داستان عجب خوش شانسی, خواندنی وجالب وکوتاه

داستان عجب خوش شانسی, خواندنی وجالب وکوتاه

پیر مرد روستا زاده ای بود که یک پسر و یک اسب داشت. روزی اسب پیرمرد فرار کرد…

داستان عجب خوش شانسی ,پیر مرد روستا زاده ای بود که یک پسر و یک اسب داشت.روزی اسب پیرمرد فرار
کرد، همه همسایه ها برای دلداری به خانه پیر مرد آمدند و گفتند:عجب شانس بدی آوردی که اسبت فرارکرد!

داستان عجب خوش شانسی

روستا زاده پیر جواب داد: از کجا میدانید که این از خوش شانسی من بوده یا از بد شانسی ام؟
همسایه ها با تعجب جواب دادن: خوب معلومه که این از بد شانسیه! هنوز یک هفته از این ماجرا نگذشته
بود که اسب پیر مرد به همراه بیست اسب وحشی به خانه برگشت.این بار همسایه ها برای تبریک نزد پیرمرد
آمدند: عجب اقبال بلندی داشتی که اسبت به همراه بیست اسب دیگر به خانه بر گشت!

داستان عجب خوش شانسی, خواندنی وجالب وکوتاه

پیر مرد بار دیگر
در جواب گفت: از کجا میدانید که این از خوش شانسی من بوده یا از بد شانسی ام؟ |فردای آن
روز پسر پیرمرد در میان اسب های وحشی، زمین خورد و پایش شکست.همسایه ها بار دیگر آمدند: عجب شانس بدی!
وکشاورز پیر گفت: از کجا میدانید که این از خوش شانسی من بوده یا از بد شانسی ام؟ وچند تا
از همسایه ها با عصبانیت گفتند: خب معلومه که از بد شانسیه تو بوده پیرمرد کودن! چند روز بعد نیروهای
دولتی برای سربازگیری از راه رسیدند و تمام جوانان سالم را برای جنگ در سرزمینی دوردست با خود بردند.پسر کشاورز
پیر به خاطر پای شکسته اش از اعزام، معاف شد.همسایه ها بار دیگر برای تبریک به خانه پیرمرد رفتند: عجب
شانسی آوردی که پسرت معاف شد! و کشاورز پیر گفت: از کجا میدانید که…
؟ امان از حرف مردم!!!

بد شدن حال ترانه علیدوستی در فرودگاه + فیلم
دختر ایرانی که یک شبه قد بلند شد !
برچسب ها:
اخبار مرتبط :

فروشگاه آنلاین مد و لباس دُلیچیسامسونگآژانس کاتریناتاژآیسان پروزازقصر شیرین
دکتر تاجبخشدکتر بتول طاهریمهر پروازعضویت در تلگرامدکتر دین محمدی
عضویت در تلگرامشارژعضویت در تلگرام
داستان هنگام عصبانیت
داستان هنگام عصبانیت
داستان دکتر به همراه مأمور آشپزخانه
داستان دکتر به همراه مأمور آشپزخانه
داستان بامزه آزمون دامادها
داستان بامزه آزمون دامادها
داستان پندآموز قاضی و امانت
داستان پندآموز قاضی و امانت
داستان جالب اگه کوسه ها آدم بودن
داستان جالب اگه کوسه ها آدم بودن
داستان زیبای نامگذاری خیابان جردن!
داستان زیبای نامگذاری خیابان جردن!
داستان دوست داشتن در مقابل استفاده کردن
داستان دوست داشتن در مقابل استفاده کردن
داستان آموزنده من آدم تاثیرگذارى هستم
داستان آموزنده من آدم تاثیرگذارى هستم
فروشگاه آنلاین مد و لباس دُلیچیسامسونگآژانس کاتریناتاژآیسان پروزازقصر شیریندکتر تاجبخشدکتر بتول طاهریمهر پروازعضویت در تلگرامدکتر دین محمدیعضویت در تلگرامشارژعضویت در تلگرام
x