سلامت-«خودم ميدونم، از وقتي چاق شدم محبتش کمتر شده... از وقتي موهام ريخته رفتارش با من عوض شده ..» شايد پاي درددل دوستانتان اينجور جملات را شنيده باشيد. حتي شايد خود شما يا همسرتان چنين حرفهايي را بر زبان بياوريد. ميدانيد اين حرفها و فکر و تصوري که پشت سر اين حرفهاست، از کجا ميآيد؟
کساني که اين طور ميانديشند، تصويري که از خودشان در ذهن دارند را نميپسندند ولي آن را به ديگران تعميم ميدهند. در واقع يک احساس خودکمبيني در آنها هست که از مدتها پيش سعي ميکردند با مکانيسمهاي دفاعي بدن، سرپوشي بر آن بگذارند تا شرايط روحي رواني خود را حفظ کنند. ممکن است چنين فردي هميشه در ذهنش انديشيده باشد که «من نسبت به همسرم پايينترم، من مورد قبول ديگران نيستم و...» اما حالا به خاطر پديد آمدن يک شرايط جديد (مثلا بيماري يا مشکل ظاهري) ديگر قادر نيست مکانيسم انطباقي (تطبيق دادن خود با محيط بيرون) را به کار ببندد...
هسته اين حالت همان حس کمبود عزت نفس و حقارت و مکانيسمهاي دفاعي ناپختهاي است که وجود دارد و فرد به همين دليل، به خاطر يک جزء، کل را فدا ميکند. گاهي هيچ مصداق بيروني براي اين حرفها يا حسها وجود ندارد و فقط تصور ذهني فرد است که ميگويد به خاطر چاقي يا بيماري ديگر مورد قبول همسرت نيستي.
در برخي افراد نيز مصداقهايي هست که سايهوار، اين تصور غلو شده را به وجود ميآورد. فرض کنيد که در آفتاب بعد از ظهر گربهاي روي ديوار هست که سايهاش روي زمين به شکل ببر افتاده باشد و شما حس ترس شديدي پيدا کنيد که يک ببر لببام است، در حالي که با کمي بررسي متوجه ميشويد او يک گربه کوچک است. وقتي به شما گفته شود که تصورات شما اين تصوير ذهني را ساخته، احتمالا ناراحت ميشويد و ميگوييد: «يعني ما دچار هذيان و اوهام شدهايم؟» پاسخ اين است که نه، اين طور نيست؛ ما هرگز منکر وجود آن گربه لببام نيستيم ولي شما هم بپذيريد خبري از ببر ترسناک نيست. اگر با کمي بررسي متوجه اين قضيه شويد، ديدتان نسبت به خودتان اصلاح ميشود و بدون اينکه تسليم شرايط شويد؛ مثلا براي چاقي و يا درمان ريزش مو دنبال راهحل ميرويد.
ما در جلسات شناختدرماني براي اين گروه يا افراد افسرده اين گروه سعي ميکنيم با پرسشهايي آنها را به اين سو بکشانيم که متوجه شوند آيا تغيير رفتار خانواده واقعا از موقع ريزش مو بوده؟ او توضيح ميدهد و به اين نتيجه ميرسد که خير، اين داستان تلخ را خودش ساخته، بزرگ کرده و حالا دارد مرثيه ميگويد و در سيکل معيوب ميافتد. ما براي درمان گاهي با افراد خانواده نيز حرف ميزنيم و گاهي با دارودرماني اضطراب يا افسردگي را ميکاهيم. البته درصد اندکي نيز تفکرات وسواسگونه در اين باره دارند که براي درمان خاص خود و تشخيص مشکل نيازمند بررسي توسط روانپزشک هستند.