همه تن خاطره , ياد ايام كهن كرد شادم
همه زمزمه و نجوا، سر در شانه ام بود
دقايق دشمن خوني من و تو بود
رخت بربند ، نازدانه نازنين از اين هبوط
اينجا سراسر عزاست پرپر نيلوفرا
باغبان هميشگي انگار نيست همين حوالي ها
هميشه ياد تن تو , چشاي خيسمو قاب مي كرد
عطر تنت,گرمي دستت,منو راحت خواب ميكرد
حالا عطش و هراس و بي خوابي يار هميشگيه
آخه اينجا زمين قطبيه ،آفتاب منتشر بي مهريه
هنوز خش خش رفتنت ضبط شده تو گوشام
هنوزصدات ميگه دوستت دارم توتمام لحظه هام
شهريار حقيقت پژوه
تقديم به نازنین عزيزم