امروز چهارشنبه ، 30-7-93 کارت شارژ شارژ مستقیم همراه اول RSS تماس با ما تبلیغات در سایت آگهی رایگان تالارگفتمان صفحه اصلی
زناشویی همسرداری سبک زندگی روانشناسی دین و احکام استخاره پزشکی و سلامت تغذیه و سلامت خانمها آقایان کودکانه خانه داری زیبایی و آرایش آموزش آشپزی داستانهای کوتاه مطالب اختصاصی
اخبار ایران و جهان اخبار ورزشی اخبار حوادث اخبار اجتماعی اخبار اقتصادی اخبار فرهنگی فرهنگ و هنر سینما سرگرمی انواع فال طالع بینی گوناگون تصویری جالب اس ام اس خنده دار
بخش گوناگون
پر بیننده ها
آخرین خبرها پربیننده های اخبار

وبگردی

عکس:شعر رضا عطاران برای سنگ قبر همسرش!

رضا عطاران این روزها مشغول بازی در تازه ترین فیلم کمال تبریزی است؛ فیلمی با عنوان «طبقه وسط» که فیلمنامه آن را پبمان قاسم خانی نوشته است.

شعر رضا عطاران برای سنگ قبر همسرش!

قاسم خانی متن کامل یکی از سکانسهای این فیلم کمدی را در اختیار مجله «24» قرار داده است. در این سکانس رضا عطاران را در نقش «کمالی» در شرایطی می بینیم که وارد یک فروشگاه سفارش سنگ قبر شده و درباره انتخاب شعر برای سنگ قبر همسرش با مسئول فروشگاه چانه می زند.


بخشهای طنزآمیز این سکانس را گزینش کرده و خدمتتان ارائه می کنیم.


روز-خارجی/داخلی-مغازه سنگ قبرسازی


کمالی(رضا عطاران): نه ، چیز تک می خوام . داری رو گرانیت اصل برزیل می نویسی حاجی. یه چیزی که در شأن گرانیت برزیل باشه واسم پیدا کن!


کاظم(مسئول فروش سنگ قبر/هوتن شکیبا): پس بریم تو کارای سنگین تر(می گردد و پیدا می کند) بله ... شربتی از لب لعلش نچشیدم و برفت/ روی مه پیکر او سیر ندیدم برفت. مال حافظه. کمالی چپ چپ به او نگاه می کند.


کمالی: شما اینو بلانسبت رو قبر خواهر مادرت خودت هم می نویسی؟


کاظم: این معنی عرفانی داره. همینی که می خونی که نیست مال حافظه.


کمالی: مثلا معنیش چیه ؟



کاظم: نمی دونم. ولی همین که می خونی نیست. منظورش به خدا و ایناست.


کمالی: برو بعدی، از این چیزای عرفانی هم برای من نخون خوشم نمی آد.


کاظم: این گنج نهان در دل خانه مادرم بود / هم نام بلندش سند معتبرم بود.


کمالی: همین قشنگه. فقط اون «هم» اضافه است. یعنی چی هم نام بلندش؟


کاظم: می خوای بزنیم «آن» نام بلندش.


کمالی: نه بزن «که» نام بلندش سند معتبرم بود. بهتر نیست؟


حسن: عالی!


کاظم: بله (می نویسد) قشنگ شد. خوب... پایین شعر هم می نویسیم همسری فداکار و مادری مهربان...

کمالی: حاجیه خانم کمالی، تو پرانتز، تحویلداری.


کاظم: اسمشون؟


کمالی: اسم نمی خواد. همین تولد 1334، مرگ امسال. فقط زود سنگو حاضر کن.


کاظم: شما خیالت تخت. من چهل ساله کارم سنگ قبره؛ سنگت تا آخر ماه حاضره. بعد هم می بینی که سرم چقدر شلوغه. یه سی تا سفارش یه جا دارم . خدا شر این توپولوف ها رو از سر این ملت کم کنه.

شبکه ایران

گردآوری : گروه اینترنتی نیک صالحی
http://www.niksalehi.com/goonagoon/
  ایستگاه سلامت نیک صالحی
سرگرمی
جدیدترین خبرهای امروز
تازه های نیک صالحی در یک نگاه
عکس های دیدنی
جدیدترین خبرهای امروز
بخش گوناگون
خروجی RSS برای بخش  گوناگون مرتبط
Copyright (c) 2003-2014 Niksalehi.com All Rights Reserved. © کلیه حقوق متعلق به سایت نیک صالحی می باشد. باز نشر مطالب تنها با ذکر منبع مجاز می باشد .