داستان مشکل چاه آب روستا

داستان مشکل چاه آب روستا

در زمان‌های دور، روستایی بود که فقط یک چاه آب آشامیدنی داشت. یک روز سگی به داخل چاه افتاد و مرد..

داستان مشکل چاه آب روستا

داستان مشکل چاه آب روستا ,در زمان‌های دور، روستایی بود که فقط یک چاه آب آشامیدنی داشت.یک روز
سگی به داخل چاه افتاد و مرد.آب چاه دیگر غیر قابل استفاده بود.روستاییان نگران شدند و پیش مرد خردمندی رفتند
تا چاره کار را به آنان بگوید.مرد خردمند به آنان گفت که صد سطل از چاه آب بردارند
و دور بریزند تا آب تمیز جای آن را بگیرد.روستاییان صد سطل آب برداشتند اما فرقی نکرد و آب کثیف
و بدبو بود.دوباره پیش خردمند رفتند.او پیشنهاد کرد که صد سطل دیگر هم آب بردارند.روستاییان این کار را انجام دادند
اما باز هم آب کثیف بود.روستاییان بنابر گفته مرد خردمند برای بار سوم هم صد سطل آب از چاه
برداشتند اما مشکل حل نشد.

داستان مشکل چاه آب روستا

داستان مشکل چاه آب روستا

مرد خردمند گفت: «چطور ممکن است این همه آب از چاه برداشته شود اما آب هنوز آلوده باشد.آیا شما قبل
از برداشتن این سیصد سطل آب، لاشه سگ را از چاه خارج کردید؟» روستاییان گفتند: «نه، تو گفتی
فقط آب برداریم نه لاشه سگ را!» در حل مسائل و مشکلات ، ابتدا علت اصلی و ریشه‌ای را کشف
کرده و آن را از بین ببرید.در تحلیل مسائل تصویر کلی از موضوع را ترسیم و تجسم کنید و رویکرد
و تفکر سیستمی را دنبال کنید.داستانک

همچنین بخوانید :  داستان روستایی فقیر
آگهی استخدام همکار در سایت های نیک صالحی و پرشین وی
حاشیه های بازیگر زن سینمای ایران فیلم
برچسب ها:
اخبار مرتبط :
سامسونگکفش پاشنه مخفیدکتر تاجبخشدکتر بتول طاهریمهر پرواز

داستان جالب پسرک واکسی
داستان جالب پسرک واکسی
داستان جالب اردوی مدرسه با اتوبوس
داستان جالب اردوی مدرسه با اتوبوس
داستان خواندنی فامیل خدا
داستان خواندنی فامیل خدا
داستان آموزنده کشیش در هواپیمای طوفان زده
داستان آموزنده کشیش در هواپیمای طوفان زده
داستان آموزنده عابد و شیطان
داستان آموزنده عابد و شیطان
داستان جالب دو قورت و نیم آن باقی مانده
داستان جالب دو قورت و نیم آن باقی مانده
داستان مفهومی میخانه و مسیحیان
داستان مفهومی میخانه و مسیحیان
داستان آموزنده عابد بی حیا
داستان آموزنده عابد بی حیا
سامسونگکفش پاشنه مخفیدکتر تاجبخشدکتر بتول طاهریمهر پرواز