داستان با جان و دل گوش كردن

مردي كه ديگر تحمل مشاجرات با همسر خود را نداشت، از استادي تقاضاي كمك كرد..

داستان با جان و دل گوش كردن

داستان با جان و دل گوش كردن ,مردي كه ديگر تحمل مشاجرات با همسر خود را نداشت، از استادي تقاضاي كمك كرد.

به استاد گفت: «به محض اينكه يكي از ما شروع به صحبت مي‌كند، ديگري حرف او را قطع مي‌كند. بحث آغاز مي‌شود و باز هم كار ما به مشاجره مي‌كشد. بعد هم هر دو بدخلق مي‌شويم. در حالي كه يكديگر را بسيار دوست داريم، اما نمي‌توانيم به اين وضعيت ادامه دهيم. ديگر نمي‌دانم كه چه بايد بكنم.»

داستان با جان و دل گوش كردن

داستان با جان و دل گوش كردن

استاد گفت: «بايد گوش كردن به سخنان همسرت را ياد بگيري.
وقتي اين اصل را رعايت كردي، دوباره نزد من بيا.»

مرد سه ماه بعد نزد استاد آمد و گفت كه ياد گرفته است به تمام سخنان همسرش گوش دهد.
استاد لبخندي زد و گفت: «بسيار خوب.
اگر مي‌خواهي زندگي زناشويي موفقي داشته باشي بايد ياد بگيري به تمام حرف‌هايي كه نمي‌زند هم گوش كني.»

داستان با جان و دل گوش كردن

لباس زیر و لباس شب های زیبای زنانه
گالری شخصی جواهرات هنرمندان + تصاویر
اخبار مرتبط :
نگاه ویژه
گزارش تصویری
سوژه های خنده دار
مروری بر گذشته

داستان توبه ی مرد جوان

داستان توبه ی مرد جوان

داستان مثل مگس زندگی نکنیم

داستان مثل مگس زندگی نکنیم

داستان ششمین دختر

داستان ششمین دختر

داستان وصیت نامه مرد خسیس

داستان وصیت نامه مرد خسیس

داستان دوست داشتن درمقابل استفاده کردن

داستان دوست داشتن درمقابل استفاده کردن

داستان دعوای پدر و پسر

داستان دعوای پدر و پسر

داستان قلب کوچک

داستان قلب کوچک

داستان ظهر یك روز سرد زمستانی

داستان ظهر یك روز سرد زمستانی
سایر مطالب داستان کوتاه
بکوفروشگاه پارس نوران شرق