اهل بیت امام حسین (ع) چگونه توانستند اسلام و تشیع را زنده نگه دارند؟

اهل بیت امام حسین (ع) چگونه توانستند اسلام و تشیع را زنده نگه دارند؟ دین و اندیشه

ا توجه به این که افراد مختلف به امام حسین(علیه السلام)می گفتند:سرنوشت شما مشخص است چرا خانواده خود را به کُشتن می دهید و آنها را به دست گرگان می سپارید که دچار عذاب و مصیبت شوند.امام حسین(علیه السلام)فرمودند:این دستور الهی و خواست خداوند است.خواست خداوند به این معنا است که اگر مُبَلّغ و تبلیغ کن نهضت امام حسین(علیه السلام)نباشد به مطلبی که بارها شنیدیم اگر زینب نبود کربلا در کربلا می ماند می رسیدیم و اگر امام سجاد(علیه السلام)نبود تمام زحمات سیدالشهداء(علیه السلام)به هدر می رفت.

 اهل بیت امام حسین و زنده نگه داشتن اسلام و تشیّع
نقش اهل بیت امام حسین (علیهم السلام)در زنده نگه داشتن اسلام و عاشورا

با توجه به این که افراد مختلف به امام حسین(علیه السلام)می گفتند:سرنوشت شما مشخص است چرا خانواده خود را به
کُشتن می دهید و آنها را به دست گرگان می سپارید که دچار عذاب و مصیبت شوند.امام حسین(علیه السلام)فرمودند:این دستور
الهی و خواست خداوند است.خواست خداوند به این معنا است که اگر مُبَلّغ و تبلیغ کن نهضت امام حسین(علیه السلام)نباشد
به مطلبی که بارها شنیدیم اگر زینب نبود کربلا در کربلا می ماند می رسیدیم و اگر امام سجاد(علیه السلام)نبود
تمام زحمات سیدالشهداء(علیه السلام)به هدر می رفت.
امام با توجه به نقش بسیار مهمی که در جهت اصلاح و زنده کردن اسلام و اُمت جدشان برداشتند و
می خواستند گژی ها و انحرافات را برطرف کند و راه خداوند را به همه نشان دهد و مردم را
به اسلام و پیامبر(صلی لله علیه و آله و سلم)دعوت کند.
خداوند تبارک و تعالی زمینه را طوری طراحی کرد که اهل بیت امام حسین (علیه السلام)در دل دشمن قرار
بگیرند، روشنگری کنند و تمام شبهاتی که دشمنان در این مدت به وجود آورده بودند از بین ببرند.
تبلیغات سنگینی که در طول مدت حاکمیت طاغوت بزرگ یعنی فرعون آن زمان یعنی معاویه و یزید برنامه ریزی
کردند از اسلام چیزی نماند بود و علاوه بر آن تبلیغات سنگینی که علیه امام حسین(علیه السلام)راه اندازی کردند و
گفتند خارجی است.خارجی به این معنا نیست که از کشور دیگری آمده است خارجی یعنی خروج بر امام حق و
قیام علیه دولت حق یعنی می گفتند:امام حسین(علیه السلام)شخصی است که علیه دولت قانونی و الهی یزید قیام کرده و
می گفتند وقتی کسی علیه دولت اسلام قیام کند و بخواهد دولت اسلام را سرنگون کند وظیفه دولت اسلام این
است که با او مقابله کند.علمای بزرگ اسلام و فقهای آن زمان فتوا نوشتند و تبلیغات سوء کردند که:امام حسین(علیه
السلام)بر علیه دولت حق قیام کرده و مُرتد شده، هر کس علیه دولت حق قیام کند جزای او مرگ است.آنها
این کار خود ر ا تا بعدازظهر عاشورا انجام دادند.در این میان چه کسی باید روشنگری و مباحث را روشن
می کرد و می گفت اینان غاصب هستند و بویی از اسلام نبرده اند،آنها هستند که راه سیدالشهداء(علیه السلام)را غضب،
احکام اسلامی را دگرگون و حکومت اسلامی را تبدیل به حکومت سلطنتی کرده اند.امام باید از طرف خداوند تعیین شود
نه از طریق وراثت.
امام باید شایستگی،دین شناسی و عدالت داشته باشد تا احکام خداوند را اجرا کند نه این که خودش عامل فساد،
تباهی، گناه و تبعیض باشد.

تلاش یزید برای فراموشی احکام دین و اهل بیت پیغمبر

از بعدازظهر عاشورا یکی از راههایی که وسیله ای برای معرفی امام حسین(علیه السلام)شد عزاداری و گریه بود.از همان لحظه
که حضرت زینب(سلام الله علیها)بدنهای سر بریده شهداء را دید به قدری عزاداری کرد که تمام لشکر گریه کردند.حضرت زینب(سلام
الله علیها)وجدانهای خفته را بیدار کردند و سخنرانی های مفصلی در مسیر راه انجام داد.با تبلیغاتی که یزیدیان کرده بودند
هنگام ورود اهل بیت امام حسین (علیه السلام)به کوفه مردم آنها را نمی شناختند عبیدالله ده هزار نفر نیروی
مسلح قرار داده بود و گفت کسی حق ندارد مسلح بیرون آید بعد اعلام کرد:سر خارجی ها، زنان و فرزندان
آنها که اسیر شده اند می آورند مردم بیائید پیروزی یزید را ببینید و جشن بگیرید.شخصی از حضرت زینب(سلام الله
علیها)سؤال کرد:شما از کدام اسیران هستید؟حضرت زینب(سلام الله علیها)فرمود:ما از اسیران آل محمد هستیم.مردم با شنیدن این جواب ناراحت شدند
و به فرزندان اسیر نان و آب دادند اما حضرت زینب(سلام الله علیها)فریاد زدند مگر شما نمی دانید صدقه بر
خاندان ما حرام است ما ذریه پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم)هستیم بعد نانها را گرفتند و نگذاشتند بچه
ها بخورند.بچه ها هم می گفتند:عمه ام فتوا داده صدقه بر ما حرام است،ما نمی خوریم.
مردم کوفه از امیرالمؤمنین علی(علیه السلام)و امام حسین(علیه السلام) آشنایی داشتند اما مردم شام هیچ آشنایی از اسلام نداشتند و
اسلام را فقط در معاویه می دیدند دشمنان به قدری علیه ائمه تبلیغات سوء کرده بودند که مردم شام به
جای این که بر ابلیس لعن کنند، لعن بر علی(علیه السلام)می کردند،هر خطیبی می خواست سخنرانی کند به جای این
که بر دشمنان پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم)لعن کند، لعن بر علی(علیه السلام)می کرد.در آن زمان بچه ها
را با بغض علی(علیه السلام)بزرگ می کردند.به خانه های شامی برّه می داند وقتی مردم آنها را چاق می کردند،
حکومت برّه ها را می گرفت و می گفت:برّه ها را معاویه داده اما علی(علیه السلام)از شما گرفته است.مردم غیر
از یزید و معاویه خانواده ای برای پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم)نمی شناختند.
تبلیغات سوء باعث شد پیرمرد شامی مقابل امام سجاد(علیه السلام)آمد و گفت:خدا را شکر می کنیم خداوند بزرگان شما را
کُشت و اسلام را از شرّ شما نجات داد و فتنه شما را در دین خداوند خاموش کرد(امروزه هم دشمن
از طریق ماهواره ها علیه حضرت امام(رحمه الله علیه)،مقام معظم رهبری و نظام جمهوری اسلامی تبلیغات سوء دارند و رادیو
و تلویزیونها در سراسر دنیا علیه نظام نوپای حق محبّ اهل بیت(علیهم السلام)و زنده کننده یاد امام حسین(علیه السلام)تبلیغات سوء
پخش می کنند)امام به پیرمرد فرمود:قرآن خواندی؟پیرمرد گفت:بله.
امام فرمود:آیه«قُل لَّا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبَى»(سوره شوری، آیه۲۳)را خواندی؟گفت:بله.امام فرمود:می دانی قربی چه کسی است؟پیرمرد گفت:نمی
دانم.امام فرمود:قربی ما هستیم خداوند دستور داده قُربای پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم)را دوست داشته باشید ببینید با
ما چه کردند.باز امام فرمودند:پیرمرد آیه خمس را خوانده ای؟گفت:بله.
امام فرمود:آن نیز ما هستیم.امام سؤال کردند:آیه تطهیر و معصوم بودن ائمه را خوانده ای؟گفت:بله،اینها را خواندم اما نمی دانستم
قربی و اهل بیت چه کسانی هستند و گفت خدایا مرا ببخش به درگاهت توبه می کنم که خاندان اهل
بیت(علیهم السلام)را نشناختم.

همچنین بخوانید :  دو خصوصیت مهم امام حسین
آثار حضور اهل بیت امام حسین (علیه السلام)در شام

یزید در مسجد اموی دستور داد: ای خطیب به منبر برو و تا جایی می توانی در باب معاویه و
خاندان ما صحبت کن.خطیب بالای منبر رفت و تا می توانست بر اهل بیت امام حسین (علیهم السلام)توهین کرد.امام سجاد(علیه
السلام)فرمود:وای بر تو ای گوینده!غضب خداوند را به جای رضایت خدا می خری،مردم را راضی می کنی اما خداوند از
تو ناراضی است.امام فرمود:یزید می گذاری بالای این چوب ها بروم و سخنانی بگویم که هم خداوند دوست دارد و
هم مردم فیض ببرند؟یزید نگذاشت زیرا امام را می شناخت و می گفت اینها از خانواده ای هستند که از
لحظه ای به دنیا آمده اند«ذقّ العلم ذقّا»علم را با تمام وجود چشیده اند.اگر او بالای منبر برود تا مرا
رسوا نکند پایین نمی آید.به یزید گفتند یک انسان آسیب دیده که خانواده خود را از دست داده چگونه می
تواند کاری انجام دهد بگذارید بالای منبر برود تا ببینیم چه می گوید.امام بالای منبر رفتند در ابتدای سخنانشان بحث
توحید را مطرح کردند بعد فرمودند:من فرزند مکه،زمزم،صفا،منا و عرفات هستم و در ادامه سخنانشان پیغمبر(صلی الله علیه و آله
و سلم)،امیرالمؤمنین علی(علیه السلام)و پدرشان امام حسین(علیه السلام)را معرفی کردند و با سخنانشان تبلیغات سوء دشمنان را آشکار کردند.یزید که
دانست رسوا می شود دستور داد اذان بگویند و نماز بخوانند تا مجلس را تمام کنند.
وقتی اذان به شهادت و نبوت پیامبر«اَشهَدُ انَّ مُحَمّد رَسولُ الله»رسید،امام مؤذن را قسم داد صبر کن و به یزید
فرمود:این آقایی که مؤذن تو اسمشان را باشرافت گفت جد تو است یا من؟اگر بگوئی جد خودت است که دروغ
گفته ای و اگر جد من است چرا پسر و نوه هایش را با لب تشنه کُشتی؟امام بلند گریه کردند
که انقلابی به پا شد.

وضعیت اوضاع مسلمانان بعد از شهادت امام حسین(علیه السلام)

امام سجاد(علیه السلام)می فرمایند:در صورتی که زادگاه اسلام مکه و مدینه بود،دشمنان جو را به قدری عوض کرده بودند و
چنان وضعیت بر ما اهل بیت امام حسین سخت کردند که در تمام مکه و مدینه ۲۰نفر نبود از ما
حمایت کند.بعد از شهادت امام حسین(علیه السلام)یک کاروان از زنان و مردان آوازه خوان و رقاص که زنی به نام
جمیله(جمیله زنی آوازه خان و خنیاگر بود)در میان آنها بود به مکه رفت.تمام مردم مکه از آنها استقبال کردند در
صورتی که از امام و فقیه اصلاً استقبال نمی کردند.بعد از این که کاروان حج خود را برگزار کرد به
مدینه برگشت باز تمام زن و مرد مدینه بالای پشت بام ها از این زن و کاروان رقاص استقبال کردند.
باید در این فضای ناآرام امام سجاد(علیه السلام)با شیوه عزاداری و گریه بر امام حسین(علیه السلام)اسلام را حفظ می کرد.

تلاش امام سجاد(علیه السلام)برای حفظ دین و استحکام تشیّع

یکی از کارهای بزرگی که امام سجاد(علیه السلام)انجام داد ایجاد کانون تربیتی بود.امام برده، کنیز و غلام می خرید، برای
آنها کلاس احکام دینی و معرفتی برگزار می کرد و بعد آنها را شب۱۹و۲۱و۲۳ رمضان در منا آزاد می کرد.از
این طریق امام سجاد(علیه السلام)بیش از هزار نفر مُبَلّغ تربیت کرد،این کار امام باعث کانون اصلاح و تربیت بزرگی شد.امام
از طریق دعا(صحیفه سجادیه)اسلام را زنده کرد تا جایی که بزرگان می گویند:مجدد اسلام امام سجاد(علیه السلام)است زیرا آنچه بود
با شهادت امام حسین(علیه السلام)از بین رفت اما امام سجاد(علیه السلام)اسلام را نجات داد.
ایشان باشیوه های مختلف به قدری اسلام را نگه داشتند که زمینه حوزه علمیه برای امام محمد باقر(علیه السلام)و امام
جعفر صادق(علیه السلام)بوجود آمد تا امروز اسلام به دست ما مسلمانان برسد.
امام سجاد(علیه السلام)در هر لحظه می خواستند آب یا غذا بخورند گریه می کردند و دستور می دادند مجلس عزا
و روضه خوانی برگزار شود ایشان سعی می کردند با شیوه های مختلف اسلام و تشیّع را حفظ کنند.امروز اسلام
خالص از برکت زحماتی که اهل بیت(علیهم السلام)از بعد از جریان عاشورا کشیدند به دست مسلمانان رسیده است.

شام و امام سجاد(علیه السلام)

از امام سجاد (علیه السلام)سوال کردند در دوران اسارت کجا بر شما سخت بود سه مرتبه فرمودند:امان از شام، امان
از شام، امان از شام.در شام مردم را طوری تربیت کرده بودند که مخالف اهل بیت امام حسین (علیهم السلام)بودند.فاصله
دروازه ساعات تا وارد شدن به قصر یزید کم بود اما امام می فرمایند:ما را نصف روز چرخاندند و به
خانواده یهودیان آن منطقه بردند و اعلام کردند آنها اجداد شما را کشته اند.یهودیان بالای پشت بامها رفتند و بر
سر اهل بیت امام حسین (علیه السلام)آتش و خاکستر ریختند که عمامه من آتش گرفت و آتش به کنار گردنم
افتاد اما پاهای مرا بسته بودند که نمی توانستم آتش را خاموش کنم.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته یاس

تاریخ بروزرسانی : 2016-11-02 / گردآوری :
/
برچسب ها:
گزارش خطا در خبر
اخبار مرتبط :
logo-samandehi