امروز چهارشنبه ، 1-5-93 کارت شارژ شارژ مستقیم همراه اول RSS تماس با ما تبلیغات در سایت آگهی رایگان تالارگفتمان صفحه اصلی
زناشویی همسرداری سبک زندگی روانشناسی دین و احکام استخاره پزشکی و سلامت تغذیه و سلامت خانمها آقایان کودکانه خانه داری زیبایی و آرایش آموزش آشپزی داستانهای کوتاه مطالب اختصاصی
اخبار ایران و جهان اخبار ورزشی اخبار حوادث اخبار اجتماعی اخبار اقتصادی اخبار فرهنگی فرهنگ و هنر سینما سرگرمی انواع فال طالع بینی گوناگون تصویری جالب اس ام اس خنده دار
بخش اختصاصی
پر بیننده ها
آخرین خبرها پربیننده های اخبار

وبگردی

عکس:ثریا قاسمی درخاکسپاری مادر، بعد از رفتن او بي پناه شدم

87965463213.jpg

ثريا قاسمي متولد 1319 و از بازيگران به نام سينماي ايران است. با بازي در فيلم «آرامش در حضور ديگران» ساخته ناصر تقوايي به سينما راه يافت. او كه تا قبل از آغاز دهه 80، در نقش مادران دلسوز و فداكار ظاهر مي‌شد با برنده شدن جايزه سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن در نوزدهمين جشنواره فيلم فجر وارد ژانر كمدي نيز شد. قاسمي دختر مرحومه نادره (حميده خيرآبادي) درباره بدترين حادثه زندگي‌اش مي‌گويد: «بالا رفتن از پله‌هاي بيمارستان برايم سخت بود، خدا خدا مي‌كردم به آخرين پله نرسم.از نگاه‌هاي پر معناي پرستاران خوشم نمي‌آمد... مي‌دانستم خبري شده است.

دستم را به ديوار گرفتم، نمي‌خواستم خودم را شكست خورده نشان دهم، مدام به خودم نهيب مي‌زدم كه اشتباه مي‌كنم و اتفاقي نيفتاده است.... يادم نمي‌آيد چطوري، به خودم كه آمدم طبقه سوم بيمارستان بودم. ظرف سوپي كه دستم بود را روي پيشخوان پرستاري گذاشتم، احساس مي‌كردم اگر سوپ دستپختم، سوپي كه هميشه دوست داشت را برايش بپزم و بخورد حتما حالش بهتر مي‌شود اما افسوس وقتي در اتاق را باز كردم، عده‌اي داخل اتاق بودند كه با ورود من صداي گريه‌شان بلند شد. كسي مي‌گفت بيچاره شديم ثريا... صداها را مبهم كه مي‌شنيدم، اصلا چهره و نام آدم هايي را كه داخل اتاق بودند يادم نيست، مادرم آرام روي تخت خوابيده بود، آرام آرام.

دستش را گرفتم و صدايش كردم، چشم‌هايش را بسته بود. از آنهايي كه توي اتاق گريه مي‌كردند خواستم ساكت باشند. فكر مي‌كردم ‌مادر خوابيده است يعني دوست داشتم مادر خوابيده باشد.... او واقعا هم خوابيده بود اما براي هميشه...»

قاسمي با بيان اين كه ديگر نيمه شب و روز آخر فروردين را دوست ندارم مي‌گويد:«اين روزها حتي حوصله حرف زدن هم ندارم. همه حس عشقم را تقديم چند مشت خاك كردم. مادرم خسته بود، نياز به استراحت داشت اما غم رفتنش بدجوري روي سينه‌ام سنگيني مي‌كند. خسته كه مي‌شوم به او پناه مي‌برم. اين روزها بي‌پناه هم
شده‌ام.»
منبع نوشته:جام حم

گردآوری : گروه اینترنتی نیک صالحی
http://www.niksalehi.com/special/
  ایستگاه سلامت نیک صالحی
سرگرمی
جدیدترین خبرهای امروز
تازه های نیک صالحی در یک نگاه
عکس های دیدنی
جدیدترین خبرهای امروز
بخش اختصاصی
خروجی RSS برای بخش  اختصاصی مرتبط
Copyright (c) 2003-2014 Niksalehi.com All Rights Reserved. © کلیه حقوق متعلق به سایت نیک صالحی می باشد. باز نشر مطالب تنها با ذکر منبع مجاز می باشد .
9595