حکایت فوق العاده جالب حق نوح بر گردن شیطان

حکایت فوق العاده جالب حق نوح بر گردن شیطاندین و اندیشه

هنگامی که نوح قوم خود را نفرین کرد و هلاکت آنها را از خدا خواست (وطوفان همه را در هم کوبید) ابلیس نزد او آمد و گفت:توحقی بر گردن من داری که من می‌خواهم آن را تلافی کنم!!! نوح (در تعجب فرو رفت) گفت: بسیار بر من گران است که حقی بر تو داشته باشم، […]

هنگامی که نوح قوم خود را نفرین کرد و هلاکت آنها را از خدا خواست (وطوفان همه را در هم
کوبید) ابلیس نزد او آمد و گفت:توحقی بر گردن من داری که من می‌خواهم آن را تلافی کنم!!! نوح (در
تعجب فرو رفت) گفت: بسیار بر من گران است که حقی بر تو داشته باشم، چه حقی؟!! گفت همان نفرینی
که درباره قومت کردی و آن ها را غرق نمودی، و احدی باقی نماند که من او را گمراه سازم،
من تا مدتی راحتم، تا زمانی که نسل دیگری بپاخیزند و من به گمراه ساختن آن ها مشغول شوم.
نوح (با اینکه حداکثر کوشش را برای هدایت قوم خود کرده بود، در عین حال ناراحت شد و)به ابلیس گفت:
حالا چه جبرانی می خواهی بکنی؟ گفت: درسه موقع به یاد من باش! که من نزدیکترین فاصله را به بندگان
در این سه موقع دارم: هنگامی که خشم تو را فرا می گیرد به یاد من باش! هنگامی که میان
دو نفر قضاوت می کنی به یاد من باش! و هنگامی که با زن بیگانه ای تنها هستی و هیچ
کس در آنجا نیست باز به یاد من باش! تفسیر نمونه جلد ۶، ص۱۴۲
همچنین بخوانید :  شرع و مساله تفکیک جنسیتی دانشگاهها
تاریخ بروزرسانی : 2013-10-26 / گردآوری :
/
برچسب ها:
اخبار مرتبط :
هم سامدکتر تاجبخشدکتر بتول طاهریویدئو
ویدئو