ضرب المثل موقع رقص من هم میشه !

ضرب المثل موقع رقص من هم میشه !

 موقع رقص من هم میشه   مورد استفاده: به کسانی گفته می‌شود که با لجبازی کاری انجام می‌دهند که باعث اذیت و آزار دیگران می‌شود. در روستایی دور صاحب شتر و خری که از شدت کار و بارکشی لاغر و ناتوان شده بودند آنها را رها کرد. مرد فکر کرد دو حیوان مریض شده‌اند و آنها […]

ضرب المثل موقع رقص من هم میشه !

 موقع رقص من هم میشه

  مورد استفاده:

به کسانی گفته می‌شود که با لجبازی کاری انجام می‌دهند که باعث اذیت و آزار دیگران می‌شود.

در روستایی دور صاحب شتر و خری که از شدت کار و بارکشی لاغر و ناتوان شده بودند آنها را رها کرد. مرد فکر کرد دو حیوان مریض شده‌اند و آنها را رها کرد تا مجبور نشود غذای رایگان به آنها بدهد و درنهایت شاهد مرگ آنها باشد. دو حیوان که این رفتار صاحبشان را دیدند خیلی ناراحت شدند و با هم به راه افتادند و به کشتزاری خارج از شهر رفتند. آنها از صبح تا شب می‌چریدند و می‌خوابیدند. این دو حیوان که تمام عمرشان کار کرده بودند، کم کم از این وضعیت خوشحال شدند و تصمیم گرفتند همین جا راحت و آسوده با هم زندگی کنند. کم کم دو حیوان چاق شدند و توان از دست رفته‌شان بازگشت.

 

تا اینکه یک روز که خر با شادی تمام در حال آواز خواندن و عرعر بود، شتر گفت: آرام باش، صدای زنگوله‌ی شتر به گوش می‌رسد سکوت کن شاید صدای تو را بشنوند. بیایند ما را پیدا کنند و دوباره برای بارکشی ببرند ما تازه از بارکشی و کار راحت شده‌ایم. هر وقت رفتند دوباره چندین ساعت آواز بخوان.

 

خر که تازه سر ذوق خواندن آمده بود به حرف شتر بیچاره هیچ توجهی نکرد و به آوازخوانی خود ادامه داد. در اثر لجاجت خر شد آنچه که نباید می‌شد و کاروانی که از آن مسیر می‌گذشت صدای الاغ را شنید دنبال صدا را گرفت و خر و شتر را پیدا کرد. مرد جوان با خوشحالی به همسفرانش خبر داد که یک شتر و خر پیدا کرده. همراهانش آمدند و دو حیوان را گرفتند و اسباب و اثاثیه‌ای که با خود می‌بردند، مقدار زیادی را بر پشت این دو حیوان بستند و با خوشحالی حرکت کردند.

 

مسیر کوهستانی و پرپیچ و خم بود. شتر بیچاره وقتی مجبور بود سربالایی رود. به خر که زیر بار اسباب و اثاثیه در حال خفه شدن بود نگاه می‌کرد و می‌گفت: من خودم می‌کشمت. خر که انگار تازه فهمیده بود با زبانی که بی‌موقع باز شده چه مصیبتی برای خودش و دوستش رقم زده می‌گفت: چه کنم؟ حالا که شده من خودمم دارم زیر این بار خفه می‌شوم. ولی شتر هر لحظه که می‌گذشت کینه بیشتری از خر به دل می‌گرفت خر که می‌دانست کینه شتری یعنی چه بیشتر می‌ترسید.

 

آنها از کوهستان رد شدند و به رودخانه‌ای رسیدند. چون رودخانه پل نداشت کاروانیان مجبور بودند که هر طور شده از عرض رودخانه عبور کنند مردان کاروان فکر کردند با طنابی اثاثیه و حیوانات را به یکدیگر ببندند تا آب آنها را نبرد.

مردها همه کاروان را با طناب بستند و آماده عبور شدند. آب رودخانه زیاد بود و با شدت به آنها می‌خورد و آنها را تکان می‌داد. وسط رودخانه که رسیدند شتر که دید می‌تواند از این رودخانه‌ی خروشان عبور کند، شروع کرد به رقصیدن، خر بیچاره که به شدت از آب می‌ترسید و نمی‌توانست در آب راه برود چه برسد به حالا که باری سنگین بر دوشش بسته بودند شروع کرد به التماس که شتر جان نکن. خواهش می‌کنم در آب نرقص. این اثاثیه با شدت خودشان تکان می‌خورند، حالا تو که با طناب به من وصلی به آن تاب دهی من حتماً در آب می‌افتم و غرق می‌شوم.

 

شتر هم بی‌تفاوت از بلایی که ممکن است بر سر دوستش بیاید گفت: آخه حالا موقع رقص من شده! خر گفت: حالا، وسط آب. شتر با خونسردی گفت: چطور دیروز که به تو می‌گفتم نخون موقع آوازخوانی‌ات بود و نمی‌توانستی صرف‌نظر کنی. حالا هم موقع رقص من شده.

شتر اینقدر رقصید تا اینکه طناب پاره شد، خر تعادلش برهم خورد. در آب افتاد آب خر را با خود برد و حیوان نادان غرق شد.

راسخون

مطالب مرتبط :

داستان ضرب المثل آن مرحوم دیگر چه گفتند؟

داستان ضرب المثل از خودش دیوانه تر ندیده بود

داستان ضرب المثل یک روز من یک روز استاد

داستان ضرب المثل گنه کرد در بلخ آهنگری به شوشتر زدند گردن مسگری

داستان ضرب المثل بچه خمیره، خدا کریمه

چرا نیوشا ضیغمی خارج از ایران فرزندش را به دنیا می آورد + فیلم
دختر ایرانی که یک شبه قد بلند شد !
برچسب ها:
اخبار مرتبط :
سامسونگآیسان پروزازدکتر تاجبخشدکتر بتول طاهریمهر پروازعضویت در تلگرام
دکتر دین محمدیعضویت در تلگرامشارژعضویت در تلگرام
داستان ضرب المثل عجب کشکی سابیدم
داستان ضرب المثل عجب کشکی سابیدم
معمای تیله‌بازی با قاضی
معمای تیله‌بازی با قاضی
داستان ضرب المثل دوستی با مردم دانا نکوست
داستان ضرب المثل دوستی با مردم دانا نکوست
معمای جالب ساعت دیجیتال
معمای جالب ساعت دیجیتال
داستان ضرب المثل “خاک بر سر”
داستان ضرب المثل “خاک بر سر”
ضرب المثل خدا شری بدهد که خیر ما در آن باشد
ضرب المثل خدا شری بدهد که خیر ما در آن باشد
داستان ضرب المثل برو کشکتو بساب
داستان ضرب المثل برو کشکتو بساب
معمای چند نفر به سه زبان حرف می‌زنند؟
معمای چند نفر به سه زبان حرف می‌زنند؟
سامسونگآیسان پروزازدکتر تاجبخشدکتر بتول طاهریمهر پروازعضویت در تلگرامدکتر دین محمدیعضویت در تلگرامشارژعضویت در تلگرام