آذين نازنين من
ساده بوديم و آ مديم بي غل و غش
بدون كينه , پر از عطش
اميد افزون , راه مردود
پر از غبار , بدون هبوط
مي رويم با عاشقي , آ يا خشك نمي شود روياي عاشقي ؟
بياد روزهاي رفته از خاطره
يادمان عصر خموش بي عاطفه
نازنين,گلكم سراسر بخروش بر اين تن كهنه پر حادثه , بر اين ريشه جوانه
صدايت كردم صدايت كو حادثه من
دخترك صبور , يار همراه
راه تويي , چاه تويي , فاتح و سر پا تويي
پرواز و پرت كو آتش
به پايان آوريم سنگ پاي لنگ را , تاتي كنيم اين كودك منگ را , نازك همراه
كنج آن خانه سنگي يادمان من و توست
يك آغوش بدون حيله و نيرنگي
بي خيال راه سرد , روزگار برد
آذين مي بستيم تك بودنمان را
ساده هستيم بي غل و غش , بدون كينه پر از عطش
تقديم به همسرم كه اسطوره وفا و مقاومت در جواني ام بوده و هست پاينده باد عشق پر شور و شرت
روز هاي مرگ بهار 17/3/83
شهريار حقيقت پژوه
تقديم به نازنین عزيزم