داستان پیر شی نوبتی نشی

داستان پیر شی نوبتی نشی

یه روز داخل مترو صندلیم رو به یک پیرمرد نورانی دادم. در حقم دعا کرد و گفت:..

داستان پیر شی نوبتی نشی

داستان پیر شی نوبتی نشی ,یه روز داخل مترو صندلیم رو به یک پیرمرد نورانی دادم.در حقم دعا
کرد و گفت: « جوان دعا می‌کنم پیر شی اما هیچ وقت نوبتی نشی.» سوال کردم: «حاجی نوبتی دیگه
چیه؟»

داستان پیر شی نوبتی نشی

پیر شی نوبتی نشی

گفت: «فردا که از کار افتاده شدی و قدرت انجام کارهای عادی روزانه‌ات رو نداشتی، بین بچه‌هات به خاطر
نگهداریت دعوا نشه که امروز نوبت من نیست و نوبت تو هست.» از خداوند درخواست دارم که به
تمامی ما انسان‌ها عمر با عزت عطا کند و هیچ کدوم ما هیچ‌وقت نوبتی و محتاج نشیم! داستانک

بد شدن حال ترانه علیدوستی در فرودگاه + فیلم
دختر ایرانی که یک شبه قد بلند شد !
اخبار مرتبط :

فروشگاه آنلاین مد و لباس دُلیچیسامسونگآزانس کاترینادکتر تاجبخش
عضویت در تلگرامدکتر بتول طاهریمهر پروازشارژ
عضویت در تلگرام
داستان زیبا و خواندنی همراز یکدیگر باشیم
داستان زیبا و خواندنی همراز یکدیگر باشیم
داستان زیبای پاداش الهی
داستان زیبای پاداش الهی
داستان جالب بدن نیم فلج بکار افتاد
داستان جالب بدن نیم فلج بکار افتاد
داستان آموزنده کفش گاندی
داستان آموزنده کفش گاندی
داستان زیبای درس کودک به مادرش با گفتگو با خدا
داستان زیبای درس کودک به مادرش با گفتگو با خدا
داستان جالب کار خوبه خدا درست کنه
داستان جالب کار خوبه خدا درست کنه
داستان جالب شرط پیرزن برای اجاره خانه اش
داستان جالب شرط پیرزن برای اجاره خانه اش
حکایت خواندنی و جالب عالم کتک خور
حکایت خواندنی و جالب عالم کتک خور
فروشگاه آنلاین مد و لباس دُلیچیسامسونگآزانس کاترینادکتر تاجبخشعضویت در تلگرامدکتر بتول طاهریمهر پروازشارژعضویت در تلگرامدکتر دین محمدیعضویت در تلگرامبلیط

x