داستان راننده تاکسی

داستان راننده تاکسی

چرچیل(نخست وزیر اسبق بریتانیا) روزی سوار تاکسی شده بود و…

داستان راننده تاکسی

داستان راننده تاکسی ,چرچیل(نخست وزیر اسبق بریتانیا) روزی سوار تاکسی شده بود و به دفتر هنگامی که به
آن جا رسید به راننده گفت آقا لطفاً نیم ساعت صبر کنید تا من برگردم.

داستان راننده تاکسی

داستان جالب راننده تاکسی

راننده گفت: “نه آقا! من می خواهم سریعاً به خانه بروم تا سخنرانی چرچیل را از رادیو گوش دهم”.
چرچیل از علاقه ی این فرد به خودش خوشحال و ذوق زده شد و یک اسکناس ده پوندی
به او داد.راننده با دیدن اسکناس گفت: “گور بابای چرچیل! اگر بخواهید, تا فردا هم این جا منتظر می مانم!

همچنین بخوانید :  داستان جالب:درخت مشکلات
آگهی استخدام همکار در سایت های نیک صالحی و پرشین وی
حاشیه های بازیگر زن سینمای ایران فیلم
برچسب ها:
اخبار مرتبط :
سامسونگکفش پاشنه مخفیدکتر تاجبخشدکتر بتول طاهریمهر پرواز

داستان جالب پسرک واکسی
داستان جالب پسرک واکسی
داستان جالب اردوی مدرسه با اتوبوس
داستان جالب اردوی مدرسه با اتوبوس
داستان خواندنی فامیل خدا
داستان خواندنی فامیل خدا
داستان آموزنده کشیش در هواپیمای طوفان زده
داستان آموزنده کشیش در هواپیمای طوفان زده
داستان آموزنده عابد و شیطان
داستان آموزنده عابد و شیطان
داستان جالب دو قورت و نیم آن باقی مانده
داستان جالب دو قورت و نیم آن باقی مانده
داستان مفهومی میخانه و مسیحیان
داستان مفهومی میخانه و مسیحیان
داستان آموزنده عابد بی حیا
داستان آموزنده عابد بی حیا
سامسونگکفش پاشنه مخفیدکتر تاجبخشدکتر بتول طاهریمهر پرواز