سنگ سفيد
غروب غرق به خون عصر بهاري
من و شكوفه هق هق يخ بسته , پر از نفرين سياه سكوت
ياد آن روزهاي من , كسي مي آمد كسي مي رفت
شبنم به مو هايش مي كشيدم , شور جواني بدرقه ام در كوچه هاي ضيافت نور
ماه فروردين , بوي عيد امسال پر از خاكستر عشق است
گنگ و لال و خراب , سراسر علامت عشق ممنوع , نفس قدغن
پچ پچ سرد درونم مي كشد مرا , مي برد تا لب سنگ سفيد
قاب نگاه سياه است , پراز بوي مرگ آواي كافور
شهريار حقيقت پژوه
تقديم به نازنین عزيزم