سلامت-بچه تا وقتي کوچک است، گاهي محبتهاي نابهجاي مادر و پدر باعث ميشود کارهايش را انجام ندهد و عهدهدار هيچ مسووليتي نشود. توجيه مادرها (به خصوص مادران ايراني) باعث ميشود نه تنها ديگران، بلکه خود فرزند هم به اين باور برسد که مرتب کردن اتاقش، نظافت وسايل شخصياش و يا هر مسووليتي که با سن او متناسب باشد، ضرورتي ندارد...
حتي وقتي به سن نوجواني رسيد، قبول مسووليت نميکند و ميداند که اگر لباساش را نشويد، اتو نکند يا مرتب در کمد نگذارد، قطعا مادرش آن کار را انجام خواهد داد. طبيعتا او متوقع بار آمده و پدر و مادر با اهمالکاري خود، تنپروري و بيمسووليتي را يادش ميدهند. چنين فردي نه تنها مسووليت کارهايش را نميپذيرد بلکه وابسته به ديگران بار ميآيد و به همين دليل از همه چيز و همه کس زود خسته ميشود. نميتواند شغل مناسبي داشته باشد و دايم غر ميزند که فلان کار سخت است و همواره به دليل بيمسووليتي در محيط کار عذرش را ميخواهند و يا خودش چون نميتواند براي مسايل و مشکلات راهحل بيابد، کارش را در مدت کوتاهي تغيير ميدهد. همواره از هر کاري طفره ميرود و ميگويد فلان کار سخت است و توقع دارد هر ماه مبلغي را به حساباش بريزند و او دست در جيب بگذارد و براي خود خوش باشد و همه به او سرويس بدهند! اوضاع وقتي بدتر ميشود که بنا بر فرهنگ ما بزرگترهايي پيدا ميشوند و ميگويند که بايد به او زن بدهيد تا مسووليتپذير شود. يعني اين که تا امروز پدر و مادري که خودشان با غفلت و ناآگاهي او را بيمسووليت بار آورده بودند درگير اين معضل بودند و حالا بايد دختري که همسر او شده و خانوادهاش نيز گرفتار شوند. او نياموخته وظايفي را بر عهده بگيرد و از کودکي رهاشده بار آمده است.
اگر والديناش وظيفهاي به او محول ميکردند و مسووليتي را مطالبه ميکردند، اعتماد به نفس و خودپنداره او تقويت ميشد و حالا تکيهگاه عاطفي مناسبي براي همسرش بود. در اغلب موارد شاهديم درصد پسرهايي که اينگونه پرورش يافتهاند بيش از دخترخانمهاست: (پسرم خسته است؛ لباساتو جمع نکن! نميخواد بروي خريد، خسته ميشوي!)
حالا پرسش اينجاست: اگر خانوادهاي با اقدامات صحيح تربيتي فرزندش را درست بار نياورد، نميتوان کاري کرد؟ قطعا پيشگيري برتر و آسانتر از درمان است اما ميتوان قبل از اينکه براي اين پسر تنپرور خانواده تشکيل داد، با جلسات مشاورهاي بخش رشد نيافته شخصيتاش را بازسازي نمود. ما به خانوادهها شيوههاي برخورد و چگونگي محول کردن مسووليت را ميآموزيم تا جوانشان آماده شود زندگي تشکيل دهد و در جامعه موفق عمل کند. البته ميتوان به خانوادهاش و يا احتمالا همسرش کمک کرد تا در پرورش مهارتهاي رشدنيافته او سهيم شوند. اي کاش از همان کودکي والدين اين افراد به فکر امروز و مشکلات بيمسووليت بارآمدن آنها بودند.