آئين رونمايي و نقد و بررسي رمان «جنگل پنير» برگزار شد
خبرگزاري فارس: مراسم رونمايي از رمان «جنگل پنير» تازهترين اثر فرشته احمدي عصر روز يكشنبه چهارم ارديبهشت با حضور نويسنده و نيز جمعي از نويسندگان و منتقدين در محل كتاب باران برگزار شد.
به گزارش خبرگزاري فارس، اولين سخنران حاضر در جلسه محمدحسن شهسواري بود و با بيان اينكه در ادبيات مدرن دو ويژگي مهم وجود دارد كه همواره بايد مورد توجه قرار گيرد، سخنان خود را آغاز كرد.
شهسواري در ادامه گفت: اين دو ويژگي شامل واكاوي روابط انسانها در تعامل با يكديگر و همچنين مسئله هويت است. حال آنكه مسئله هويت براي انسان مدرن تبديل به مفهومي شخصي شده است، به اين معني كه تعريف هويت انسان از خودش، بر عهده خودش است.
شهسواري سپس افزود: مفهوم هويت يكي از دغدغههاي رمان «جنگل پنير» است كه با شيوه و فرمي كه روايت ميشود، شخصيت اصلي رمان را در پيوندي بين مفهوم «سرزمين» و «پدر» يا به تعبيري در واكاوي و پيگيري هويت كامل خويش قرار ميدهد.
شهسواري همچنين گفت: مهمترين مضمون رمان، آشتي شخصيت اصلي با وجوه ديگر شخصيت خودش است.
محمدحسن شهسواري در ادامه گفت: شخصيتِ اصلي رمان، در روند داستان پيوندي با سرزمين پدري خويش برقرار ميكند و رفتهرفته هويت خودش را بازمييابد. در اين مسير، مبحثي به نام انتقام گشوده ميشود و بعد جستجو، كه بحث قرباني در اسطورهها را پيش ميكشد. اين صادقانهترين نوع برخورد شخصيت اصلي با هويت دوگانه خويش است.
شهسواري همچنين گفت: يكي از ويژگيهاي اين اثر، سيستم اطلاعدهي رمان است. اين اثر تا تمام نشده، تمام نميشود. اگرچه از منظرِ وجه ادبيت متن و زبان اثر ميشود، كمي ريزتر شد و روي نحوه كاربرد، واژگان و گفتار شخصيتها با دقت بيشتري صحبت كرد.
شهسواري در انتها گفت: «جنگل پنير» همه آن چيزي كه يك رمان را به مفهوم عام، رمان ميكند، دارد و بايد به خانم احمدي خسته نباشيد و تبريك گفت.
سخنران بعدي، حسن محمودي بود كه صحبتهاي خود را با اين سئوال كه «چرا بايد جنگل پنير را خواند؟» آغاز كرد.
محمودي گفت: من با بخشِ عمده سخنان آقاي شهسواري موافقم كه اين رمان درگير مسئله هويت است و خيلي خوب از طريق پيوند سرزمين و پدر به مضموني قوي دست پيدا كرده است، اما بحث مهم براي من در اين اثر همان كهن الگوي سفر است و اين كه شخصيت اصلي ضمن سفر همه چيز را از ابتدا ميسازد. منظورم معماري اثر است كه نويسنده خيلي به آن توجه داشته است. ضمن اينكه به ميزانسن و روابطِ اشيا و شخصيتها در كلِ اثر هم توجه داشته است. راوي از شهري مثلِ تهران كنده ميشود و وارد جايي مثلِ زرند ميشود. نميدانم چقدر از توصيفات واقعي و چقدر آن تخيلي است، اما اينكه نويسنده با اين همه دقت و وسواس به توصيف مسير و چيدمان وقايع و حتي اشيا پرداخته اهميت دارد.
محمودي سپس ادامه داد: يك وجه ديگر هم نوستالژي اين آدم به سرزمين پدري است كه باز برميگردد، به همان معماري و چيدماني كه در اثر وجود دارد و گذشته را با حال پيوند ميدهد. در نتيجه ميبينيم كه شخصيت اصلي رمان، يعني «سايه» از يك جايي كنده ميشود و بعد دوباره وصل ميشود.
محمودي در ادامه اشارهاي به ويژگي زبان اثر داشت و افزود: زبان اين اثر به نسبت كارهاي ديگر فرشته احمدي، پختهتر و شيرينتر است. به نظرم رمانهاي اين روزها سخت درگيرِ مسئله تكنيك و قصه هستند، اما اين اثر از ميان اين دو دغدغه عبور ميكند و ما غلبه تكنيك بر روايت يا به عكس را نميبينيم.
محمودي در انتها با اشاره به اينكه در رمان «جنگل پنير» داستان در قالب حركت شخصيتها و در بستري از سفر، معناي دروني را پيش ميبرد، بيآنكه حجم اطلاعات بر كل كار غلبهاي داشته باشد، كلام خود را به پايان رساند.