ترس ازمرگ یک وحشت همه گیر

ترس ازمرگ یک وحشت همه گیردین و اندیشه

مرگ «ترس از مرگ»، علت‏هاى گوناگون دارد.در یک نگاه کلى مى‏توان انسان‏ها را از این جهت به سه گروه – ناقصان، متوسّطان و کاملان تقسیم کرد.دلیل وحشت از مرگ در انسان‏هاى ناقص، این است که انسان به حکم فطرت خود، حب به بقا و میل به جاودانگى دارد و از فنا، زوال و نیستى متنفر […]

مرگ «ترس از مرگ»، علت‏هاى گوناگون دارد.
در یک نگاه کلى مى‏توان انسان‏ها را از این جهت به سه گروه – ناقصان، متوسّطان و کاملان تقسیم کرد.
دلیل وحشت از مرگ در انسان‏هاى ناقص، این است که انسان به حکم فطرت خود، حب به بقا و میل
به جاودانگى دارد و از فنا، زوال و نیستى متنفر است و از آنجا که مرگ را نیستى مى‏پندارد، از
مرگ تنفر دارد.
خداوند متعال، عقیده این گروه از انسان‏ها را چنین بیان مى‏کند: «إِنْ هِیَ إِلاَّ حَیاتُنَا الدُّنْیا نَمُوتُ وَ نَحْیا وَ
ما نَحْنُ بِمَبْعُوثِینَ»؛ (مۆمنون (۲۳)، آیه ۳۷) ؛ «جز این زندگانى دنیاى ما چیزى نیست، مى‏میریم و زندگى مى‏کنیم و
دیگر برانگیخته نخواهیم شد».
متوسطان – که ایمانشان به عالم آخرت کامل نیست به دلیل غفلت از حیات اخروى و توجّه به امور دنیوى
و تلاش در آبادانى آنها، از مرگ مى‏ترسند.
امام صادق‏علیه السلام مى‏فرماید: «روزى مردى به سوى ابوذر آمد و پرسید: چرا ما از مرگ کراهت داریم؟ ابوذر در
پاسخ گفت: به دلیل آنکه شما دنیا را آباد کردید و آخرت را خراب؛ پس مى‏ترسید که از آبادانى به
سوى خرابى انتقال یابید» (بحارالانوار، ج ۶، ص ۱۳۷، ح ۴۲) ریشه این غفلت، پیروى از خواسته‏هاى نفسانى، مخالفت با
حضرت حق یا آرزوهاى دراز است.
امیرمۆمنان‏علیه السلام در کلام گران سنگى مى‏فرماید: «…
آیا کسى نیست که از گناه توبه کند، پیش از آنکه مرگش فرا رسد؟…
شما را فرموده‏اند که بار بربندید و توشه برگیرید.
من بر شما از دو چیز بیشتر مى‏ترسم: به دنبال هواى نفس رفتن و آرزوى دراز در سر پروریدن»(نهج البلاغه،
خطبه ۲۸، ص ۲۹) اُستُن این عالم اى جان غفلت است‏ هوشیارى این جهان را آفت است‏ هوشیارى زان جهان
است و چوآن‏ غالب آید پست گردد این جهان‏ این متوسطان و غافلان، به حدى از مرگ غافل‏اند که به
تعبیر حضرت على‏علیه السلام «گویا مرگ را در دنیا، براى غیر ما نوشته و حق را بر عهده جز ما
هشته‏اند و گویى آنچه از مردگان مى‏بینیم، مسافران‏اند که به زودى نزد ما باز مى‏آیند و آنان را در گورهایشان
جاى مى‏دهیم و میراثشان را مى‏خوریم! پندارى ما پس از آنان، جاودان به سر مى‏بریم!» (نهج البلاغه، کلمات قصار ۱۲۲،
ص ۳۸۲) هر ترس و وحشتى از مرگ، بد و منفى و هر خوفى از آن هم خوب و مثبت
نیست.
اگر ترس از مرگ، بر اثر غفلت و محدودیت نظر باشد، وحشتى منفى و نابخردانه است که باید عامل آن
(دنیادوستى) را از بین برد.
اما اگر وحشت از مرگ، براساس خوف از عظمت حق تعالى و ترس از چگونگى رویارویى با خداوند باشد، ترسى
مثبت و از سر شوق و عشق است اما گروه سوم، انسان‏هاى کامل و مۆمنان وارسته‏اند و ترسشان، مثبت وارزشى
است.
در حقیقت آنان از عظمت خداوند متعال مى‏ترسند.
هراس آنان همانند وحشت وابستگان به دنیاى مادى و دل دادگان به تعلّقات آن نیست.
حضرت حق در قلب اولیاى الهى، تجلّى کرده و موجب هیبت آمیخته به شوق‏شده است.
بنابراین تجلّى الهى و عظمت ادراک و شهودشان، آنان را به هیبت و خوف مبتلا کرده است.
درست مانند زمانى که عاشق دل داده، پس از سال‏ها دورى و رنج، اجازه ملاقات با معشوق را پیدا مى‏کند؛
تمام وجود او آکنده از ترس و اضطراب است که نکند پس از سال‏ها هجران، عملى از او سر بزند
و او از دیدار محبوب خود محروم شود.
دل عاشقان خداوند متعال، در هنگام ملاقات با حضرت حق – که با مرگ سرفصلى از آن آغاز مى‏شود مى‏تپد
و وحشتناک و ترسناک مى‏شود؛ ولى این خوف غیر از ترس‏هاى معمولى است.
امام خمینى، چهل حدیث، صص ۳۰۳ – ۳۰۷ (مرکز نشر فرهنگى رجاء، چاپ اول، تابستان ۱۳۶۸) هراس انسان‏هاى آن سویى،
از طول سفر، توشه کم و بزرگى و عظمت مقصد است.
(نهج البلاغه، کلمات قصار ۷۷، ص ۳۷۲) ایشان، به تبع قرآن کریم، مرگ را چون زندگى، امتحان بزرگ الهى مى‏دانند
(ملک (۶۷)، آیه ۲) و مى‏ترسند که از این آزمون، سربلند بیرون نیایند و به حقیقت آزمون انسان‏هاى کامل، بسیار
سخت است که حتى درک آن نیز براى ما مشکل مى‏نماید.
هیچ مرده نیست پرحسرت زمرگ‏ حسرتش آن است کش کم بود برگ‏ ورنه از چاهى به صحرا اوفتاد در میان
دولت و عیش و گشاد زین مقام ماتم و تنگین مُناخ‏ نقل افتادش به صحراى فراخ مقعد صدقى نه ایوان
دروغ‏ باده خاصى نه مستیى زدوغ مقعد صدق و جلیسش حق شده‏ رسته زین آب و گل آتشکده‏ ورنکردى زندگانیى
منیر یک دو دم ماندست مردانه بمیر قیامت با این توضیحات اجمالى و مختصر، روشن مى‏شود که هر ترس و
وحشتى از مرگ، بد و منفى و هر خوفى از آن هم خوب و مثبت نیست.
اگر ترس از مرگ، بر اثر غفلت و محدودیت نظر باشد، وحشتى منفى و نابخردانه است که باید عامل آن
(دنیادوستى) را از بین برد.
اما اگر وحشت از مرگ، براساس خوف از عظمت حق تعالى و ترس از چگونگى رویارویى با خداوند باشد، ترسى
مثبت و از سر شوق و عشق است.
گفتنى است اگر چه اولیاى الهى در برخى حالات، با درک عظمت حق و توجه به سنگینى مسئولیت خویش، از
مرگ هراسناک‏اند؛ اما از سوى دیگر شوق دیدار یار، حالتى براى آنان به وجود مى‏آورد که اعلام مى‏دارند: «علاقه ما
به مرگ، از علاقه کودک به پستان مادر بیشتر است».
در پایان، توجه به امور زیر در باور مرگ و یادآورى آن و پند گرفتن از آن، مۆثر و مفید
است: یکم.
اندیشه درباره مرگ به ویژه در خلوت و اینکه مرگ تنها پلى است که ما را از خانه عمل، به
خانه پاداش و جزا منتقل مى‏سازد.
همچنین تفکر در این نکته که انسان براى این دنیاى فانى و زندگى زودگذر، آفریده نشده؛ بلکه آفرینش او براى
زندگانى ابدى است که مرگ آغاز سفر بدان جا است.
دل عاشقان خداوند متعال، در هنگام ملاقات با حضرت حق – که با مرگ سرفصلى از آن آغاز مى‏شود مى‏تپد
و وحشتناک و ترسناک مى‏شود؛ ولى این خوف غیر از ترس‏هاى معمولى است دوّم.
زیارت اهل قبور و تماشاى قبرهاى پوسیده و سنگ متلاشى شده و اندیشه در این مسئله که چه انسان‏هایى روزگارانى
زندگى مى‏کردند و اکنون همگى در این گورستان‏ها خوابیده‏اند و هیچ یادى از آنان نیست.
جسم آنها اگر چه خاک شده و غذاى مورچگان گردیده است؛ اما آنان همگى در محضر پروردگار عالم حاضرند و
پاداش رفتار نیک یا کیفر کردار بد خود را مى‏بینند و این سرنوشتى است که دیر یا زود ما نیز
بدان خواهیم رسید.
سوّم.
شرکت در تشییع جنازه و تدفین اهل ایمان و یادآورى این نکته که روزى ما نیز همانند آن فرد، بر
روى دوش آشنایان و بستگان به گور سپرده خواهیم شد.
پس کردار، رفتار و گفتار خود را بر اساسى تنظیم کنیم که مرگ ما، موجب آسایش ابدى ما بشود.
چهارم.
تلاوت و تدبر در آیاتى که در مورد مرگ و قیامت است (به ویژه نگاه اندیشمندان به آیات عذاب) و
مطالعه و تفکر در روایات فراوانى که در این باره وارد شده است.
پنجم.
توجه به این نکته که مرگ نیستى و نابودى نیست؛ بلکه دریچه‏اى براى ‏ورود به عالمى بزرگ‏تر و گسترده است.
مرگ ما را از خانه عمل و امتحان، به خانه ابدى محاسبه و پاداش مى‏برد و هر چه در دنیا
کاشته‏ایم، در قبر ظهور پیدا مى‏کند و برداشت مى‏شود.
کسى که در دنیا با ایمان و عمل صالح سپرى کرده، قبر او «روضه من ریاض الجنه» است و آن
که دنیایش را با بى ایمانى و بدکردارى سپرى کرده، قبرش «حفره من حفر النیران» است.
آرى قبر همه انسان‏ها، ظاهرى مشابه دارد؛ اما باطن آن متفاوت است: یا بهشت است یا جهنم.
آن که دنیا را با ایمان و عمل صالح سپرى کرده، هم اکنون در بهشت است و مرگ او را
به این سعادت ابدى مى‏رساند.
پیک مرگ براى چنین فردى، پیک بشارت و سعادت است.
زندگى بهشت‏مدار او در دنیا، موجب شده که باطنش، بهشت گشته و مرگ او را به بهشت ببرد (قبرش بهشت
است).
اما آن که با سوء اختیار خود، در دنیا بدکردار بوده، هم اکنون در جهنم است؛ منتها همانند مردم مست
و بى‏هوش، مى‏سوزد و ادراک نمى‏کند.
آن‏گاه که پیک مرگ آمد، در حقیقت او به هوش مى‏آید و آن‏گاه جهنمى که خود براى خود، فراهم کرده
بود، به چشم جان مى‏بیند و با همه وجود مى‏چشد.
منبع : سایت پرسمان
آگهی استخدام همکار در سایت های نیک صالحی و پرشین وی
بهترین و سریعترین روش مهاجرت به استرالیا
تاریخ بروزرسانی : 2013-02-23 / گردآوری :
/
برچسب ها:
اخبار مرتبط :
یونیک ویزاهم سامتور کیشکفش پاشنه مخفی
دکتر تاجبخشدکتر بتول طاهری
چرا برخی افراد از روزی بیشتری بهره مند می شوند؟!
چرا برخی افراد از روزی بیشتری بهره مند می شوند؟!
علت بیشتر بودن گناه غیبت از زنا
علت بیشتر بودن گناه غیبت از زنا
راز پاشیدن آب روى قبرمرده چیست؟
راز پاشیدن آب روى قبرمرده چیست؟
آشنایی با عوامل مرگ قلب از منظر قرآن کریم
آشنایی با عوامل مرگ قلب از منظر قرآن کریم
از منظر قرآن فلسفه مهریه ای که برای زنان در نظر گرفته شده است، چیست؟
از منظر قرآن فلسفه مهریه ای که برای زنان در نظر گرفته شده است، چیست؟
توصیه امام رضا (ع ) برای افزایش طول عمر انسان
توصیه امام رضا (ع ) برای افزایش طول عمر انسان
جزئیاتی درباره کرامت امام حسن (ع)
جزئیاتی درباره کرامت امام حسن (ع)
صفات شبیه‌ترین افراد به رسول اکرم(ص)
صفات شبیه‌ترین افراد به رسول اکرم(ص)