوازدهم محرم سال ۶۱ هـ.
ق.
کاروان اُسرای اهل بیت‌(علیهم السلام) وارد کوفه شدند.
سرهای مقدس شهدا را در جلوی محمل‌ها حرکت می‌دادند تا اینکه این کاروان را در تمام کوچه‌ و بازارهای شهر
گرداندند.
راوی در بیان گوشه‌ای از این جریان، چنین می‌گـوید: «دیـدم مـردم کوفه به کودکان گرسنه‌ای که در محملها نشسته بودند،
نان و خرما می‌دادند که در این اثنا حضرت ام کلثوم‌(سلام الله علیها) با مشاهده این رفتار، فریاد برآوردند: «ای
مردم کوفه! صدقه بر ما خاندان حرام است!»؛ و نان و خرما را از دست کودکان می‌گرفتند و پس می‌دادند.
صدای شیون و گریه مرد و زن بلند شده بود که دوباره حضرت ام کلثوم(سلام الله علیها) فرمودند: «ای مردم
کوفه! مردانتان ما را می‌کشند و زنانتان به حال ما می‌گریند؟! میان ما و شما، خدا در روز قیامت داوری
می‌کند.» در این هنگام حضرت زینب‌(سلام الله علیها)، حضرت فاطمه صغری(سلام الله علیها)، حضرت ام‌کلثوم (سلام الله علیها) و امام
زین‌العابدین‌(علیه السلام) هر کدام خطبه‌های جداگانه‌ای ایراد فرمودند که در این خطبه‌ها، علاوه بر بیان فضایل اهل بیت‌(علیهم السلام)، مظلومیت
امام حسین‌(علیه السلام) و اصحابشان و بی‌وفایی و بیعت شکنی مردم کوفه را یادآور شده و به افشاگری دستگاه حکومت
یزید پرداخته‌ شده است.

 ۳ـ شهادت امام سجاد‌(علیه السلام)

بنا بر روایتی شهادت امام سجاد‌(علیه السلام) در روز دوازدهم محرم سال ۹۴ هـ.
ق.
در ۵۷ سالگی واقع شد.
حضرت زین‌العابدین‌(علیه السلام) در دوران خفقان و مظلومیت شیعه به سر می‌بردند؛ از این رو مجال حضور فعال درجامعه را
نداشتند.
با وجود این اوضاع و احوال، به نشر احکام و مسایل دین اسلام به هر نحو ممکن می‌پرداختند.
از آن جمله بسیاری از مسایل مهم اعتقادی، اخلاقی و اجتماعی و …
را در قالب دعا برای شیعیان بیان می‌فرمودند.
مدت امامت آن بزرگوار ۳۴ سال بود که سرانجام به دست ولید‌بن عبدالملک مسموم شدند و به شهادت رسیدند و
پیکر پاکشان در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد .

سیزده محرّم الحرام

١ـ اسرای اهل بیت‌(علیهم السلام) در مجلس ابن زیاد٢ـ نامه عبیدالله بن زیاد به یزید

٣ـ شهادت عبدالله بن عفیف

۱ـ اسرای اهل
بیت‌(علیهم السلام) در مجلس ابن زیاددر روز سیزدهم محرم سال ۶۱ هـ.
ق.
بعد از آنکه سرهای مقدس شهدای کربلا را به همراه اسرای اهل بیت(علیهم السلام) در شهر کوفه گرداندند، اهل بیت
امام حسین(علیهم السلام) را وارد دارالاماره ابن زیاد کردند.
آن ملعون دستور داد تا سر مقدس اباعبدالله الحسین(علیهم السلام) را پیش رویش قرار دهند؛ آن گاه زنان و کودکان
آن حضرت را به همراه امام سجاد‌(علیهم السلام) در حالیکه با طناب بسته بودند، وارد مجلس او نمودند و در
برابر آن ملعون ایستاده نگاه داشتند.
نقل شده است که حضرت زینب‌(سلام الله علیها) به صورت ناشناس و در حالی که لباس‌های کهنه‌ای دربر داشتند، وارد
مجلس شدند و گوشه‌ای از قصر در کنار زنان نشستند.

ابن زیاد سؤال کرد: «این که بود در آنجا با گروهی از زنان نشست؟!» حضرت زینب(سلام الله علیها) پاسخ
ندادند.
ابن زیاد برای بار دوم و سوم سؤال خود را تکرار کرد.
تا اینکه یکی از کنیزان گفت: «این بانو دختر فاطمه(سلام الله علیها)، دختر رسول خداست».
ابن زیاد روی به جانب حضرت زینب(سلام الله علیها) نمود و گفت: «خدای را سپاس که شما را رسوا کرد
و کشت! و گفته‌های شما نادرست از کار درآمد!» حضرت زینب‌(سلام الله علیها) فرمودند: «خدای را سپاس که ما را
به پیامبر خود، حضرت محمد(صلی الله علیه و اله) گرامی داشت و از پلیدی‌ها پاک گردانید.
فاسق، رسوا می‌شود و نابکار دروغ می‌گوید و چنین فردی، ما نیستیم بلکه دیگری است».

ابن زیاد ملعون گفت: «کار خدا را با برادر و اهل بیت خود چگونه دیدی؟!» حضرت زینب‌(سلام الله علیها) فرمود:
«چیزی جز نیکی و زیبایی از جانب خداوند ندیدم.
آنان گروهی بودند که خداوند شهادت را بر ایشان مقدّر فرموده بود که به سوی جایگاه ابدی خویش شتافتند و
در آن آرمیدند».
عبیدالله بن زیاد از پاسخ‌های کوبنده آن حضرت بسیار خشمگین شد و تصمیم به قتل ایشان گرفت ولی عمر بن
حریث گفت: «او زن است و زن را بر سخنش ملامت نمی کنند».
هم چنین در برابر جواب‌های کوبنده حضرت سجاد‌(علیه السلام) اراده قتل آن حضرت را نمود که با وساطت حضرت زینب‌(سلام
الله علیها) از قصد پلیدش منصرف شد .
پس از برگزاری این مجلس شوم، عبیدالله دستور داد تا اهل بیت‌ امام حسین‌ (علیهم السلام) را در زندان کوفه
نگه دارند و نیز قاصدان خبر قتل امام حسین‌(علیه السلام) را در همه جا منتشر کنند .

۲ـ نامه عبیدالله بن زیاد به یزید

در روز سیزدهم محرم سال ۶۱ هـ.
ق.
عبیدالله به یزید نامه‌ای نوشت و او را از شهادت امام حسین‌(علیه السلام) و اهل بیت آن حضرت با خبر
ساخت.
چون نامه به دست یزید رسید و از مضمون آن آگاه شد، در جواب نوشت تا سر مقدّس امام حسین
(علیه السلام) و سایر شهدا را به همراه اسیران به سمت شام بفرستد.

۳ـ شهادت عبدالله بن عفیف‌

عبدالله بن عفیف ازدی یکی از اصحاب بزرگوار امیرمؤمنان (علیه السلام) بود که در جنگ‌های جمل و صفین در رکاب
آن حضرت جنگید و دو چشم خویش را از دست داد و از آن پس مدام به عبادت مشغول بود.
او در سیزدهم محرّم الحرام سال ۶۱ هـ .
ق.
به دستور عبیدالله بن زیاد به شهادت رسید.
جریان شهادت عبدالله بن عفیف چنین بود: او در مسجد کوفه حاضر بود و سخنان عبیدالله بن زیاد را گوش
می‌کرد.
آن گاه که ابن زیاد گفت: «حمد خدایی را که حق و اهل حق و حقیقت را پیروز کرد و
یزید و پیروانش را نصرت داد و کذّاب پسر کذّاب را بکشت!!»، او با تمام شجاعت و دلیری از جا
برخاست و گفت: «ای پسر مرجانه! کذّاب تویی و پدرت و آنکس که تو و پدرت را بر این جایگاه
و سِمَت قرار داد.
ای دشمن خدا! فرزندان پیامبر(صلی الله علیه و اله) را از دم شمشیر می‌گذرانی و این چنین جسورانه بر منبر
مؤمنان سخن می‌گویی؟! عبیدالله بن زیاد که انتظار چنین پیش‌آمدی را نداشت با شدت عصبانیت فریاد زد: «او را نزد
من بیاورید».
مأموران از هر طرف هجوم آوردند تا او را بگیرند اما حمایت شدید افراد قبیله عبدالله بن عفیف آنان را
ناکام گذاشت.
شب هنگام مأموران پلید ابن زیاد به خانه او ریختند و آن بزرگوار را از خانه خارج کردند و با
ضربات شمشیر به شهادت رساندند.
آنگاه ابن زیاد ملعون دستور داد تا سر از بدنش جدا کرده، بدنش را در کوفه به دار آویزند
پانزده محرّم الحرام

 ورود نمایندگان طایفه «نَخَع» به مدینه و پذیرش دین اسلام

رسول گرامی اسلام‌(صلی الله علیه و اله) در مدت ۲۳ سال در مکه و مدینه مردم
را به دین مبین اسلام دعوت می‌نمودند و از شرک، بت‌پرستی و کفر باز می‌داشتند.
در این مدت بسیاری از طایفه‌های شبه جزیره عربستان با میل و رغبت باطنی خویش، دین اسلام را پذیرا می
شدند و خود را از گمراهی رهایی می‌بخشیدند.
بنابر نقل تاریخ نویسان، آخرین گروهی که بر پیامبرخدا وارد شدند و اسلام اختیار نمودند، طایفه «نَخَع» بود.
از این طایفه، حدود دویست تن در پانزدهم محرم سال ۱۱ هـ .
ق.
وارد مدینه شده، به محضر رسول خدا‌(صلی الله علیه و اله) رسیدند و با آن حضرت بیعت نمودند و به
دین مبین اسلام گرویدند.
بعدها نیز مردان این قبیله در حمایت از خاندان پیامبر(صلی الله علیه و اله) فداکاری‌های فراوانی کردند.
۱۹
محرّم الحرام

حرکت کاروان اسیران کربلا از کوفه به طرف شام

یزید ملعون در جواب نامه عبیدالله بن زیاد به او دستور داد تا کاروان اُسرای کربلا را
به همراه سرهای مطهر شهدا به شام بفرستد.از این رو در روز نوزدهم محرم سال ۶۱ هـ.
ق.
این کاروان از کوفه به طرف شام حرکت کرد.
البته برخی نقل کرده‌انـد که ابن زیاد زن‌ های غیر هاشمیه
در کاروان اُسرا را با شفاعت اقوامشان آزاد کرد و فقط زن‌های هاشمیه برای اسارت به شام برده شدند
۲۰ محرّم الحرام

 مراسم عروسی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

بنا بر قول مشهور شب بیست و یکم محرم سال دوم هجری شب عروسی زینت زنان
بهشت، حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) و امیرمؤمنان علی‌(علیه السلام) است.
در روایتی از امام صادق‌(علیه السلام) آمده است که: «اگر خداوند متعال، علی‌(علیه السلام) را برای زهرا (سلام الله علیها)
نمی‌آفرید، در سراسر زمین از آدم گرفته تا انسان‌های بعدی، همسر و همتایی برای حضرت فاطمه(سلام الله علیها) وجود نداشت».
در مورد جریان این مراسم چنین نقل شده است که در این شب، پیامبر اکرم‌(صلی الله علیه و اله) پارچه
ای طلبیدند و بر پشت استر خود که «شهبا» نام داشت، افکندند و به حضرت فاطمه‌(سلام الله علیها) فرمودند: «بر
آن سوار شو» پس فاطمه سوار شد.
سلمان فارسی، صحابی بزرگ پیامبر (صلی الله علیه و اله) ، زمام استر را گرفت و رسول خدا‌ در پشت
سر حرکت می‌کردند.
در مسیر راه جبرئیل و میکائیل با هفتاد هزار فرشته حضرت زهرا(سلام الله علیها) را همراهی می‌کردند و تکبیر می‌گفتند.
رسول خدا (صلی الله علیه و اله) نیز تکبیر می‌گفت، و به این ترتیب تکبیرگفتن در عروسی‌ها سنت گردید.
پس از آنکه پیامبر(صلی الله علیه و اله) آن¬ها را تا خانه زفاف بدرقه نمودند، در آن خانه برای آن
دو بزرگوار دعا کردند و سپس از خانه بیرون آمدند .
۲۵ محرّم الحرام

 ١ـ شهادت سیّد الساجدین علی بن الحسین‌(علیهما السلام)

٢ـ قتل «محمد امین» به دستور برادرش «مأمون»۱ـ شهادت سیّد الساجدین علی بن الحسین‌(علیهما السلام) بنا
بر روایت مشهور امام سجاد(علیه السلام) در ۲۵ محرّم الحرام سال ۹۴ هـ.
ق.
به شهادت رسیدند.
آن حضرت پس از گذراندن عمری پر برکت که در یکی از حساس‌ترین دوره‌های تاریخ اسلام واقع شد، ویژگی‌های مهمی
در بین مردم داشتند؛ زیرا فضایل و مکارم اخلاقی آن حضرت در هر مجلس و محفلی بیان می‌شد و امام
در دل‌ها و عواطف مردم جا گرفته بود.
این وضع بر امویان بسیار سخت بود و آنها را می‌رنجاند و از همه کس بیشتر ولید بن عبدالملک، کینه
امام را در دل داشت که بارها می‌گفت: «من تا وقتی علی بن الحسین‌(علیه السلام) در دنیا باشد راحت نیستم».
از این رو وقتی ولید زمام سلطنت را به دست گرفت، مصمم شد امام را مسموم کند؛ لذا زهر کشنده‌ای
برای کارگزارش در مدینه فرستاد و به او دستور داد تا آن را به امام بخوراند و آن نانجیب نیز
دستور ولید ملعون را عملی کرد.
زهر در بدن نازنین امام کارگر شد و بدین صورت حضرت سید الساجدین، علی بن الحسین‌(سلام الله علیها) در ۵۷
سالگی در مدینه طیبه به شهادت رسیدند.
از پیکر پاک امام سجاد‌(علیه السلام) در شهر مدینه تشییع بی‌نظیری شد.
توده‌های مردم از مناطق مختلف بر جنازه آن حضرت حاضر شدند و همگی با دل‌های پریشان و شکسته در هاله‌ای
از اشک با امام مظلوم خویش وداع کردند.
امام باقر(علیه السلام) بدن مطهر پدر گرامیشان را در قبرستان بقیع در کنار قبر عمویشان حضرت مجتبی‌(علیه السلام) به خاک
سپردند .
۲ـ قتل «محمد امین» به دستور برادرش «مأمون»هارون الرشید در زمان حیات خود، پسر خویش محمد امین را که مادرش
زبیده بود، جانشین خویش قرار داد و پسر دیگرش عبدالله مأمون را که بزرگتر از امین بود، ولیعهد امین قرار
داد.
پس از مرگ هارون، امین به مدت پنج سال خلافت کرد و برادرش را از ولیعهدی خلع نمود.
مأمون که در خراسان امارت داشت به کمک ایرانیان بر ضد برادرش قیام کرد و سرانجام طاهر بن حسین ذوالیمینین
را با سپاهی عظیم به بغداد فرستاد و در جنگی که بین دو سپاه مأمون و امین در گرفت، سپاه
امین شکست خورد و طاهر، فرمانده سپاه مأمون، در ۲۵ محرم سال ۱۹۸ هـ .
ق.
امین را کشت و سرش را به مرو منتقل کرد و بدین گونه خلافت عباسی به مأمون منتقل شد .
۲۶محرّم الحرام

١ـ شهادت علی بن الحسن المثلث‌٢ـ محاصره شهر مکه و سنگ باران کعبه توسط سپاه یزید

۱ـ شهادت علی بن الحسن المثلث

در بیست و ششم محرم سال ۱۴۶ هـ.
ق.
علی بن حسن بن حسن بن حسن بن علی (علیه السلام) در ۴۵ سالگی در زندان منصور که در آن
روز و شب تشخیص داده نمی‌شد، در حالیکه غل و زنجیر بر دست و پای مبارکش بود به درجه والای
شهادت نایل شد .

۲ـ محاصره شهر مکه و سنگ باران کعبه توسط سپاه یزید

بعد از شهادت سید الشهداء‌(علیه السلام) و یارانشان در کربلا و اسارت اهل بیت آن حضرت چهره یزید بن معاویه
بیش از پیش برای همه مسلمانان بی اعتبار و بی‌مقدار شد و همچنین فساد و بی‌بندوباری دربار یزید، مردم را
به شورش بر ضد حکومت یزید واداشت.
به همین علت شورش‌هایی بر ضد یزید در سال ۶۳ هـ .
ق.
در حجاز به وجود آمد که از آن جمله اهالی مکه اقدام به مخالفت علنی و درگیری مسلحانه با سپاهیان
و عاملان یزید در آن شهر کردند و توانستند مکه را از دست عامل یزید بیرون آورند.
پس از انتشار این خبر، سپاهیان شام به مکه هجوم بردند و در ۲۶ محرم سال ۶۴ هـ .
ق.
آن شهر را محاصره نمودند و بر اهالی آن بسیار سخت گرفتند.
آنها بر بلندیهای اطراف مکه، منجنیق‌های بزرگی نصیب کرده بودند و به وسیله آنها مکه را سنگ‌باران می‌کردند.
مردم شهر به مسجدالحرام پناه بردند ولی حَصین بن نُمِیر دستور داد تا مسجدالحرام و کعبه را نیز نشانه گیرند
و این محاصره و تهاجم به مکه تا ۴۵ روز ادامه داشت .
۲۸محرم الحرام

١ـ رحلت حذیفه بن یمان٢ـ ورود کاروان اسرای اهل بیت‌(علیهم السلام) به بعلبک ٣ـ تبعید امام
جواد‌(علیه السلام) به بغداد۱ـ رحلت حُذیفه بن یمان

حذیفه بن یمان یکی از اصحـاب بـزرگوار رسول گـرامی اسـلام‌ و از
خواص امیرمؤمنان علی‌(علیه السلام) بود.
حذیفه یکی از هفت نفری بود که بر جنازه مطهر حضرت صدیقه طاهره، فاطمه زهرا‌ (سلام الله علیها) نماز خواند.
در جریان توطئه قتلی که منافقان پس از واقعه غدیرخم چیدند و می‌خواستند در بازگشت از غدیرخم در مسیر راهی
که از میان کوه می‌گذشت شتر پیامبر(صلی الله علیه و اله) را بترسانند تا برمد و حضرت به دره سقوط
کند، که جبرئیل این نقشه را به اطلاع رسول خدا(صلی الله علیه و اله) رسانید.
پیامبر‌(صلی الله علیه و اله) چون به محل مورد نظر رسید، منافقان با چهره‌های بسته هر کدام ظرفی که داخل
آن پر از سنگ ریزه بود، رها کردند و شروع به سر و صدا و فریاد نمودند؛

اما عمار،
مهار ناقه رسول خدا‌ را محکم گرفته و حذیفه هم در کنار آن حضرت بود که سرانجام توطئه پلید آن
منافقان کور دل نقش بر آب شد.
پیامبر اکرم منافقان را یک به یک به جناب حُذیفه معرفی نمود که آنها عبارت بودند از: ابوبکر، عمر، عثمان،
ابوعبیده، معاذ بن جبل، سالم، معاویه، عمروبنالعاص، طلحه، سعدبن ابی وقاص، عبدالرحمن بن عوف، ابوموسی اشعری، مغیره بن شعبه و
ابوهریره، که حذیفه همه را به خاطر سپرد و به همین دلیل غاصبان خـلافت بعد از آن واقعه از حذیفه
می‌ترسیدند که مبادا آنها را به مردم معرفی کند .
حذیفه سالها والی مداین بود و چهل روز پس از آنکه امیرمؤمنان علی(علیه السلام) به خلافت رسیدند، در آنجا رحلت
فرمود و به خاک سپرده شد.
او قبل از رحلت به دو فرزندش، صفوان و سعید، وصیت کرد که همیشه ملازم امیرمؤمنان‌(علیه السلام) باشند و ایشان
هم به وصیت پدر عمل نمودند تا در جنگ صفین به شهادت رسیدند .

۲ـ ورود کاروان اسرای اهل بیت‌(علیهم السلام) به بعلبک بنا بر نقلی، کاروان اسرای اهل بیت‌(علیهم السلام) در بیست و
هشتم محرم سال ۶۱ هـ.
ق.
در مسیر شام وارد شهر بعلبک شدند که مردم جاهل این شهر به استقبال نیزه‌داران و مأموران حکومتی رفتند و
از آنان پذیرایی مفصلی نمودند.
حضرت امّ کلثوم(سلام الله علیها) با دیدن این منظره در حق آنان نفرین کردند .

۳ـ تبعید امام جواد‌(علیه السلام) به بغداد در ۲۸ محرم سال ۲۲۰ هـ.
ق.
امام جواد(علیه السلام) به دستور معتصم از مدینه به بغداد تبعید شد .
معتصم برای اینکه امام جواد (علیه السلام)را بیشتر زیر نظر داشته باشد و ارتباطات شیعیان را با آن حضرت کنترل
و محدود کند، دستور داد تا امام از مدینه به بغداد هجرت نماید.

العالم

بهترین و سریعترین روش مهاجرت به استرالیا
آگهی استخدام همکار در سایت های نیک صالحی و پرشین وی
تاریخ بروزرسانی : 2016-10-20 / گردآوری :
/
امتیاز : 1 تعداد رای :1
برچسب ها:
اخبار مرتبط :
یونیک ویزاسامسونگکفش پاشنه مخفیدکتر تاجبخش
دکتر بتول طاهری
نظر خود را بنویسید-نظرات کاربران (۰)
بهره مندى از وجود امام زمان در دوران غیبت چگونه است
بهره مندى از وجود امام زمان در دوران غیبت چگونه است
شخصیت مختار ثقفی به عنوان منتقم خون امام حسین (ع)
شخصیت مختار ثقفی به عنوان منتقم خون امام حسین (ع)
امام حسن مجتبی (ع) شجاع‌ترین چهره تاریخ اسلام
امام حسن مجتبی (ع) شجاع‌ترین چهره تاریخ اسلام
آیا جنسیت فرشته های الهی زن است؟
آیا جنسیت فرشته های الهی زن است؟
شهدای کربلا حبیب بن مظاهر ، پیر میدان دار عشق
شهدای کربلا حبیب بن مظاهر ، پیر میدان دار عشق
سرنوشت پسران و دختران مسلم بن عقیل چه شد؟
سرنوشت پسران و دختران مسلم بن عقیل چه شد؟
خصوصیات مسئولین نظام برای نجات جامعه از دیدگاه قرآن
خصوصیات مسئولین نظام برای نجات جامعه از دیدگاه قرآن
خطبه بی بدیل حضرت زینب (س) در کوفه
خطبه بی بدیل حضرت زینب (س) در کوفه
یونیک ویزاسامسونگکفش پاشنه مخفیدکتر تاجبخشدکتر بتول طاهری