پربیننده ترین خبرها
آخرین خبرها
وب گردی

مددکاری اجتماعی برای معتادین و خانواده هایشان

idna.ir : مصرف مواد سمی ( مخدر ) چیزی نیست که در دراز مدت ، شایسته باشد نام درمان را روی آن بگذاریم . این خود یکی از فاکتورها و عوامل اساسی است که منجر به بروز درصد قابل ملاحظه...

idna.ir : مصرف مواد سمی ( مخدر ) چیزی نیست که در دراز مدت ، شایسته باشد نام درمان را روی آن بگذاریم . این خود یکی از فاکتورها و عوامل اساسی است که منجر به بروز درصد قابل ملاحظه ای از شکست های درمانی گزارش شده از مراکز بیمارستانی است . اما باید متواضعانه اضافه کرد که تا به امروز هیچ توصیه و تجویز رضایت بخشی نیز یافته نشده است.

مددکاری اجتماعی برای معتادین و خانواده هایشان مهناز کرمی در آغاز تأکید می کنم در این مقاله صرفاً به مباحثی می پردازیم که مربوط به خانواده هایی است که یکی از اعضاء آنها ، بمدت سالیانی طولانی معتاد به مواد مخدر با الگویی سنگین بوده اند . کار با مصرف کنندگان مثلاً حشیش در مقایسه با موارد فوق تفاوت زیادی دارد هر چند که از نظر برخی جوانب ، که ذیلا ً به آن اشاره می کنیم ، مصداق می یابد و مشابهتهایی دارد . اما باز هم اختلافات فاحش و مهمی با هم دارند . در اینجا اشاره می کنم که مداخلات درمانی که برای آنها ارائه می شود در اصل بر مبنای چهار محور اختصاصی مشخص می شود :‏ از طرفی درمان در پایه گروه و از سویی دیگر مداخلات مبتنی بر فرد ، پرداختن به جنبه اجتماعی زندگی که نتیجتاً انعکاس تصویر فرد از سوی دیگران را در پی دارد و توسط کارنامه اعمال و تلاشها به عنوان میانجی گر این فرآیند ، میسر می گردد . و نهایتاً یادگیری دوباره لذت و خشنودی از زندگی با گنجاندن فعالیتهای ورزشی و فرهنگی در زندگی روزمره . اکنون که در ابتدای نگارش این مقاله هستم بهتر است شما را در جریان ویژگیها و فرضیات کار خود بگذارم . پیش تر صحبت از مداخلات شیوه های درمانی کردیم . ما می دانیم که اصطلاح " درمان " از نظر لغوی به معنی " معالجه " در مورد بیماریها به کار می رود تلاش من بر آن است که در این حیطه ، کاربرد چنین عبارتی را تصحیح کرده و تأکید کنم که درمانی که من از آن صحبت می کنم ، فراتر از برخوردی طبی است ( به جز مقوله محرومیت فیزیکی ) . اعتیاد یک بیماری نیست ، یک نشانه است . راهی و بهانه ای که به واسطه آن معتاد ، ناخوشی اش رخ می نمایاند و بی میلی اش به زندگی و ذات و بنیاد مسئله دارش پدیداری می شود نشانه ای از فهرستی مشابه فرار ، گرایش و اقدام به خودکشی یا هر علامت خارجی مشابه دیگری که " بیماری " را اعلام می کند . به طور مثال ، اگر ثبورات جلدی ، تظاهر و نشانه ای از یک آشفتگی عملکردی داخل بدن باشد ، این بیماری با استفاده از کرم رنگ پوست که ثبورات را محو می کند درمان نمی شود . این همان کاری است که ما گرایش و عادت داریم در مورد اعتیاد انجام دهیم . فقط حذف مصرف مواد سمی ( مخدر ) چیزی نیست که در دراز مدت ، شایسته باشد نام درمان را روی آن بگذاریم . این خود یکی از فاکتورها و عوامل اساسی است که منجر به بروز درصد قابل ملاحظه ای از شکست های درمانی گزارش شده از مراکز بیمارستانی است . اما باید متواضعانه اضافه کرد که تا به امروز هیچ توصیه و تجویز رضایت بخشی نیز یافته نشده است . گویی باید یک روش اختصاصی برای هر فرد معتاد وجود داشته باشد و من کاری جز امید بخشی و تشویق هر فرد به تصویر و بررسی مجموعه عواملی که اشتراک نسبی در فرآیند همه انواع اعتیاد دارد ، نمی توانم انجام دهم . به عبارتی در برخورد با اعتیاد ، مددکار نمی تواند نقش جادوگری را انجام دهد و معجزه کند ، بلکه فقط می تواند نه فقط مددجو را ، که حتی خودش ( مددکار ) را از بروز خطرات ( صدمات ) واقعی و گریز ناپذیر ، بیشتر بر حذر دارد و برسد به این باور که خطر ( صدماتی ) همیشه وجود دارد . برای مثال ، اگر فرآیند درمان برای مددجو یا خانواده اش به گونه ای ناخوشایند باشد که آنها به فکر دنبال کردن درمان نزد درمان گر دیگری باشند ، این خود می تواند به عنوان یک نتیجه بد ( صدمه - خطر ) تلقی گردد . اگر در حالتی دیگر ، مددکار بار همه احساس گناه و نگرانی خانواده را بر دوش کشد ، چرا که شناخت کافی از روند واقعی درمان و حفاظت کردن خود از صدمات ناشی از آن نداشته است ، نه تنها کار مهمی از پیش نخواهد برد ، بلکه او واقعاً خود را در معرض شکنندگی و دلسردی قرار خواهد داد . که باز نتیجه بد ( صدمه - خطر ) است . چه خطرات و دامهایی وجود دارند که مددکار اجتماعی باید و ( می تواند ) ، ضمن تحت حمایت قرار دادن خانواده ای که یک عضو معتاد دارد ، از آنها جلوگیری ( پیشگیری ) کند ؟ ‏ اولین نکته که باید مورد توجه قرار گیرد تقاضا ( درخواست ) است . در هر روش درمانی که توسط مداخله گران فرآیند درمان اعتیاد انتخاب می شود ما به این قانون طلایی احترام می گذاریم : " هرگز ، هرگز نباید مداخله کرد ، هنگامی که هنوز تقاضای درمان صورت نگرفته باشد " . اگر درخواست کننده برای درمان فرد معتاد‎ ‎، مثلاً همسایه ، وکیل یا پزشک متفرقه او باشد و از شما بخواهد که با خانواده تماس بگیرید ، اگر شما این کار را انجام دهید ، عملاً شما خودتان نقش درخواست کننده را داشته و از خانواده تقاضای آغاز درمان را دارید ! و این معنی ندارد . درخواست و تقاضا قطعاً باید از طرف یکی از اعضاء خانواده باشد ، در واقع این شخص باید با این سیستم خانوادگی غیر قابل تحمل و منشاء درد زندگی کرده باشد . اگر غیر از این باشد ، نباید امید هیچ تغییری را داشت . معتاد گرایش دارد که از شما انتظار معجزه داشته باشد ، اینکه بتوانید با یک چوب جادویی ، او را از این منجلاب به در آورید برای او همیشه " همه چیز ، همین الآن " عادت شده است ، مثل ماده ای که نئشه اش میکند برایش کافی است که پودر را به خودش تزریق کند ، برای اینکه سریعاً احساس دوباره اثر دلخواه با روشی غیر فعال و انفعالی ایجاد شود . اگر او منتظر روز و ساعت ملاقات نماند ، اگر تلاش و صبر را متحمل نشود و مسئولیتهایش را بعهده نگیرد و فرصتی را به شما ندهد که بتوانید کمک به نجات او کنید ، عملاً اصل واقعیت و روال آن ، گویی به فرار از او ادمه خواهند داد ...‏ پس از اشاره به این نمونه ها ، جا دارد که به دستاوردی که برایم اصل اساسی است بپردازم : تقاضای یک فرد معتاد ، همیشه ( دوسویه - دوگانه ) است . او را منصفانه و صادقانه در کشمکش تقسیم شدن خود ، میان تمایل به ادامه مصرف مواد و تمایل به کنار گذاشتن آن ، می یابیم . این تناقض همواره زنده و بارور است ، حتی هنگامیکه از آغاز راه درمان مدتها گذشته باشد . در واقع همین تناقض ، ماده اولیه کار است ، تا روزی که معتاد موفق شود به برگزیدن و انتخاب ، حتی گاهی مدتها پس از اینکه مصرف مواد کاملاً کنار گذاشته شده باشد ، این حس وجود دارد . این هنگامی که او صحبت از تمایلش به مصرف دوباره می کند و یا هنگامیکه عود رخ می دهد ، برایتان آشکار و آشکارتر می شود . این یک شکست قلمداد نمی گردد ، بلکه داده ها و اطلاعات جدیدی بدست می آید که به ما امکان بیشتر برای پیگیری کارمان را می دهد . بنابراین مددکار می بایست مسلح به صبر باشد و آماده برای اینکه اغلب موارد ، کار درمان را از نو پی گیرد . وجود این الزاماً به معنی عدم داشتن اراده و کم بودن میل به ترک نیست . ‏ عده ای دیگر این پدیده را تحت عنوان نگرانی از ترک علامت ( اضطراب جدایی از نشانه ) توجیه می کنند . و مجموعاً روشی کاربردی و شناخته شده است برای بهره گیری از عوامل ناشناخته ای که بررسی آن مشکل به نظر می رسد . بعبارتی با هر مشکلی باید بدون سهل انگاری رویاروی شد و تدریجاً به مهارتهای حل آن نزدیک شد . ‏در نتیجه ، انگار عملاً انتظار تقاضایی ایده آل ، نمی تواند وجود داشته باشد . حتی اگر یک معتاد ، برای شما قسم بخورد که می خواهد مواد مخدر را کنار بگذارد و هرگز دست به ادامه مصرف نزند ، باید بدانید که نمی توانید فقط بر مبنای کلمات هر چند با صداقتی واقعی و عمیق بیان گردد تصمیم بگیرید و ادامه روند درمان را پیش بینی کنید . ‏پس از ذکر این نمونه ها پیرامون انواع تقاضا ، بد نیست که ببینیم چگونه می شود با اتخاذ برخی تدابیر ، روش کارمان را مؤثرتر سازیم . وقت آن رسیده که اشاره ای به وحدت نظر در تعهدات خدمات درمانی داشته باشیم . علاوه بر نکات کلاسیک ( متداول ) و مشخص مربوط به پرسنل مؤسسه از طرفی و تعهدات بین خانواده و مددکار اجتماعی ، از سویی دیگر باید دو نکته را در مورد مراجعین معتاد اضافه کرد : اولین نکته اینگونه مطرح می شود : بیمار متعهد می گردد که بدون استعمال و تأثیرپذیری از مواد و داروهای مخدر یا الکل یا هر چیز ممنوعه دیگر ، تحت نگهداری قرار گیرد . قید این معیار مانع از آن می شود که افراد تحت نگهداری به شیوه ای انفعالی عمل کنند و از این طریق زمینه تغییر واقعی در فرد فراهم می شود . اگر لازم باشد می توان تدابیری از جمله کنترل توسط آنالیز ادرار را نیز اعمال کرد ، چرا که برخی از معتادین ، به لحاظ مقادیر ( دوزهای ) جذب شده در بدن یا واکنشهای خاص به واسطه ماده مصرفی ، وضعیتی ظاهراً نرمال دارند ، حتی در موقعیت مصرف یا اصطلاحاً " موقعیت خطا " . بدون این معیار ، معتاد بیشتر متمایل به مصرف مواد خواهد شد ، بویژه در " موقعیتهای هیجانی " که از رویارویی می گریزد و در نتیجه آنچه به آنها گفته شده است ، ( مثلاً اینکه اجازه مصرف ندارد ) بسادگی فراموش خواهد شد و او خود را در وضعیت " مخاطب غایب " قرار می دهد . دومین نکته : مراجع خود را متعهد می کند که در ساعت مقرر ، خود را به مرکز نگهداری برساند و در آنجا حضور یابد و دقیقاخود را ملزم به رعایت ساعت قرار ملاقات ، همانگونه که تعیین شده بداند . این قاطعیت ساختارهای قانونی و روند تعیین شده را حفظ خواهد کرد و بعنوان عاملی نشانه یاب عمل می کند که معمولاً پیش از آن زمان وجود نداشته است . ضمناً بکارگیری این روش باعث میشود که فرد معتاد مرتباً بی مورد مراجعه نکند و تلفن نزند تا برای مددکار دنباله صحبتهای خانوادگی اش را بصورت پیغام و ... رد و بدل کند . مددکار هم با این شیوه دیگر خود را ناچار نمی بیند که تصور کند که انگار باید همیشه اطلاعاتی برتر را در مشت خود حاضر و آماده داشته باشد و خود را جوابگویی دائمی بداند و دیگر بر آن باور نیست که گویی باید متحد معتاد باشد و در مقابل امیال او ، وضعیتی که آزار دهنده و دست و پاگیر ( مزاحم ) در برابر خانواده است . با در نظر گرفتن چنین پیش بینی هایی ، کار می تواند شروع شود . آنچه باقی می ماند کمک کردن به خانواده است برای کشف و پی بردن به فرآیند عملکردی که چنین محصولی ( فرد معتاد ) را پدید آورده است . و اینکه با کمک اعضاء خانواده یک روش عملی که برایشان قابل قبول و رضایت بخش باشد پیدا کنیم . کاری که قطعاً امری ساده و کوچک نیست . قبل از اشاره کردن به اشتباهاتی که ممکن است به دام آن بیفتیم بنظر جالب می رسد که جالبتر باشد نگاهی داشته باشیم به برخی فرآیندهای کلاسیک ( رایج ) که برخاسته از خود سیستم ( خانواده ) است . بسیار حائز اهمیت است که ابتدا ، خانواده را نسبت به رفتاری که از بیمار سر می زند حساس کنیم . معتاد نشانه هایی را از کلیت خانواده به همراه خود دارد . با کمک فرصت آشکار سازی و صحنه های عینی و عملی فاش سازی در مراکز نگهداری ، باید خانواده را متمایل به پذیرفتن این واقعیت کرد که فرد معتاد به تنهایی مسئول اعتیاد خود نیست بلکه ا.و از سنگر اعتیاد ، پاسخگوی درخواست الزامی است که توسط دیگران ( اعضاء خانواده ) بر او اعمال شده است و او تقبل کرده که نشانه ای را که نمایانگر و دربرگیرنده مجموعه سیستم است به همراه خود داشته باشد و معرف آن باشد . مددکار باید با نهایت احتیاط خانواده را به درک این فرآیند بکشاند و برساند موضوع اصلاً این نیست که ما احساس گناه والدین را بیشتر کنیم زیرا که اولاً هدف ما چنین چیزی نبوده و ثانیاً در صورت بروز چنین احساس گناهی در آنها ، برای روبرو نشدن با این واقعیت ناخوشایند احتمالاً به تعهدات مشارکت در درمان پایبند نمی مانند و یا بعبارتی فسخ قرارداد در ادامه همکاری صورت می گیرد و بدینگونه حیات سیستم به همان شکل ادامه می یابد . حال آنکه هدف ما کمک به درک و پذیرش این موضوع بوده تا با پرداختن به آن ، از نتایج حاصله برای اصلاح سیستم بهره جوییم.

منبع خبر: روزنامه حمایت صفحه اندیشه 30-8-84

بنوشیدو لاغر شوید
ایستگاه سلامت نیک صالحی
جدیدترین خبرهای امروز
تازه های نیک صالحی در یک نگاه
جدیدترین خبرهای امروز
X
X