داستان طمع

داستان طمع

داستان طمع , پیرمردی نارنجی پوش در حالی که کودکی زخمی و خون آلوده را در آغوش داشت .با سرعت وارد بیمارستان شد

داستان طمع

داستان طمع , و به پرستار گفت : خواهش می کنم به داد این بچه برسید ماشین بهش زد و
فرار کرد … پرستار : این بچه نیاز به عمل داره باید پولشو قبل از بستری و عمل پرداخت کنید
پیرمرد : اما من پولی ندارم حتی پدر و مادر این بچه رو هم نمی شناسم

داستان طمع

داستان طمع

خواهش می کنم
عملش کنید من پول رو تا شب فراهم می کنم و براتون میارم پرستار : با دکتری که قراره بچه
رو عمل کنه صحبت کنید اما دکتر بدون اینکه به کودک نگاهی بیندازد گفت : این قانون بیمارستانه
اول پول بعد عمل … باید پول قبل از عمل پرداخت بشه صبح روز بعد همان دکتر سر مزار
دختر کوچکش ماتش برده بود و به دیروز می اندیشید واقعا پول اینقدر با ارزشه … ؟ نمکستان

همچنین بخوانید :  داستان آموزنده و جالب: کشاورز و الاغش!
حاشیه های بازیگر زن سینمای ایران فیلم
سکانس تکان‌دهنده سریال پایتخت ۵ + فیلم
اخبار مرتبط :
سامسونگدکتر تاجبخشدکتر بتول طاهریمهر پروازعضویت در تلگرام
دکتر دین محمدیعضویت در تلگرامشارژعضویت در تلگرام
داستان جالب طوطی و حضرت سلیمان
داستان جالب طوطی و حضرت سلیمان
داستان زیبای بقال و خاتون
داستان زیبای بقال و خاتون
داستان جالب برو کشکتو بساب
داستان جالب برو کشکتو بساب
داستان تو همانی که می گویند؟
داستان تو همانی که می گویند؟
داستان کوتاه ادامه زندگی
داستان کوتاه ادامه زندگی
داستان جالب تضمین موفقیت
داستان جالب تضمین موفقیت
داستان آموزنده و جالب آهنگر معلول
داستان آموزنده و جالب آهنگر معلول
داستان آموزنده و جالب درخت گلابی
داستان آموزنده و جالب درخت گلابی
سامسونگدکتر تاجبخشدکتر بتول طاهریمهر پروازعضویت در تلگرامدکتر دین محمدیعضویت در تلگرامشارژعضویت در تلگرام