گلایه علی شریعتی از خدا و پاسخ سهراب سپهری!

خدایا کفر نمیگویم، پریشانم، چه میخواهی تو از جانم؟! مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.

گلایه علی شریعتی از خدا

گلایه علی شریعتی از خدا | علی شریعتی مَزینانی، مشهور به دکتر علی شریعتی (زادهٔ ۲ آذر ۱۳۱۲ در روستای کاهک، سبزوار – درگذشتهٔ ۲۹ خرداد ۱۳۵۶ در ساوت‌همپتون، کشور انگلستان) نویسنده، جامعه‌شناس، تاریخ‌شناس، پژوهشگر دینی اهل ایران،
از مبارزان و فعالان مذهبی و سیاسی و از نظریه‌پردازان انقلاب اسلامی ایران بود، که در ۴۴سالگی به‌صورت مشکوکی در انگلستان درگذشت، و هم‌اکنون آرامگاه وی در مکانی نزد مقبرهٔ زینب کبری در دمشق سوریه است.

در ادامه اشعار دکتر علی شریعتی و سهراب سپهری را خواهید خواند.

گلایه علی شریعتی از خدا
گلایه علی شریعتی از خدا

خدایا کفر نمیگویم،
پریشانم،
چه میخواهی تو از جانم؟!
مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.

خداوندا!

اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی
لباس فقر پوشی
غرورت را برای تکه نانی
به زیر پای نامردان بیاندازی
و شب آهسته و خسته
تهی دست و زبان بسته
به سوی خانه باز آیی
زمین و آسمان را کفر میگویی
نمیگویی؟!

خداوندا!

اگر در روز گرما خیز تابستان
تنت بر سایه ی دیوار بگشایی
لبت بر کاسه ی مسی قیر اندود بگذاری
و قدری آن طرفتر
عمارتهای مرمرین بینی
و اعصابت برای سکه ای این سو و آن سو در روان باشد
زمین و آسمان را کفر میگویی
نمیگویی؟!

خداوندا!

اگر روزی بشر گردی
ز حال بندگانت با خبر گردی
پشیمان میشوی از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت.

خداوندا تو مسئولی.

خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن
در این دنیا چه دشوار است،
چه رنجی میکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است …

و این هم جواب سهراب سپهری از زبان خدا

منم زیبا
که زیبا بنده ام را دوست میدارم
تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید
ترا در بیکران دنیای تنهایان
رهایت من نخواهم کرد
رها کن غیر من را آشتی کن با خدای خود
تو غیر از من چه میجویی؟
تو با هر کس به غیر از من چه میگویی؟
تو راه بندگی طی کن عزیز من، خدایی خوب میدانم
تو دعوت کن مرا با خود به اشکی، یا خدایی میهمانم کن
که من چشمان اشک آلوده ات را دوست میدارم
طلب کن خالق خود را، بجو ما را تو خواهی یافت
که عاشق میشوی بر ما و عاشق میشوم بر تو که

وصل عاشق و معشوق هم، آهسته میگویم، خدایی عالمی دارد
تویی زیباتر از خورشید زیبایم، تویی والاترین مهمان دنیایم
که دنیا بی تو چیزی چون تو را کم داشت
وقتی تو را من آفریدم بر خودم احسنت میگفتم
مگر آیا کسی هم با خدایش قهر میگردد؟
هزاران توبه ات را گرچه بشکستی؛ ببینم من تو را از درگهم راندم؟
که میترساندت از من؟ رها کن آن خدای دور؟!
آن نامهربان معبود. آن مخلوق خود را
این منم پروردگار مهربانت
خالقت
اینک صدایم کن مرا.

با قطره ی اشکی

به پیش آور دو دست خالی خود را
با زبان بسته ات کاری ندارم
لیک غوغای دل بشکسته ات را من شنیدم
غریب این زمین خاکی ام. آیا عزیزم حاجتی داری؟
بگو جز من کس دیگر نمیفهمد
به نجوایی صدایم کن.

بدان آغوش من باز است
قسم بر عاشقان پاک با ایمان
قسم بر اسبهای خسته در میدان
تو را در بهترین اوقات آوردم
قسم بر عصر روشن، تکیه کن بر من
قسم بر روز، هنگامی که عالم را بگیرد نور
قسم بر اختران روشن اما دور، رهایت من نخواهم کرد
برای درک آغوشم، شروع کن، یک قدم با تو
تمام گامهای مانده اش با من
تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید
ترا در بیکران دنیای تنهایان،
رهایت من نخواهم کرد.

بیست

گلایه علی شریعتی از خدا و پاسخ سهراب سپهری!

لباس زیر و لباس شب های زیبای زنانه
سوپرایزهای عاشقانه با ....
اخبار مرتبط :
نگاه ویژه
گزارش تصویری
سوژه های خنده دار
مروری بر گذشته

معرفی و خلاصه ای خواندنی از کتاب “گاوخونی”!

معرفی و خلاصه ای خواندنی از کتاب “گاوخونی”!

آشنایی با منبر مسجد گوهرشاد!

آشنایی با منبر مسجد گوهرشاد!

آداب و رسوم جالب شیرازی ها در ماه مبارک رمضان!

آداب و رسوم جالب شیرازی ها در ماه  مبارک رمضان!

شعر امشب ای شمع طرب از محتشم کاشانی را از دست ندهید!

شعر امشب ای شمع طرب از محتشم کاشانی را از دست ندهید!

معرفی و خلاصه ای خواندنی از کتاب “شاید عروس دریایی”!

معرفی و خلاصه ای خواندنی از کتاب “شاید عروس دریایی”!

شهباز زمان نقاش ایرانی ، سفیر جمهوری چک را متعجب کرد!

شهباز زمان نقاش ایرانی ، سفیر جمهوری چک را متعجب کرد!

هنر نماکاشی از هنرهای دیدنی کشورمان!

هنر نماکاشی از هنرهای دیدنی کشورمان!

اشعاری خواندنی درباره ماه مبارک رمضان!

اشعاری خواندنی درباره ماه مبارک رمضان!
سایر مطالب فرهنگ و هنر
فروشگاه پارس نوران شرق