در دیاری که همه اواره به دنبال تو میگشتند**نیافتند خدا را و به دنبال تو میگشتند
در فضایی که همه مست ز هستت بودند**کهکشانی و ملائک دیوانه ز دستت بودند
همه شب رویا را دنبال تو میگشتم**نفهمیدم که رویا را دنبال خدا میگشتم
ز خود بی گانه زغم اواره بودم**ز عشقت سرمست زتو دیوانه بودم
من زتو عالم اواره ز من ها کردم**من ز تو عشق پوشانده به تن ها کردم
شعر از : احسان