اذکاری که از آیات قرآن گرفته شده است

اذکاری که از آیات قرآن گرفته شده استدین و اندیشه

اذکاری که از آیات قرآن گرفته شده استReviewed by Esmaeeli on Nov 21Rating: در آموزه‌های دینی، به «سبحان الله» گفتن، «تسبیح» می‌‌گویند. تسبیح به معنای منزه، مبرا، پاک و مقدس دانستن خداوند است از هر نقص، عیب، نیاز، شریک و هر چیزی که سزاوار خداوند نیست.[۱] تسبیح در لغت هم خانواده سبح، یسبح، سبحاً و […]

اذکاری که از آیات قرآن گرفته شده استReviewed by Esmaeeli on Nov 21Rating:

در آموزه‌های دینی، به «سبحان الله» گفتن، «تسبیح» می‌‌گویند.
تسبیح به معنای منزه، مبرا، پاک و مقدس دانستن خداوند است از هر نقص، عیب، نیاز، شریک و هر
چیزی که سزاوار خداوند نیست.[۱]

تسبیح در لغت هم خانواده سبح، یسبح، سبحاً و سباحه (السبح: المر السریع فی الما
و فی الهواء) رفتن سریع در آب و هوا(مفردات راغب) سابح به معنی شناگر سریع و به نحو خاص می‌باشد
که در قرآن کریم درباره پیامبر صلی الله علیه و آله: و تو در روز تلاش مستمر و طولانی خواهی
داشت.
(مزمل/۷)، فرشتگان: و سوگند به فرشتگانی که در اجرای فرامین الهی با سرعت در حرکتند.
(نازعات/۳)، خورشید و زمین: نه خورشید را سزاست که به ماه رسد و نه شب را که بر روز پیشی
گیرد و هرکدام در مسیر خود شناورند، (یس/۴۰)، بکار رفته‌اند.

در اصطلاح به معنای سبحه: دانه‌های به نخ کشیده شده، تسبیح وسیله ذکر(فرهنگ عمید)

و در معنا از ریشه سبح،
یسبح، تسبیح به معنای منزه داشتن خداوند از هر نقص و کاستی می‌باشد (نمل/۸، اسری/۱۰۸) که در قرآن در موارد
زیر به آن اشاره رفته است:

تسبیح(سبحان الله) عبارت است از پاک و منزه دانستن خداوند از هر نقص و
عیب.

توضیح: در معناى تسبیح سه امر وجود دارد که بدون تحقق هر یک معناى حقیقى تسبیح حاصل نمى‏شود:

۱- نفى
هر نقصى از خداوند،

۲- علم و شعور تسبیح گوینده،

۳- قولى بودن تسبیح .
نسبت به تحقق امر اول در موجودات عالم بحثى نیست.
هر مخلوقى در این عالم با زبان فقر و احتیاج خود، خبر از خالق سبحان مى‏دهد و این همان معناى
تسبیح تکوینى است (هر مخلوقى در این جهان به عنوان این که معلول است، خبر از خالق و علت خود
مى‏دهد و از آن جا که موجود ناقص و نیازمندى است، خبر از کمال و بى‏نیازى علت خود مى‏دهد.

قرآن کریم درباره این معنی از تسبیح می فرماید:

الإسراء : ۴۴ «…
َ وَ إِنْ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِلاَّ یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لکِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبیحَهُمْ إِنَّهُ کانَ حَلیماً غَفُوراً ؛و هر موجودى،
تسبیح و حمد او مى‏گوید ولى شما تسبیح آنها را نمى‏فهمید او بردبار و آمرزنده است.
»امر دوم (شعور و آگاهى) نیز از دیدگاه قرآن در همه موجودات هست.
البته این بدان معنا نیست که علم همه موجودات، یکسان و از یک نوع است.
خداوند درباره اعضاى بدن انسان مى‏گوید:

همچنین بخوانید :  تسبیحات حضرت فاطمه
فصلت، ایه ۲۱ و ۲۲

«حَتَّى إِذا ما جاۆُها شَهِدَ عَلَیْهِمْ سَمْعُهُمْ وَ أَبْصارُهُمْ وَ جُلُودُهُمْ بِما کانُوا یَعْمَلُونَ
وَ قالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَیْنا قالُوا أَنْطَقَنَا اَللَّهُ اَلَّذِی أَنْطَقَ کُلَّ شَیْ‏ءٍ وَ هُوَ خَلَقَکُمْ أَوَّلَ مَرَّهٍ وَ إِلَیْهِ
تُرْجَعُونَ؛ تا چون بدان رسند، گوششان و دیدگانشان و پوستشان به آنچه مى‏کرده‏اند، بر ضدشان گواهى دهند و به پوست
بدن خود مى‏گویند: چرا بر ضد ما شهادت دادید؟ مى‏گویند: همان خدایى که هر چیزى را به زبان درآورده ما
را گویا گردانیده است و او نخستین بار شما را آفرید و به سوى او برگردانیده مى‏شوید»

ذکر «سبحان الله»
به صورت مکرر در قرآن آمده است؛ لذا هر ذکری که با واژه‌های «سبحان» و «سبحانه»، «سبحانک»، «سَبِّحْ» و

در قرآن وجود دارد می‌تواند به عنوان تسبیح در نظر گرفته شود، مانند:

۱٫
«سُبْحانَهُ وَ تَعالى‏ عَمَّا یَصِفُون»؛[۲] او منزه و فراتر است از آنچه وصفش مى‏‌کنند.

۲٫
«إِلهاً واحِداً لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ سُبْحانَهُ عَمَّا یُشْرِکُونَ»؛[۳] هیچ خدایى جز او نیست.
منزه است از آنچه شریکش مى‏‌‌سازند.۳٫
«سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا یَصِفُونَ»؛[۴]منزّه است خداوند از آنچه توصیف مى‏‌کنند.

۴٫
«سُبْحانَکَ أَنْتَ وَلِیُّنا»؛[۵] منزهى تو (از هر عیب و نقص)، تویى تنها دوست و سرپرست و یاور ما.

۵٫
«وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّک قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ غُرُوبِها…
»؛[۶] و پیش از طلوع آفتاب، و قبل از غروب آن تسبیح و حمد پروردگارت را بجا آور.۶

«سَبِّحِ اسْمَ
رَبِّکَ الْأَعْلَى»؛[۷] منزّه شمار نام پروردگار بلند مرتبه‌‏ات را.

تبیان

تاریخ بروزرسانی : 2014-11-21 / گردآوری :
/
اخبار مرتبط :
یونیک ویزاهم سامدکتر تاجبخشدکتر بتول طاهری
ویدئو