داستان کفش یا پا

داستان کفش یا پا

داستان کفش یا پا , کفش هایش انگشت نما شده بود و جیبش خالی!یک روز دل انگیز بهاری از کنار مغازه ای می گذشت؛ ..

داستان کفش یا پا

داستان کفش یا پا , مأیوسانه به کفشها نگاه می کرد و غصه ی نداشتن بر همه ی
وجودش چنگ انداخته بود.ناگاه! جوانی کنارش ایستاد ، سلام کرد و با خنده گفت : چه روز قشنگی ! مرد
به خود آمد ، نگاهی به جوان انداخت و از تعجب دهانش باز ماند! جوان خوش سیما و خنده بر
لب ، پا نداشت.پاهایش از زانو قطع بود! مرد هاج و واج ، پاسخ سلامش را داد ؛ سر

شرمندگی

پایین آورد و عرق کرده ، دور شد

داستان کفش یا پا

داستان کفش یا پا

لحظاتی بعد ، عقل گریبانش را گرفته بود و بر او نهیب
می زد که : غصه می خوردی که کفش نداری و از زندگی دلگیر بودی ؛ دیدی آن

جوانمرد

را
که پا نداشت ؛ اما خوشخال بود از زندگی خوشنود ! به خانه که رسید از رضایت لبریز بود.عصرایران.

همچنین بخوانید :  داستان مرد کور
حاشیه های بازیگر زن سینمای ایران فیلم
سکانس تکان‌دهنده سریال پایتخت ۵ + فیلم
اخبار مرتبط :
سامسونگدکتر تاجبخشدکتر بتول طاهریمهر پروازعضویت در تلگرام
دکتر دین محمدیعضویت در تلگرامشارژعضویت در تلگرام
داستان جالب برو کشکتو بساب
داستان جالب برو کشکتو بساب
داستان تو همانی که می گویند؟
داستان تو همانی که می گویند؟
داستان کوتاه ادامه زندگی
داستان کوتاه ادامه زندگی
داستان جالب تضمین موفقیت
داستان جالب تضمین موفقیت
داستان آموزنده و جالب آهنگر معلول
داستان آموزنده و جالب آهنگر معلول
داستان آموزنده و جالب درخت گلابی
داستان آموزنده و جالب درخت گلابی
داستان نومیدی ابزار گران شیطان
داستان نومیدی ابزار گران شیطان
داستان جالب حل مسائل
داستان جالب حل مسائل
سامسونگدکتر تاجبخشدکتر بتول طاهریمهر پروازعضویت در تلگرامدکتر دین محمدیعضویت در تلگرامشارژعضویت در تلگرام