اشعار شهادت حضرت رقیه (س) دختر امام سوم شیعیان!

اشعار شهادت حضرت رقیه , او دختر سه سالهٔ حسین بود که پدرش به او علاقه زیادی داشت که پس از واقعه عاشورا که خانواده حسین علیه السلام را به اسارت گرفتند .

اشعار شهادت حضرت رقیه

اشعار شهادت حضرت رقیه , رُقَیّه دختر حسین (به عربی: رُقَیّة بنت الحسین) پدر وی امام سوم شیعیان حسین بن علی و مادرش مطابق بعضی از نقل‌ها ام اسحاق بوده‌است.

او دختر سه سالهٔ حسین بود که پدرش به او علاقه زیادی داشت که پس از واقعه عاشورا که خانواده حسین علیه السلام را به اسارت گرفتند او نیز توسط لشکر یزید به اسارت گرفته شد و آن‌ها را به مرکز خلافت یزید که شهر شام بود بردند.

طبق نقل‌های متعدد هنگامی که لشکر یزید سر بریده شده امام حسین علیه السلام را به شام آوردند و آن را به رقیه نشان دادند آن طفل سه ساله بسیار ناراحت شده و به سبب این ناراحتی چنانچه در کتاب وقایع الشهور و الایام آمده‌است در روز ۵ صفر سال ۶۱ هجری قمری به شهادت رسید. مرقد وی در شهر دمشق امروزه پذیرای بسیاری از شیعیان جهان است.

اشعار شهادت حضرت رقیه

اشعار شهادت حضرت رقیه

به خدا رقيه طاقت غم نداره فقط خدا رو داره
به كجا نهد سر او كه نداره چاره فقط خدا رو داره
ز غم جدایی بارون اشك مي باره فقط خدا رو داره
فاطمه كوچك من رقيه

برده دل از اهل حرم به گَريه
گريه نمي افته ز لب هاي او
از ستم آل بني اميه
فقط خدا رو داره او كه پدر نداره

دخترك سه ساله بارون اشك مي باره
همه جا ياد رخ باباشه
اسم او روي دو تا لب هاشه
بلكه رخسارة زيباي پدر

توي اين شام سيه پيداشه
به خدا رقيه طاقت غم نداره فقط خدا رو داره
تو دلش شور عجيبي شده پا
يادش افتاده غم كرب و بلا

ياد اون لحظه تلخي كه پدر
از درِ خيمه او گشته جدا
فقط خدا رو داره او كه پدر نداره
دخترك سه ساله بارون اشك مي باره

به خدا تنگه دلش داغ پدر
اومده صبرش از اين غصه به سر
كه بيايد شايد پدر از راه سفر
كه بيايد شايد پدر از راه سفر

به خدا رقيه طاقت غم نداره فقط خدا رو داره

دختر معصومه بريده تابش
اومده بابا به ميون خوابش
گريه كنون كنج خرابه مونده

يكي بده بهرِ خدا جوابش
فقط خدا رو داره او كه پدر نداره
دخترك سه ساله بارون اشك مي باره
او كه بابا همة دنياشه

عشقشه ، آرزويِ فرداشه
بلكه با ديدن رخسار پدر
گُل خنده به لبونش واشه
به خدا رقيه طاقت غم نداره فقط خدا رو داره

مونده برجا روي گونه هاي او
اثر سيلي و شلّاق عدو
كي به داد دل زارش برسه
نه پدر مونده كنارش نه عمو

فقط خدا رو داره او كه پدر نداره
دخترك سه ساله بارون اشك مي باره
او كه دگر دل از جهان بريده
به كودكي زير عزا خميده

تاب جدايي به تنش نمونده
بار سفر با دل و جان خريده
به خدا رقيه طاقت غم نداره فقط خدا رو داره
او كه دگر دل از جهان بريده

به كودكي زير عزا خميده
تاب جدايي به تنش نمونده
بار سفر با دل و جان خريده
فقط خدا رو داره او كه پدر نداره

دخترك سه ساله بارون اشك مي باره
به خدا تنگه دلش داغ پدر
اومده صبرش از اين غصه به سر
كه بيايد شايد پدر از راه سفر

كه بيايد شايد پدر از راه سفر
به خدا رقيه طاقت غم نداره فقط خدا رو داره
او كه آغوش پدر مأواشه
باعث گريه اين شب هاشه

سروري ، داغ پدر گو كه چطور
در دل خسته اين گل جاشه
فقط خدا رو داره او كه پدر نداره
دخترك سه ساله بارون اشك مي باره

انگار از رفتن خود با خبره
ديگه فهميده كه وقت سفره
ذرّه اي دل تو دلش نيست كه نيست
لحظة ديدن روي پدره
به خدا رقيه طاقت غم نداره فقط خدا رو داره
شاعر : محمدرضا سروری

اشعار شهادت حضرت رقیه

برتن من بود ای پدر جان نشانه
از طناب و رد کعب نی ، تازیانه
گویمت تو را از ظلم کوفیان
بعد تو شده کارم آه و فغــان
آه ، ببین گوشه معجـــــرم سوخت
آه ، ببین بی تو بال و پرم سوخت
(( آه و واویلتا از غریبی ))

بین صحرا شبی من زناقه فتــادم
مادر تو در آن دم رسیـده به دادم
زد صدا الا ای نور دیـــــــده ام
دخترم ببین من هم غمـدیده ام
آه ، که خاری به پایم نشـــــسته
آه ، زمین خورده ام دست بسته
(( آه و واویلتا از غریبی ))

جان بابا ببر دخترت راشبــــــــــانه
خسته ام من برای تو گیرم بهـــانه
روی من چو روی زهرا شد کبود
پاسخ نگــــاه من سیـــــلی نبود
آه ببین صورتم گشته نیلی
رویم آزرده از ضرب سیلی
(( آه و واویلتا از غریبی ))
شاعر : رسول میثمی

گردآوری گروه فرهنگ و هنر نیک صالحی

خلاص شدن از دردهای نشیمنگاهی تصاویر
گالری شخصی جواهرات هنرمندان
اخبار مرتبط :
جواهر بازارپنجاه چهلآیسان پروازسامسونگ
5040 -2دکتر طاهریدکتر تاجبخشمهرپرواز
جواهر بازارپنجاه چهلآیسان پروازسامسونگ5040 -2دکتر طاهریدکتر تاجبخشمهرپرواز