ناگفته های مادر اسماعیل قاتل آتنا اصلانی

لان نزدیک 15 روز است که از خانه خارج نشدم از مردم این شهر خجالت می‌کشم، نمی‌توانم حتی برای خرید یک نان از خانه خارج شوم.

مادر اسماعیل قاتل آتنا اصلانی

مادر اسماعیل قاتل آتنا اصلانی ,او صاحب 7 پسر و یک دختر است که به گفته خودش پس از وقوع این حادثه
و انتشار اخبار در شهر پسرانش هر یک به شهری سفر کرده و پارس آباد را ترک کرده‌اند به طوری که از آنها
خبری ندارد و تنها دخترش نیز با شنیدن خبر این قتل به قدری شوکه شده که دیگر نمی‌تواند صحبت کند.

این‌ها را می‌گوید و چادرش را بر سرش می‌کشد تا متوجه نگاه همسایه‌ها نشود. گریه امانش را بریده طوری
که اشک‌ها اجازه نمی‌دهند که حرف‌هایش را تمام کند. همسایه‌ها نیز از در و پنجره‌های نیمه باز
به او خیره شده‌اند.برخی زیر لب می‌گفتند این مادر قاتل آتنا است و او را با انگشت نشان می‌دادند،
برخی هم با گفتن کلماتی مانند بیچاره، بنده ‌خدا و … سعی داشتند با او هم‌دردی کنند.

خشم همسایه‌ها

مادر اسماعیل در حالی که به دیوار خانه همسایه تکیه کرده بود صحبت می‌کرد که در همین حین خانم همسایه
او را صدا کرد و از او خواست که از جلوی در آنها کمی آن طرف‌تر برود برای همین مادر اسماعیل رنگ‌رز
از ما خواست تا به داخل منزلش برویم که کمی از نگاه‌ها و حرف‌های مردم آرام بگیرد.

وقتی صحبت از روز حادثه می‌شود، می‌گوید: ای کاش لحظه‌ای که پسرم دستانش را جلوی دهان آتنا گذاشته بود،
خودش جان می‌داد و می‌مرد. من شرمنده خانواده که نه شرمنده شهر و شرمنده یک کشور شده‌ام.

او می‌گوید: عروسم به تازگی فارغ شده، او مستاجر اسماعیل بود که بعد از حادثه از ترس نگاه‌های مردم
شبانه اسباب‌کشی می‌کند و به منزل من می‌آید
من هم شرایط مالی خوبی ندارم و حالا با عروسم در یک خانه زندگی می‌کنم.

مادر اسماعیل قاتل آتنا اصلانی

مادر اسماعیل قاتل آتنا اصلانی

پدرش هنوز خبر ندارد

مادر اسماعیل ادامه می‌دهد: دلم می‌خواهد به منزل آتنا بروم و برایش گریه کنم، اما نمی‌دانم آنها با من چه برخوردی می‌کنند.
همسرم هم گوش‌هایش سنگین است و حال خوشی ندارد. از این حادثه خبر ندارد و فکر می‌کند
که اسماعیل به دلیل مشغله‌های زیاد کاری به ما سر نمی‌زند. برای آتنا و پسرم پنهانی گریه می‌کنم.

وقتی صحبت از ملاقات با پسرش می‌شود، عنوان می‌کند:‌ اگر به ملاقات بروم، می‌خواهم داغی را که پسرم بر دل ما گذاشته را در صورتم ببیند و از او می‌پرسم لحظه‌ای که این فاجعه را به بار می‌آورد به من، همسرش و فرزندانش فکر نکرد. می‌دانم تمام شهر خون‌خواه پسر من شده‌اند و منتظر اعدام پسرم در ملأ عام هستند، برای همین از مسئولان می‌خواهم اجازه دهند دقایقی کوتاه با پسرم دیدار کنم که شاید این دیدار آخرین دیدار ما باشد.

او می‌افزاید: بعد از اینکه از ملاقات پسر بیایم به مردم شهر قول می‌دهم که در خرابه‌های این شهر به عزای پسر بنشینم و مردم می‌توانند با شور و شادی برای مرگ پسرم شیرینی پخش کنند و شادی کنند، با فاجعه‌ای که پسرم به بار آورده همه مرگش را جشن می‌گیرند.

رکنا

ناگفته های مادر اسماعیل قاتل آتنا اصلانی

ابروهای زیبا و کسانی که با جراحی زیبا شدند تصاویر
سوپرایزهای عاشقانه با ....
اخبار مرتبط :
نگاه ویژه
حراج آخر فصل مدیسه