امروز جمعه ، 3-5-93 کارت شارژ شارژ مستقیم همراه اول RSS تماس با ما تبلیغات در سایت آگهی رایگان تالارگفتمان صفحه اصلی
زناشویی همسرداری سبک زندگی روانشناسی دین و احکام استخاره پزشکی و سلامت تغذیه و سلامت خانمها آقایان کودکانه خانه داری زیبایی و آرایش آموزش آشپزی داستانهای کوتاه مطالب اختصاصی
اخبار ایران و جهان اخبار ورزشی اخبار حوادث اخبار اجتماعی اخبار اقتصادی اخبار فرهنگی فرهنگ و هنر سینما سرگرمی انواع فال طالع بینی گوناگون تصویری جالب اس ام اس خنده دار
بخش سبک زندگی
پر بیننده ها
آخرین خبرها پربیننده های اخبار

وبگردی

قانون جذب

در عمل به نظر می‌رسد که وقتی ما با تمام وجود خواهان چیزی هستیم و تصمیم می‌گیریم که آن را حتما به دست بیاوریم، گویی ناگهان نیروهایی به کار می‌افتند تا ما را به هدف نزدیک کنند. اشخاصی به کمک می‌آیند، امکانهای تازه‌ای پدیدار می‌شوند، و جاده‌های بزرگی در مقابل چشمان ما گشوده می‌گردد. اما در مورد علت ایجاد این حالت عقاید گوناگونی وجود دارد.

قانون جذب


بعضی‌ها آنچه را که ظاهرا به نظر می‌رسد پذیرفته‌اند. تصور کرده‌اند که در مغز ما آهنربایی است که چیزهای مفید را به خود جذب می‌کند!. بعضی گمان کرده‌اند که مغز، امواجی از خود ساطع می‌کند که امواج متناسب با خود را جذب می‌کند. عده‌ای نیز این را پذیرفته‌اند که کائناتی درکارند و آنها هستند که شرایط و موقعیت‌ها را سرراهشان قرار می‌دهند! (چیزی که در فیلم راز با عبارت “فرمانبردارم سرورم!” بسیار بر آن تاکید شد.) بر اساس همین برداشت‌ها فیلمی با عنوان “راز” ساخته شده است که احتمالا آن را دیده و یا کتابش را خوانده‌اید. باید گفت که وجود چنین امواجی در هیچ آزمایشگاه فیزیکی به اثبات نرسیده است. نیروی آهنربایی مغز و رفتار اینچنینی کائنات هم با اصول علمی سازگار نیست.

اما واقعا علت علمی چنین حالتی چیست؟
قانون جذب چیست؟
قانون جذب نیز مانند هر قانون دیگری برخاسته از تجارب بشری است. از پیدایش تمدن تاکنون، کسانی در رسیدن به هدف یا هدفهای خود توفیق پیدا می کرده اند، تا این که در قرن اخیر کسان دیگری پیدا شدند و با مطالعه رفتارها و خصوصیات آدمهای موفق سعی کردند با شیوه های علمی دریابند که چه عامل یا عواملی باعث موفقیت انسانها می شود.
در گذشته ها کسی برداشت درستی از این موضوع نداشت. بعضی خیال می کردند علت کامیابی افراد بخت و اقبال است. بعضی هم گمان می کردند که برای رسیدن به بعضی خواسته ها (مثلا خواسته های مادی) باید از وجدان و شرافت و انسانیت گذشت و به حقوق دیگران تجاوز کرد. اما با گذشت زمان عوامل ساده ای کشف شد که در موفقیت انسانها اثر کلی دارد. قانون جذب یکی از آن عوامل است.


قانون جذب به طور خلاصه این است:
شما هدف یا هدفهای زندگی خود را مشخص کنید و دقیقا بدانید که چه می خواهید و به ویژه اگر آنها را روی کاغذ بیاورید و در لزوم آنها فکر کنید تا مطمئن شوید و به هدفهای خود ایمان بیاورید ، به نظر می رسد که عواملی نامریی ناگهان به کار می افتند و راه را برایتان هموار میکنند و شما را به سوی موفقیت می رانند. چرا چنین است؟


بررسی علمی قانون جذبشبکه ذهنی
برای اینکه اساس قانون جذب روشن بشود چاره ای نداریم به جز این که به شبکه یا صافی یا فیلتر ذهنی RAS:Reticular Activating System اشاره ای داشته باشیم. مطلب را با ذکر مثال ساده ای آغاز می کنیم:
فرض کنید به مغازه میوه فروشی می روید تا چند کیلو نارنگی و پرتقال بخرید. پس از خرید وقتی به اتومبیلتان برمیگردید همسرتان می پرسد “راستی لیموترش هم داشت؟” شما پس از مکث نسبتا طولانی می گویید “راستش نمی دانم… اصلا توجه نکردم. حتما داشته. باید بروم ببینم” وقتی برای بار دوم به مغازه می روید، متوجه می شوید که جعبه لیموترش اتفاقا درست بین جعبه های پرتقال و نارنگی قرار داشته است، ولی شما به دلیل این که مثلا به آن احساس نیاز نمی کرده اید آن را به اصطلاح ندیده اید.
آیا چشم شما واقعا وظیفه خود را که همان دیدن باشد انجام نداده است؟ مسلما چنین چیزی قابل پذیرفتن نیست. زیرا نگاه شما در هنگام جست و جوی نارنگی و پرتقال، حتما چندین بار از روی لیموها نیز عبور کرده است. با وجود این متوجه لیموها نشده اید. توجیهی که امروزه از این مطلب میکنند چنین است که ذهن ما دارای صافی یا فیلتر خاصی است که تنها تصویرهای معینی می توانند از آن عبور کنند و تا چیزی از این صافی نگذرد قادر به درک آن نخواهیم بود. یعنی کافی نیست که چیزی در معرض دید ما قرار گیرد تا آن را ببینیم یا در حقیقت متوجع آن شویم.


نیاز ، علاقه ، انتظار
هنگامی که در خیابان قدم می زنیم، در هر گام میلیونها واحد اطلاعاتی از مقابل چشمانمان عبور می کند. ولی ما متوجه آنها نمی شویم. برای درک اشیاء شرایطی لازم است. مثلا باید آنها را لازم داشته باشیم. هنگام عبور از خیابان اگر گرسنه باشید ممکن است تابلو رستوران ها توجهتان را جلب کند. ممکن است وارد رستوران شوید و غذا سفارش دهید. در آن هنگام اگر کسی نشانی عکاسی را بپرسد ممکن است اظهار بی اطلاعی کنید، اما در هنگام خروج متوجه شوید که مغازه عکاسی درست در کنار رستوران قرار دارد.
چنان چه به چیزی نیاز داشته باشیم، به صورت خودکار این احساس را به ضمیر ناخودآگاه منتقل میکنیم و او شبکه ذهنی را فعال می کند تا هرچه را که به مطلب مورد نیاز مربوط می شود جذب کند و اجازه دهد تا آن مطلب وارد ذهن شود.
همچنین اگر چیزی را دوست داشته باشیم، باز هم ضمیر ناخودآگاه ما پیام را دریافت می کند و آن گاه شبکه ذهنی نسبت به آن موضوع خاص، حساس و فعال می شود. به عنوان مثال، اگر به نوع خاصی از موسیقی علاقه مند باشیم، هر خبر و یا آگهی کنسرت را که به آن نوع موسیقی مربوط بشود می بینیم و به آن توجه نشان میدهیم. این موضوع منحصر به حس بینایی و یا تصویر های دیداری نیست. در مورد صدا هم همین طور است. مثلا در هنگام قدم زدن در خیابان چه بسا به کسانی برمی خورید که سخت سرگرم بحث و گفت وگو هستند. اما شما یک کلمه از حرفهایشان را متوجه نمی شوید، زیرا صافی ذهنی که در زبان‌های بیگانه به آن RAS می‌گویند به آن اجازه عبور نمیدهد.


اساس قانون جذب
اساس قانون جذب همان فیلتر ذهنی است. این صافی اجازه نمی دهد که اطلاعات بیهوده و به دردنخور وارد ذهن شود. اگر پس از یک پیاده روی طولانی در خیابانهای تهران از شما بپرسند ” شما که توی خیابان بودید، آیا اتومبیل تویوتا هم دیدید؟” ممکن است گیج شوید و نتوانید جواب درستی بدهید، اما اگر قصد خرید اتومبیل داشته باشید، و اتفاقا تویوتا یکی از انتخابهای مهم شما باشد، آن وقت وضعیت فرق میکند. یعنی اگر اتومبیل موردنظر از کنارتان عبور کند دیگر نسبت به آن بی تفاوت نخواهید بود. در اینجا فیلتر ذهنی اجازه ورود اطلاعات را میدهد.
ببررسی علمی قانون جذبه عبارت دیگر وقتی برنامه ای در ذهنمان داشته باشیم و یا هدفی تعیین کرده باشیم که برایمان مهم باشد، ذهن ما هر چیزی را که با آن در ارتباط باشد جذب می کند. یک مسیر ، یک حرکت ، یک سخن ، یک شخص ، یک مغازه و… دقت کنید که تمام این عوامل برای شما به وجود نمی آیند! آن مسیر و یا آن مغازه آنجا هست، آن حرف زده خواهد شد و تمام عوامل در جریان خواهد بود چه شما هدف و برنامه ای داشته باشید چه نداشته باشید و حال که هدفی دارید تازه متوجه آنها میشوید! گویی که ناگهان می بینید راه های مهمی که شما را به هدفتان می رساند در جلوی پایتان قرار گرفته است!


باز هم مثالی دیگر
فرض کنیم قطعه زمینی در اختیار دارید و یک روز به فکر می افتید که در آن ساختمان سازی بکنید. همان روز با یکی از دوستان قدیمی که مهندس ساختمان است برخورد می کنید و او صحبتی را درباره ساختمان سازی آغاز می کند. موضوع را با او در میان می گذارید و او اطمینان می دهد که این کار عملی است. حتی می گوید که اگر پول کافی هم ندارید می توانید وام بگیرید، یا با کسی شریک شوید و یا پس از شروع، یک طبقه اش را پیش فروش کنید و امثال اینها. اطلاعات ارزشمند دیگری هم در اختیارتان می گذارد و قول می دهد که عملا کمکتان کند. ممکن است یاد این شعر بیفتید که “گاهی بساط عیش خودش جور می شود!” ولی اگر درست فکر کنید می بینید که همه اینها به شکلی با قانون جذب ارتباط دارد. شاید بارها با آن آقای مهندس برخورد داشته اید. شاید بارها راجع به امکانات ساختمان سازی صحبت می کرده است و شما که تصمیم به این کار نداشته اید توجه نکرده اید.

پس:
نکته مهم: عواملی که باعث موفقیت شوند در اطراف شما فراوان است. کافی است هدفتان را مشخص کنید و در آن باره فکر کنید و تصمیم بگیرید. آن گاه قانون جذب به کار می افتد و عواملی که متناسب با آن هدف باشد، جذب ذهن می شود. ناگهان می بینید راههای مهمی که شما را به هدف می رساند در جلو پای شما قرار دارد.
هدف شما چیست؟ چه می خواهید؟ آن را روی کاغذ بیاورید و نتیجه را ببینید.
مجله موفقيت

گردآوری : گروه اینترنتی نیک صالحی
http://www.niksalehi.com/hamechiz/
  ایستگاه سلامت نیک صالحی
سرگرمی
جدیدترین خبرهای امروز
تازه های نیک صالحی در یک نگاه
عکس های دیدنی
جدیدترین خبرهای امروز
بخش سبک زندگی
خروجی RSS برای بخش  سبک زندگی مرتبط
Copyright (c) 2003-2014 Niksalehi.com All Rights Reserved. © کلیه حقوق متعلق به سایت نیک صالحی می باشد. باز نشر مطالب تنها با ذکر منبع مجاز می باشد .
9595