همشهری-اكران فيلم شواليه تاريكي و موفقيت آن در گيشه، گذشته از كارگرداني استادانه كريستوفر نولان، مرهون داستاني بود كه ديويد گوير براي آن نوشته بود و در نهايت به فيلمنامهاي بدون نقص بدل شد.گوير كه در دهه 1990 با نوشتن فيلمنامههايي چون «شهر تير» و «بليد» توانست مورد توجه استوديوهاي فيلمسازي قرار گيرد، با نگارش فيلمنامههاي بليد 2 و 3 و نقدهاي مثبتي كه براي آن نوشته شد از سوي استوديو وارنر براي نوشتن فيلمنامه جديدي براي سري فيلمهاي بتمن دعوت به كار شد.
و پس از ارائه اثري متفاوت ( آغاز بتمن)كه موجبات احياي اين شخصيت قديمي را فراهم آورد به سراغ رمان jumper رفت و در عين حال داستاني را براي فيلم شواليه تاريكي نوشت كه فيلمنامهاي توسط نولان براساس آن نوشته شد.اما پخش سريال جديد فلش فوروارد از شبكه اي بيسي و موفقيت غيرمنتظره آن بهانهاي به دست رسانهها داده تا به بررسي تازهترين كار گوير بپردازند.
در فلش فوروارد- همچون سريال لاست- گوير و همكار فيلمنامه نويسش مارك گوگن هايم در پي پاسخي براي اين سؤال هستند كه آيا واقعا امكان تغيير آينده وجود دارد ؟
در اپيزود نخست شاهديم ميلياردها نفر از مردم جهان به شكل همزمان براي مدت 137 ثانيه از هوش ميروند و طي اين مدت رؤيايي را شاهدند كه آنها را در 6ماه بعد در 29 آوريل 2010 نشان ميدهد.
دليل تاكيد مداوم بر 29 آوريل – پنجشنبه – پخش آخرين اپيزود فصل اول در اين روز است و نويسندگان به اين ترتيب به بيننده يادآوري ميكنند براي حل پازل موجود در آن روز راه حلي ارائه خواهد شد و به شيوه برخي از سريالها فقط به فكر پر كردن زمان نيستند. گوير با تاكيد بر اين شيوه كار آن را تعهدي نسبت به بيننده ميداند و با اين رويكرد قطعا بيننده درك ميكند كه به شعور او احترام گذاشته شده و در عين حال اگر به شخصيتها اعتماد كند در پايان فصل اول مزد اين احترام را خواهد گرفت.
اولين اپيزود سريال بيش از 12ميليون نفر بيننده داشت تا به اين ترتيب بهترين پخش افتتاحيه براي سريالي از اي بيسي رقم خورده باشد و مديران اين شبكه تلويزيوني از دو جهت شادمان باشند؛ از يك سو آنها سريال درام جديد و البته محبوبي را به بينندگان معرفي كردهاند و از سوي ديگر توانستهاند در زمان مناسب، جايگزيني را براي سريال موفق لاست از همين شبكه بيابند. آخرين فصل سريال لاست كه به زعم بسياري راهكاري تازه در استفاده از فلش فورواردها را ارائه داد از اواخر ماه ژانويه آغاز ميشود.
دو تن از هنرپيشههاي محبوب لاست- دومينيك موناگان (چارلي ) و سونيا والگر
(پنه لوپه)- در فلش فوروارد حضور دارند و اگر در اپيزودهاي اول لاست شاهد حضور خرس قطبي در جزيره بوديم در اينجا شخصيت جوزف فاينس قهرمان سريال پس از وقوع Black out و به هوشآمدن، كانگورويي را در خيابان ميبيند يا اينكه در اتوبان حين تعقيب و گريز خودرو تبهكاران بيلبورد شركت اوشنيك ايرلاينز – خط هوايي اصلي در سريال لاست- را ميبينيم و اگر در گوگل براي لاست جستوجو كنيد تبليغات فلش فوروارد را در كنار صفحه خواهيد ديد.
برخي از منتقدان وجود اين تشابهها را ناشي از تاكيد مديران شبكه براي جايگزيني
فلش فوروارد بهجاي لاست براي علاقهمندان در پايان سال ميدانند و گوير نيز بدون اشاره به اين موضوع تفاوتهاي فراواني بين خط داستاني اين دو سريال قائل است.
او در اين زمينه ادامه ميدهد: ما از حضور اين كانگورو در دقايق اوليه حادثه در شهر منظور خاصي داريم و در ادامه سريال هم شاهد بازگشت او خواهيد بود اما تصور نميكرديم وجود چند ثانيهاي كانگورو تا اين حد بازخورد داشته باشد و ما را متهم به كپيبرداري از لاست كند.
برخي از پايانهاي باز يا بسيار مبهم لاست در فصلهاي مختلف چندان به مذاق بينندگان آن خوش نيامد و حتي ابهامهايي را براي پاسخگويي به تمامي سؤالات آنها در فصل نهايي بهوجود آورده است اما گوير با تعيين روز 29 آوريل عملا به بيننده گوشزد كرده كه با سريالي متفاوت روبهروست هر چند كه ميزان اهميت اين تاريخ ميتواند براي بينندگان مختلف متغير باشد ولي به گفته گوير تمامي سؤالات بينندگان از فصل اول تا پايان همين فصل پاسخ داده خواهد شد البته اين مربوط به سؤالات جزئي آنهاست؛ براي مثال آنها درمييابند شخصيتهايي كه خاطرهاي از آينده ندارند ميميرند يا زنده ميمانند ولي ظاهرا سؤال اصلي – دليل وقوع Black out – بدون پاسخ باقي ميماند.
گوير اين موضوع را راز بزرگ سريال ميداند كه براي مدتها حل نشده خواهد ماند، هر چند كه به قو ل او نخستين سؤال مديراناي بيسي در زمان توافق براي اين پروژه اين بود كه آيا آنها توجيهي قابلقبول براي آن ارائه خواهند داد يا اينكه موضوع حل نشده باقي ميماند: در فضايي كه پس از سريال لاست براي هر نويسنده سريال ايجاد شده هر طرحي كه به دست مديران شبكه ميرسد با اين سؤال روبهرو ميشود كه نويسنده براي انتهاي كار چه فكري كرده است و البته خود من بهعنوان يك بيننده اگر بدانم نويسنده تدبيري براي جمع كردن داستان نداشته قطعا نااميد ميشوم.
اما در شرايطي كه نويسندگان لاست از ابتدا نقطه پايان را با اندكي اغماض تعيين كرده بودند مشكل گوير و گوگن هايم عدمتعيين زمان خاتمه كار است و همين آنها را ناچار به برنامهريزي پيچيدهاي كرده است. آنها اميدوارند در شرايط عادي اين سريال را به 5 فصل برسانند اما درصورتي كه ميزان بينندهها كاهش يابد و مديران شبكه خواهان كوتاه شدنش شوند ميتوانند آن را به 3فصل كاهش دهند يا در مقابل آن بيش از 5 فصل داشته باشند.
گوير 8سال قبل و پس از خواندن كتاب رابرت ساير، نويسنده كانادايي ايده نوشتن اين سريال را گرفت: هرگز نميتوانستم به اين سوژه فكر نكنم و آن را با گوگنهايم در ميان گذاشتم. ايده روبهرو شدن با آينده چيزي نبود كه به سادگي از آن گذشت. در كتاب ساير مردم بخشي از زندگيشان در 21 سال آينده را مشاهده ميكنند ولي اين مدت زمان در سريال كاهش يافت چون به اعتقاد گوير كاركرد خاطرهاي كه از آينده در ذهن افراد مانده بهمراتب بيشتر خواهد بود.
گوير در نهايت سؤالي كه براي خبرنگار نيويورك تايمز و شايد بسياري از خوانندگان گفتوگو پيش آمده را مطرح كرد كه اگر قرار است در پايان فصل اول به تمامي سؤالات پاسخ داده شود تكليف سريال در سال آينده چه خواهد بود؟
گوير با لبخندي حاكي از خونسردي ميگويد: اميدوارم تعداد بيشتري هر هفته اين سؤال را از خودشان بپرسند چون انتظار براي ديدن چهره آنها در پايان اين فصل برايم سخت است. فصل دوم بهمراتب هيجانانگيزتر از فصل اول آغاز خواهد شد.
در تداوم موفقيت «لاست»
گوير كه دفتر توليد سريال فلش فوروارد او در بربنك كاليفرنيا در جايي است كه قبلا دفتر توليد لاست قرار داشت، خاطر نشان ميكند لاست نشان داد شبكههاي تلويزيوني و سريالها امكان توليد آثاري را دارند كه همچون سينما مخاطباني جهاني داشته باشد و فلش فوروارد هم به نوعي در اين مسير گام برميدارد و نشان ميدهد كه چگونه مردم در كشورهاي جهان ميتوانند درصورت رويارويي با بخشي از آيندهشان واكنش نشان دهند؛ آيندهاي كه در آن فردي كه ميخواست خودكشي كند خود را زنده ميبيند و دست از خودكشي برميدارد يا زني كه اميدي به فرزنددارشدن ندارد خود را باردار و در مطب پزشك مييابد.
به اين ترتيب اراده انسانها براي رقم زدن آيندهاي مناسب به چالش كشيده ميشود و اين رويكرد ميتواند در بسياري كه بهدليل شرايط بد اقتصادي دچار مشكلات مالي و حرفهاي شدهاند ايجاد اميدواري كند.اما شباهتهاي ظاهري اين سريال با لاست تعمدي و شايد براي رسيدن به اهداف تجاري و جذب مخاطب صورت گرفته باشد هر چند كه گوير و همكار نويسندهاش مارك گوگن هايم نظر ديگري دارند.