داستان ضرب المثل بیگانه اگر وفا کند خویش من است

داستان ضرب المثل بیگانه اگر وفا کند خویش من است

داستان ضرب المثل بیگانه اگر وفا کند ، خویش من است را می توانید در ادامه ببینید:

داستان ضرب المثل بیگانه اگر وفا کند ، خویش من است

 

داستان ضرب المثل بیگانه اگر وفا کند

داستان ضرب المثل بیگانه اگر وفا کند

داستان ضرب المثل بیگانه اگر وفا کند خویش من است
از آن به بعد هر وقت بخواهند ارزش وفاداری را مثال بزنند
این ضرب المثل را به کار می برند.

 

داستان ضرب المثل بیگانه اگر وفا کند

 

 

یکی بود ، یکی نبود .
ماری بود و سوسماری .
آنها با هم دوست بودند صبح تا عصر توی بیابان می گشتند
شب هم که می شد توی یک سوراخ می خزیدند .
نزدیکی های آن ها موشی لانه داشت .
موشی با هوش که همیشه می ترسید
یک وقت خدا نکرده آن دو تا چشمانش به موش و بچه هایش بیفتد و کارشان زار شود .

 

موش می دانست که مارها از خوردن موش لذت می برند .
در کنار آنها موجود خطرناک دیگری زندگی می کرد که دشمن مار و سوسمار به حساب می آمد .
خار پشتی که دلش برای یک مار و سوسمار خوشمزه ، لک زده بود .
از قضای روزگار یک روز خار پشت از جلوی لانه آنها عبور کرد و صدای مار و سوسمار را شنید .

 

بسیار خوشحال شد و به فکر شکار آنها افتاد .
با این فکر به لانه آنها حمله کرد و مار بیچاره و سوسمار بخت برگشته
دشمن را بالای سرشان دیدند به سرعت به طرف صخره ها خزیدند .
سوسمار که تند تر از مار حرکت می کرد شکاف سنگی را پیدا کرد و خودش را توی آن چپاند
. مار هم به آن شکاف سنگ رسید و دوستش گفت :
کمی جمع و جور شو تا من هم بیایم توی شکاف سنگ پنهان شوم.

 

سوسمار گفت : شکاف سنگ باریک است
و جایی برای تو نیست .
مار گفت : چرا جا هست .
اگر کمی خودت را جمع کنی برای من هم جا هست عجله کن الان خار پشت می آید و مرا می خورد .
سوسمار گفت : پس زود باش فرار کن .
اگر تو فرار کنی دنبال تو می آید و من از شرش خلاص می شوم .
هر چه مار التماس کرد .

همچنین بخوانید :  ضرب المثل بهلول و خرقه،نان جو و سرکه

 

موش با وفا!

 

سوسمار گفت : هر کس باید به فکر خودش باشد
حرفهای مار و سوسمار را موش هم می شنید موش کجا بود ؟ موش توی همان صخره لانه داشت .
دلش برای مار سوخت و با خودش گفت
: از جوانمردی به دور است که به او کمک نکنم . با این فکر مار را صدا کرد و گفت :
هر چند تو دشمن موش هستی ا
ما اگر قول بدهی که با من و بچه های من کاری نداشته باشی
تو را در لانه ام پنهان می کنم . مار قول داد و به لانه موش خزید ،
خار پشت هرچه گشت مار و سوسمار را پیدا نکرد و برگشت .

 

 

بیگانه اگر وفا کند خویش من است

 

سوسمار از سوراخ بیرون آمد و مار را صدا کرد و گفت :
بیا بیرون . خطر تمام شد یکی از موش ها را خودت بخور و یکی را بنداز پایین من بخورم .
مار گفت : برو دیگر هیچ دوستی و رفاقتی میان من و تو وجود ندارد .
من می خواهم با موش دوست باشم .
سوسمار خندید و گفت : ما هر دو خزنده ایم . موش بیگانه است .

 

مار گفت : تو بی وفایی . موش با وفا است .
من هرگز به آنها آسیبی نخواهم رساند . دل موش آرام گرفت .
از آن به بعد هر وقت بخواهند ارزش وفاداری را مثال بزنند می گویند ( بیگانه اگر وفا کند خویش من است ) .

ویستا

آگهی استخدام همکار در سایت های نیک صالحی و پرشین وی
حاشیه های بازیگر زن سینمای ایران فیلم
اخبار مرتبط :
سامسونگپک ضد ریزش مودکتر تاجبخشدکتر بتول طاهری

مهر پروازعضویت در تلگرام
این معماها را باید در ۷ ثانیه حل کنید
این معماها را باید در ۷ ثانیه حل کنید
ضرب المثل آشی برایت بپزم که یک وجب روغن رویش باشد!
ضرب المثل آشی برایت بپزم که یک وجب روغن رویش باشد!
معمای ریاضی: شمارش صفر و یک ها در دنباله باینری
معمای ریاضی: شمارش صفر و یک ها در دنباله باینری
داستان ضرب المثل عجب کشکی سابیدم
داستان ضرب المثل عجب کشکی سابیدم
معمای تیله‌بازی با قاضی
معمای تیله‌بازی با قاضی
داستان ضرب المثل دوستی با مردم دانا نکوست
داستان ضرب المثل دوستی با مردم دانا نکوست
معمای جالب ساعت دیجیتال
معمای جالب ساعت دیجیتال
داستان ضرب المثل “خاک بر سر”
داستان ضرب المثل “خاک بر سر”
سامسونگپک ضد ریزش مودکتر تاجبخشدکتر بتول طاهریمهر پروازعضویت در تلگرام