استبداد ستیز مشروعه‌خواه

استبداد ستیز مشروعه‌خواهادبیات فارسی

جام جم آنلاین: امروز سالروز شهادت شیخ فضل‌الله نوری است.شیخ فضل‌الله نوری ازجمله کسانی است که نام او با نهضت مشروطه پیوند خورده است.وی که ابتدا از حامیان اصلی نهضت میان طبقه روحانیون بود، در نهایت از سوی دسته‌ای از مشروطه‌خواهان به شهادت رسید.این که چرا تاریخ نام او را جزو حامیان ابتدایی مشروطه که […]

جام جم آنلاین: امروز سالروز شهادت شیخ فضل‌الله نوری است.
شیخ فضل‌الله نوری ازجمله کسانی است که نام او با نهضت مشروطه پیوند خورده است.
وی که ابتدا از حامیان اصلی نهضت میان طبقه روحانیون بود، در نهایت از سوی دسته‌ای از مشروطه‌خواهان به شهادت
رسید.
این که چرا تاریخ نام او را جزو حامیان ابتدایی مشروطه که در نهایت به مخالف درجه اول این جنبش
مبدل شد ثبت کرده، مساله‌ای است که نویسنده این مقاله خواهان پاسخ به آن است.
براساس این مقاله انگیزه اصلی شیخ فضل‌الله در موافقت اولیه با نهضت مشروطه، استبدادستیزی و انگیزه وی از مخالفت بعدی
با این نهضت، انحرافی است که به موجب آن مشروطه از مشروعیت فاصله گرفت و به سمت ضدیت با آن
سوق داده شد.
نام شیخ فضل‌الله با نام مشروطه پیوند خورده و سخن گفتن از هر یک بدون دیگری امکان ندارد.
شیخ فضل‌الله را غالبا از علمایی می‌شناسند که ابتدا با جنبش مشروطه موافق بود و در راه پیروزی آن گام
برداشت، ولی بعدها این نهضت را دچار انحراف دانست و بر آن تاخت تا جایی که حامیان مشروطه او را
محکوم و اعدام کردند.
او ابتدا اهداف مشروطه را بر صواب می‌دانست.
با تشکیل عدالتخانه صریحا موافقت کرد.
تحقق مشروطه و تشکیل مجلس را آرزوی تمام ملل مسلمان دانست، اما علت موافقت اولیه شیخ فضل‌الله با این جنبش
چه بود؟ اگر شیخ فضل‌الله با دلایل مقبول و معقول و مشروع با مشروطه موافقت کرد، چرا بعدها از همراهی
با این جنبش خودداری و بلکه علیه آن اقدام کرد؟ به نظر می‌رسد، تدقیق و توجه در معنای مشروطه و
آنچه مشروطه‌خواهان و مردم از این اصطلاح می‌فهمیدند، پاسخ به این مسائل را سهل‌تر کند.
بدون شک جنبش مشروطه بی‌تاثیر از دموکراسی اروپایی نبود.
تحصیلکرده‌های اروپا در آن زمان با مفاهیم فلسفه سیاسی غرب آشنا بودند و تفاوت‌های ساختار سیاسی کشور با آنچه در
غرب رواج داشت را تا حد زیادی درک می‌کردند.
به نظر می‌رسید ساختار حکومتی ایران همیشه (و نه صرفا در دوره قاجاریه) به نحوی بوده که حاکم و پادشاه
دارای قدرت مطلق و بدون حد و مرز بود که اصطلاحا به واسطه این ویژگی، حکومت را حکومت استبدادی یا
خودکامه می‌نامیدند.
حکومت استبدادی حکومتی است که در آن تصمیم حاکم به جای قانون بر همه شوون زندگی مردم سیطره دارد.
هیچ چارچوبی تصمیم‌گیری حاکم مستبد را محدود نمی‌کند.
او خود قانون است و آنچه او به آن حکم دهد قانونی است و آنچه از آن نهی کند، غیرقانونی
است.
حاکم مستبد نیازی ندارد که صحت و درستی تصمیم خود را برای مردم توجیه کند.
او مالک جان و مال مردم است.
با نگاهی به تاریخ پادشاهان ایران تا زمان مشروطه در دوره‌های مختلف و در زمان حاکمیت سلسله‌های متفاوت می‌بینیم که
تقریبا این ویژگیها در مورد همه آنها صادق است و تفاوت چندانی هم بین سلسله‌های مختلف حاکم در ایران وجود
ندارد.
پس از ورود اسلام به ایران و علی‌الخصوص قوت گرفتن تشیع در بین ایرانیان، این مساله وجود داشت که با
وجود دستورات اجتماعی زیادی که در فقه جعفری وجود دارد، آیا حاکمان می‌باید به این دستورات مقید باشند یا خیر.
با قوت گرفتن حوزه‌های علمیه و نفوذ روزافزون فقها در بین مردم، مساله جدیدی برای حکومت‌های استبدادی ایران ایجاد شد.
چراکه دستگاه حوزه به شکلی مستقل از حکومت ایجاد و اداره می‌شد و هیچ وابستگی مالی به حکومت نداشت و
از سوی دیگر بین مردم دارای مقبولیت دینی بود، بنابراین نهادی در کشور ایجاد شد که اعضای آن می‌توانستند مردم
را در مقابل حکومت علیه تصمیماتی که آنها را مشروع نمی‌دانستند، به قیام دعوت کنند.
این ویژگی، ویژگی‌ای استثنایی بود که صرفا برای این نهاد ایجاد شد و حتی پس از اعزام محصلان ایرانی به
اروپا و ظهور پدیده‌ای با نام روشنفکران، هیچ گاه چنین پایگاه مردمی برای روشنفکران ایجاد نشد.
بنابراین تا اینجا ما دو طیف از خواص را معرفی کردیم که استبداد و خودکامگی حکومت سلطنتی ایران را پذیرا
نبودند؛ فقهای حوزوی و روشنفکران تحصیلکرده اروپا هر دو با خودکامگی حکومت مخالف بودند و هر دو خواهان مقید شدن
و مشروط شدن قدرت حاکم بودند.
هر دو خواهان این بودند که قدرت حاکم محدود به حدود قانون شود و به عبارت دیگر قانون جایگزین استبداد
شود.
شرایط استبدادی که تا آن زمان بر ایران حاکم بود، حتی متفاوت از شرایط دیکتاتوری است.
یک دیکتاتور حداقل به قانونی که خود آن را وضع و پذیرفته پایبند است، ولی مستبد در هر لحظه هر
تصمیمی بگیرد لازم‌الاطاعه است و قادر است کاملا در هرزمان بنا بر تشخیص خود ابنالوقت عمل کند.
روحانیون و روشنفکران خواهان پایان بخشیدن به این وضعیت در ساختار سیاسی ایران شدند.
اما قدرت حاکم را با کدام قانون می‌باید محدود و مشروط کرد؟ این نقطه اختلاف شیخ فضل‌الله با روشنفکران بود.
(البته فقهایی نیز بودند که هم حامی مشروطه بودند و هم نظری متفاوت نسبت با نظر شیخ فضل‌الله داشتند) به
نظر شیخ فضل‌الله یکی از مهم‌ترین فقهای حامی مشروطه این قانون می‌باید همان قانون شرع باشد.
بر پادشاه لازم است تصمیمات خود را مقید و مشروط بر حدود شرعی کند و به این وسیله قدرت حاکم
کنترل می‌شود، اما از نگاه مشروطه‌خواهان روشنفکر، قانون همان است که به تصویب نمایندگان مردم در مجلس برسد.
البته شیخ فضل‌الله مخالف تشکیل مجلس قانونگذاری نبود، بلکه کاملا با تشکیل مجلس موافق بود و طرح مجلس شورای ملی
اسلامی را ارائه کرد که براساس آن تصمیمات اعضای مجلس مبنی بر قانونگذاری لازم‌الاطاعه است.
منتها با این قید که آنها قوانین اسلامی را به تصویب برسانند و بر همین اساس می‌باید گروهی از فقها
بر تصمیمات آنها نظارت کنند تا مبادا امری را که خلاف شرع اسلام است، به تصویب برسانند.
حکومت مشروطه مد نظر شیخ چنین بود: «قانون اساسی قرآن است؛ مذهب اسلام و طریقه جعفری اثنی‌عشریه…
، وجود مجلس شورای ملی اسلامی [لازم]، کار این مجلس عبارتست از تدوین و نظارت در اجرای مقررات مخصوصی که
قدرت شاه و دربار و دستگاه دولتی را محدود به حداقل کرده، از تعدیات مستبدانه ایشان جلوگیری کند و نظارت
در امور داخلی و خارجی دولت [را عهده‌دار شود]، وظیفه مجلس شورای ملی اسلامی وضع قانونات دموکراتیک نیست.
اگر کشورهای مسیحی احتیاج به وضع قانون دارند، از این است که قانون مذهبی ندارند، ولی شارع بر تمام جزییات
امور حیاتی، حتی مالی و اقتصادی، حکمی صحیح و دقیق دارد که در مشت فقهاست.» (سردار، ۲۸) تاکید او بر
محدود شدن قدرت شاه و دستگاه دولت به حداقل و جلوگیری از تعدیات مستبدانه آنها و نظارت در امور داخلی
و خارجی دولت، کاملا نشانگر این است که شیخ فضل‌الله در درجه اول در مقام یک استبدادستیز با مشروطه‌خواهان همراه
شد.
اما طرح او برای دسته مقابل مقبول نبود و پایبندی به حدود شرعی را نپذیرفتند؛ بنابراین در ادامه جنبش مشروطه
طرح مشروطه مشروعه شیخ فضل‌الله در مقابل طرح مدنظر سایر مشروطه‌خواهان مطرح شد.
پس از فتح تهران، شیخ فضل‌الله به عنوان مخالف نهضت مشروطه محاکمه و اعدام شد.
مدعیان مشروطه و قانونگرایی بسیار در محاکمه و اعدام شیخ تعجیل داشتند.
شیخ را در روز ۶ مرداد دستگیر و در روز ۱۱ مرداد (مصادف با ۱۳ رجب و روز ولادت امیرالمومنین
علی(ع))‌ در حالی که ۶۸ سال داشت، اعدام کردند.
بنابراین شیخ بیش از ۴ یا ۵ روز در زندان نماند(سر دار ۴۲). براساس مستندات تاریخی جلسه محاکمه وی به
ریاست شیخ ابراهیم زنجانی، یک ساعت و نیم بیشتر به طول نینجامید و حتی در جلسه دادگاه وقتی هنگام اقامه
نماز شد، شیخ از دادگاه خواست تا به وی اجازه اقامه نماز ظهر و عصر را بدهند و پس از
آن که نماز ظهر را خواند، حتی به اندازه نماز عصر او تحمل نیاوردند و جلسه را ادامه دادند.
نقل شده که شیخ در جلسه دادگاه مشروطه‌خواهان مخالف خود را متهم به لامذهبی و اغوای مردم کرد.
شیخ فضل‌الله پیش از اعدام بارها به نظر خود مبنی بر عدم مخالفت با مشروطه تاکید و اظهار کرد صرفا
با مشروطه‌ای که به سمت مدل دموکراسی اروپایی می‌رود مخالف است و نه با مشروطه‌ای که مقید به حدود اسلامی
باشد.
او نگرانی‌های خود را از مسیر انحرافی ای که جنبش مشروطه به سمت آن در حرکت است اعلام کرد و
آن را مبتنی براساسی باطل و ناصواب دانست.
او پای چوبه دار گفت: «خدایا تو خود شاهد باش که من آنچه را که باید بگویم به این مردم
گفتم.
خدایا تو خودت شاهد باش که من برای این مردم به قرآن تو قسم یاد کردم، گفتند قوطی سیگارش بود…
» (سر دار ۵۸).
مقصود شیخ از قضیه قوطی سیگار اشاره به این واقعه است که شیخ در یکی از نطق‌های تحصن حضرت عبدالعظیم،
سر پا می‌ایستد و قرآنش را از جیب بغل خود درمی‌آورد و ۳ مرتبه قسم می‌خورد که «به این قرآن،
به این قرآن، به این قرآن من با مشروطه مخالف نیستم.» و مخالفان شیخ در آنجا می‌گویند: «ما دیدیم، قرآن
نبود، قوطی سیگارش بود.».
(همان) بنابراین شیخ خواهان تحقق مشروطه اسلامی بود و نه مخالف مشروطه و نه حامی استبداد و جالب اینجاست که
بعد از این که مشروطه‌خواهان شیخ را اعدام می‌کنند، از بالای ایوان نظمیه فردی فریاد می‌کشد و به مردم می‌گوید:
«همچین فریاد بزنید که صدایش توی سفارت به گوشش برسه»! یعنی به گوش محمدعلی‌شاه.
(سر دار ۶۱) بنابراین جنبش مشروطه که در درجه اول با این هدف ایجاد شده بود که قدرت حاکم مستبد
را محدود به حدود قانونی کند، در نهایت به جایی کشیده شد که یکی از اصلی‌ترین مبارزاناستبداد‌ستیز را اعدام کرد.
اما آیا نگرانی‌های شیخ موجه بود یا این که بهتر بود او با سایر مشروطه‌خواهان همراه می‌شد و به همان
مشروطه‌ای که آنها می‌خواستند رضایت می‌داد؟ حوادثی که پس از مرگ شیخ فضل‌الله اتفاق افتاد، نشان دهنده این بود که
نگرانی‌های شیخ بی‌پایه و اساس نبود.
جنبشی که برای حاکمیت قانون در ایران و پایان بخشیدن به استبداد آغاز شد، به هرج و مرج کشید.
چراکه پس از متزلزل شدن جایگاه شاه مستبد قاجار به واسطه جنبش مشروطه، مشروطه‌خواهان نتوانستند پیام اولیه جنبش (یعنی حاکمیت
قانون به جای حاکمیت استبداد) را به عامه مردم منتقل کنند.
بنابراین با از میان رفتن جایگاه حاکم مستبد چیزی در جامعه جانشین آن نشد تا تضمین‌کننده امنیت و آرامش و
نظم جامعه شود.
جامعه ایرانی از سویی پیام «آزادی» نهضت مشروطه (که در اساس آزادی به معنای حفظ حقوق مردم در مقابل حکومت
و مقید شدن حکومت و مردم به حدود قانونی که براساس آن حقوق همه افراد جامعه تضمین شود) را به
معنای بی‌قید و بندی و هرج و مرج‌طلبی فهمید و تمایزی میان آزادی و هرج و مرج قائل نشد (نظریه
تاریخ و سیاست در ایران ۱۷۱) و از سوی دیگر با شهادت فقیهی چون شیخ فضل‌الله توسط مشروطه‌خواهان، جنبش مشروطه
را همچون جنبشی ضددینی و مخالف مذهب قلمداد کردند و حال آن که همان طور که پیشتر بیان شد، مذهب
و دستورات فقهی آن نزد مردم از پایگاه و جایگاه مهمی برخوردار بود.
مشروطه موجب هرج و مرج در کشور شد: «نتیجه، برپا شدن جنگی میان جناح‌ها برای حذف یکدیگر بود…
شگفت نیست که مشروطیت بیش از ۱۵ سال دوام نیاورد، ۱۵ سالی که بسیار بعید به نظر می‌رسید کشور از
آن جان به در برد.» (نظریه تاریخ و سیاست در ایران، ۱۸۰) چرا که جامعه از یک مستبد خلاص شد
ولی در دام هرج و مرج و زیاده‌خواهی مستبدان متعدد افتاد و ناامید و مایوس از مشروطه بازگشت به دوران
استبداد را آرزو کرد، زیرا هرچند در شرایط استبداد شاه مقید به هیچ حدودی نبود و مردم عملا از آزادی
برخوردار نبودند، ولی حداقل جامعه دارای امنیت و آرامش نسبی بود.
مردم ترجیح می‌دادند طرف آنها یک مستبد باشد و نه هزاران مستبد.
به این شکل زمینه‌های روی کارآمدن و قدرت گرفتن رضا شاه پهلوی که هیچ اعتقاد و بلکه شناختی نسبت به
آزادی‌های مشروع دولت، مشروطیت و قانون نداشت، فراهم شد.
آگهی استخدام همکار در سایت های نیک صالحی و پرشین وی
بهترین و سریعترین روش مهاجرت به استرالیا
تاریخ بروزرسانی : 2009-08-05 / گردآوری :
/
امتیاز : 1 تعداد رای :1
برچسب ها:
اخبار مرتبط :
یونیک ویزاهم سامتور کیشکفش پاشنه مخفی
دکتر تاجبخشدکتر بتول طاهری
به دختر ۱۴ ساله ام توصیه کردم˝پایی که جا ماند˝ را بخواند
به دختر ۱۴ ساله ام توصیه کردم˝پایی که جا ماند˝ را بخواند
«پایتخت جهنم» کتاب ممنوعه دوران مبارک منتشر می‌شود
«پایتخت جهنم» کتاب ممنوعه دوران مبارک منتشر می‌شود
خدا مادر زیبایت را بیامرزد
خدا مادر زیبایت را بیامرزد
اقلیم خاطرات امام و انقلاب
اقلیم خاطرات امام و انقلاب
نیما یوشیج از چوپانی تا شکار/ گزارش تصویری
نیما یوشیج از چوپانی تا شکار/ گزارش تصویری
خاطرات دوستی که با فریدون مشیری پیاده‌روی می کرد
خاطرات دوستی که با فریدون مشیری پیاده‌روی می کرد
باید و نبایدهای شعر و موسیقی که هر کدام ساز خود را می‌زنند
باید و نبایدهای شعر و موسیقی که هر کدام ساز خود را می‌زنند
از چگونگی خودسانسوری‌ روزنامه‌نگاران عرب آگاه شوید
از چگونگی خودسانسوری‌ روزنامه‌نگاران عرب آگاه شوید