داستان ضرب المثل هرکه نقش خویش می بیند در آب

داستان ضرب المثل هرکه نقش خویش می بیند در آب

داستان ضرب المثل هرکه نقش خویش می بیند در آب

ضرب المثل هرکه نقش خویش می بیند در آب
یکی بود،یکی نبود.پیرزن و پیرمردی بودند که فقط دو دختر داشتند.دخترها شوهر کرده و از پیش آنها رفته بودند. روزی از روزها پیرمرد برای سر زدن به دختر ها ودامادهایش ازخانه خارج شد. زن در خانه ماند تا از گاو و گوسفند ها مراقبت کند . پیرمرد سوار خرشد و رفت و رفت تا به دهی که دختر بزرگتر در ان زندگی می کرد،رسید . به خانه دختر رفت. دختر وقتی پدر را دید شاد شد. او را بوسید و برایش چای تازه دم آورد. پیرمرد احوال داماد را پرسید. دختر گفت: الحمدلله خوب است. امسال زمینی خریدیم و با هم شخم زدیم .الان هم شوهرم روی زمین است ودانه می پاشد. اگر خدا بخواهد و این چند روز آسمان حسابی ببارد. دانه ها جوانه می زنند و کارمان حسابی سکه می شود.

 

پیرمرد گفت:ان شاءالله که می بارد خدا بزرگ است .مرد شب را در خانه دختر ماند. با داماد و دخترش شام خورد و صبح زود به قصد دیدار دختر کوچکتر از آنجا رفت…پیرمرد رفت و رفت تا به روستای بعدی رسید. به خانه دختر کوچک رفت دختر توی حیاط نشسته بود و جوراب می بافت. از دیدار پدر خیلی خوشحال شد. او را به ایوان خانه برد و هر چه خوراکی توی خانه داشت جلوی پدر گذاشت. پیرمرد از احوال او و دامادش پرسید. دختر جواب داد:شکر خدا خوب خوب هستیم. امسال به کمکم بیست بیست وپنج هزار تایی خشت زده ایم .اگر خدا لطف کند واین روزها باران نبارد و آفتاب همین طور گرم بتابد،خشت ها خشک می شوند و با فروش آنها برای یکی دوسال بارمان را خواهیم بست.اگر هم ببارد خشت ها زیر باران از بین می روند و نتیجه کارمان باد هوا می شود! پیرمرد گفت:ان شاءالله که نمی باردخدا بزرگ است.

همچنین بخوانید :  نان را پشت در می مالند ، ضرب المثلی برای افراد خسیس

 

پیرمرد شب را در خانه دختر ماند و با داماد و دخترش شام خورد و از هر دری حرف زد و صبح زود به طرف خانه خودش به راه افتاد. وقتی به خانه رسید پیرزن مشتاقانه جلو دوید و از وضع وحال دخترانش پرسید. پیرمرد گفت:نمی دانم چه بگویم.هرکدام آرزویی داشتند و از من می خواستندکه برای آنها دعاکنم،اگر دعایم مستجاب شود آن یکی آسیب میبیند.

 

زن او پاک نگران شده بود،گفت:چه شده مرد ؟ بگوببینم،پیرمرد تمام آنچه را که از دخترانش شنیده بودشنیده بود،تعریف کرد.زن او کمی فکر کرد و گفت:به خدا توکل کن.او خودش بهتر از ما می داند چه کند.

از آن به بعد وقتی بخواهند بگویند که هر کس سود خودش را درنظر می گیرد و فقط به فکر خودش است،می گویند: هرکه نقش خویش بیند در آب.

فرزند من

دختر ایرانی که یک شبه قد بلند شد !
چرا نیوشا ضیغمی خارج از ایران فرزندش را به دنیا می آورد + فیلم
اخبار مرتبط :
سامسونگآیسان پروزازدکتر تاجبخشدکتر بتول طاهریمهر پروازعضویت در تلگرام
دکتر دین محمدیعضویت در تلگرامشارژعضویت در تلگرام
داستان ضرب المثل عجب کشکی سابیدم
داستان ضرب المثل عجب کشکی سابیدم
معمای تیله‌بازی با قاضی
معمای تیله‌بازی با قاضی
داستان ضرب المثل دوستی با مردم دانا نکوست
داستان ضرب المثل دوستی با مردم دانا نکوست
معمای جالب ساعت دیجیتال
معمای جالب ساعت دیجیتال
داستان ضرب المثل “خاک بر سر”
داستان ضرب المثل “خاک بر سر”
ضرب المثل خدا شری بدهد که خیر ما در آن باشد
ضرب المثل خدا شری بدهد که خیر ما در آن باشد
داستان ضرب المثل برو کشکتو بساب
داستان ضرب المثل برو کشکتو بساب
معمای چند نفر به سه زبان حرف می‌زنند؟
معمای چند نفر به سه زبان حرف می‌زنند؟
سامسونگآیسان پروزازدکتر تاجبخشدکتر بتول طاهریمهر پروازعضویت در تلگرامدکتر دین محمدیعضویت در تلگرامشارژعضویت در تلگرام