داستانی زیبا و خواندنی از زندگی امام حسین

داستانی زیبا و خواندنی از زندگی امام حسیندین و اندیشه

داستانی از زندگی امام حسین , مرد عرب آنها را برداشت و گفت 🙁 اللّه اعلم حیث یجعل رسالته ) یعنى : یعنى خداوند بهتر مى داند مه رسالتش را رد مجا قرار دهد.

داستانی زیبا و خواندنی از زندگی امام حسینReviewed by Admin on Oct 5Rating:

داستانی از زندگی امام حسین

داستانی از زندگی امام حسین , روزى امام حسین علیه السلام در گوشه اى از مسجد پیامبر صلى اللّه علیه
و آله نشسته بود.

کمک به اندازه معرفت فقیر

روزى امام حسین علیه السلام در گوشه اى از مسجد پیامبر صلى اللّه علیه و آله نشسته
بود.
مردى عرب نزد او آمد و گفت : یابن رسول اللّه من باید یک دیه کامل بپردازم و توان اداى
آن را ندارم .
نزد خودم مى روم و از کریمترین مردم درخواست مى کنم و کسى را کریمترین مردم درخواست مى کنم و
کسى را کمتر از اهلبیت رسول خدا صلى اللّه علیه و آله نمى شناسم .
امام حسین علیه السلام فرمود: اى برادر عرب من سه سوال مى کنم اگر یکى از آنها راجواب دادى یک
سوم بدهى تو را مى پردازم و اگر دو مساءله را پاسخ دادى دوثلث آن را ادا مى کنم و
اگر هر سه سوال را جواب دادى تمام بدهى تو را مى پردازم .
مردعرب گفت : یابن رسول اللّه آیامانند شما از مانند من (که عربى جاهل و بى سواد هستم ) سوال
مى کند؟ شما که اهل علم و شرف و بزرگى هستید؟

داستانی از زندگی امام حسین

داستانی زیبا و خواندنی از زندگی امام حسین

امام حسین علیه السلام فرمود: بله شنیدم که جدم
رسول اللّه خدا صلى اللّه علیه و آله فرمود: (المعروف بقدر المعروفه ) (به اندازه معرفت احسان شود). مرد عرب
گفت : هر چه مى خواهید سوال کنید اگر دانستم جواب مى دهى و اگر ندانستم از شما مى آموزم
.
(و لاقوه الاباللّه ) چ امام علیه السلام پرسید: (اى الاعمال افضل ) (کدام اعمال بهترند؟) جواب دادن (الایمان باللّه
) ( ایمان به خدا ) حضرت پرسید: (فما النتجاه من المهلکه ) (راه نجات از مهلکه کدام است ؟)
پسخ داد: (الثقه باللّه ) (اعتماد و توکل بر خداوند.
امام علیه السلام سوال کرد: (فمایزین الرجل ) (چه چیزى به مرد زینت مى بخشد؟) مرد عزب جواب داد: (علم
معه حلم ) (توکل توام با بردبارى ) حضزت فرمود: اگر علم وحلم نداشت چه چیزى او را زینت مى
دهد؟مرد عرب : (فقر معه مروه ) (مال همراه بامروت ) امام علیه السلام : اگر از فقر و صبر
هم بر خوردار نبود چه ؟ مرد عرب : ( صاعقه تنزل من السماء و تحرفه فانه اهل لذلک )(
صاعقه اى از آسمان پائین آید واو را آتش زند که مستحق چنین عذابى است ) امام علیه السلام خندید
و کیسه اى را که در آن هزار دینار زر سرخ بود به او داد و انگشترى را که دویست
درهم ارزش داشت به او بخشید و فرمود: طلاها را به طلبکارانت بپرداز و پول انگشتر را صرف مخارج زندگى
نما.
مرد عرب آنها را برداشت و گفت 🙁 اللّه اعلم حیث یجعل رسالته ) یعنى : یعنى خداوند بهتر مى
داند مه رسالتش را رد مجا قرار دهد.

همچنین بخوانید :  ۲۰ حدیث زیبا از زبان امام حسین (ع)
تاریخ بروزرسانی : 2017-10-05 / گردآوری :
/
برچسب ها:
اخبار مرتبط :
یونیک ویزاهم سامدکتر تاجبخشدکتر بتول طاهری
ویدئو