داستان بسیار جالب از مرگ اختیاری پیرمرد

داستان بسیار جالب از مرگ اختیاری پیرمرد دین و اندیشه

در این مطلب به موضوع داستان مرگ اختیاری پیرمرد پرداخته ایم.

روایات و داستان های جالبی درباره مرگ وجود دارد که یکی از آن ها درباره مرگ اختیاری است در ادامه همراه با Niksalehi شوید تا درباره داستان مرگ اختیاری پیرمرد بخوانید.

داستان مرگ اختیاری

مرحوم هیدجی از علمای طهران بود.
او منکر موت اختیاری بوده است و خلع روح را به طور اختیاری محال میدانسته.و او این در جه و
کمال را برای مردم ممتنع میپنداشته است،و در بحث با شاگردان خود جدا انکار مینمود و رد میکرد.یک شب در
حجره ی خود بعد از بجا اوردن فریضه ی عشا رو به قبله مشغول تعقیبات بوده است ،که ناگهان پیر
مردی دهاتی وارد شده ،سلام کرد و عصایش را در گوشه ای نهاد و گفت:جناب اخوند!تو چه کار داری به
این کارها!

هیدجی گفت:چه کارها،پیرمرد گفت:مرگ اختیاری و انکار ان ،این حرفها به شما چه مربوط است.هیدجی گفت::این وظیفه ی ماست،بحث
و نقد و تحلیل کار ماست ،درس میدهیم،مطالعات داریم،روی این کارها زحمت کشیده ایم،الکی و سر خور نمیگوییم.پیر گفت: مرگ
اختیاری را قبول نداری؟

حکیم گفت نه پیر مرد در مقابل دیدگان او پای خود را به قبله کشیده و به
پشت خوابید و گفت:انا لله و انا الیه راجعون و از دنیا رحلت کرد.و گویی ۱۰۰۰سال است که مرده است.حکیم
مظطرب شد .

مرگ اختیاری پیرمرد

و گفت:خدایا این بلا بود که امشب بر ما وارد شد؟حکومت ما را چه میکند؟میگوین مردی را رد حجره بردیدو
او را کشتید و سم دادید یا خفه کردید.بیخودانه دویدم و طلاب را خبر کردم،انها به حجره امدند وهمه متحیر
و از این حادثه نگران شدند بالا خره خادم مدرسه میخواست تابوتی بیاورکه شبانه او را به فضای شبستان ببرند
تا فردا برای تجهیزات و اسشهادات امده شوند،که ناگاه پیر مرد از جا برخاست ونشست و گفت:بسم الله الرحمن الرحیم
سپس رو به حکیمهیدجی کرد ه ولبخندی زد و گفت حالا باور کردی؟هیدجی گفت:اری باور کردم،به خدا باور کردم اما
امشب پدر مرا امشب در اوردی ،جان ما را گرفتی؟پیرمرد گفت:اقا جان!تنها به درس خواندن نیست ،عبادت نیمه شب هم
لازم دارد،تعبد هم میخواهد.

از همان شبحکیم رویه و راه خود را تغییر داد،نیمی از ساعات خود را برای مطالعه کردن و نوشتن و
تدریس کردن قرار میدهد و نیمی را برای تفکر و ذکر و عبادت خدای عزو جل..
شبها از بستر خواب پهلو تهی میکند وبه انجا که میخواهد میرسد.

داستان مرگ اختیاری

مرگ

بد نیست درباره مرگ بیشتر بخوانید

حادیث و روایات زیادی نیز درباره مرگ اختیاری بیان شده است اما مهمترین حدیثی که عرفا در این باره به آن استناد می کنند «موتوا قبل اَن تموتوا»(بمیرید قبل از آن که بمیرید )است که منظور از مردن ترک انانیت و فردیت و فدا کردن خواسته های نفسانی در راه رضای حضرت حق است .

صوفیه و عرفای راستین با آگاهی و شناخت صحیح از آیات و روایات ، مر گ اختیاری را در عرفان مطرح کردند و آن را شرط اصلی رسیدن آدمی به کمال مطلوب معرفی نمودند.

نجم الدین رازی درباره این نوع مرگ در مرصاد العباد آورده است:«این صفت طایفه ای است که پیش از مرگ صورتی به اشارت «موتوا قبل آن تموتوا» به مرگ حقیقی بمرده اند و چون پیش از مرگ بمردند، حق تعالی ایشان را پیش از حشر زنده کرد و معاد مرجع ایشان، حضرت خداوندی ساخت که : «ثم یحییکم ثم الیه ترجعون» در این عالم به صورت نشسته اند و از هشت بهشت به معنا گذشته اند» ]۲ ص۳۶۴]

مولانا جلال الدین نیز با آشنایی کامل به قرآن وروایات صحیح اسلامی وبا توجه به دید گاههای عارفان قبل از خود در مثنوی به شرح وتوضیح مرگ اختیاری می پردازد و در قالب داستانها وتمثیلهای زیبا این مفهوم بلند عرفانی را به تصویر می کشد که در این مقاله گوشه ای از هنر نماییهای این بزرگ جاودانه آورده شده است.

نسل آفتاب

 

در ایام قرنطینه در منزل بی نهایت کارتون ببینین
رقص و آواز شاد در بیمارستان میلاد اصفهان
تاریخ بروزرسانی : 2021-08-04 / گردآوری :
/
برچسب ها:
اخبار مرتبط :