تجدیدنظر در قوانین برخورد با معتادان

تجدیدنظر در قوانین برخورد با معتادان

idna.ir:براساس آمارهاى موجود، میزان اخبار و مطالب منتشر شده در رابطه با آسیب هاى اجتماعى در فروردین ،۱۳۸۳ درنشریات کشور مقام اول را داشته است. اگرچه اعتیاد همچنان در حکم یک آسیب اجتماعى در جامعه تلقى مى شود و معتاد را یک مجرم مى شناسند، ولى صالح صدق پور همچنان امیدوار است که نگرش به […]

idna.ir:براساس آمارهاى موجود، میزان اخبار و مطالب منتشر شده در رابطه با آسیب هاى اجتماعى در فروردین ،۱۳۸۳ درنشریات کشور مقام اول را داشته است. اگرچه اعتیاد همچنان در حکم یک آسیب اجتماعى در جامعه تلقى مى شود و معتاد را یک مجرم مى شناسند، ولى صالح صدق پور همچنان امیدوار است که نگرش به معتاد از مجرم بودن و مریض بودن حداقل در سیاست جنایى کشور ما تغییر کند. .

گفت وگو با صالح صدق پور، روانشناستجدیدنظر در قوانین برخورد با معتادانفریال طهماسبىبراساس آمارهاى موجود، میزان اخبار و مطالب منتشر شده در رابطه با آسیب هاى اجتماعى در فروردین ،۱۳۸۳ درنشریات کشور مقام اول را داشته است. اگرچه اعتیاد همچنان در حکم یک آسیب اجتماعى در جامعه تلقى مى شود و معتاد را یک مجرم مى شناسند، ولى صالح صدق پور همچنان امیدوار است که نگرش به معتاد از مجرم بودن و مریض بودن حداقل در سیاست جنایى کشور ما تغییر کند. وى وجود فشارهاى اجتماعى و از همه مهمتر اقتصادى را یکى از مهمترین عوامل گرایش افراد به اعتیاد مى داند و همواره تأکید دارد که باید مسیرهایى جهت کاهش این فشارها در جامعه ایجاد کرد. امروزه روانکاوان و روانپزشکان اغلب بر این مسأله تأکید مى کنند که اساس اعتیاد و میل براى کم کردن اضطراب در فردى است که اختلال شخصیت و منش دارد. مصاحبه ما را با صالح صدق پور ـ روانشناس و استاد دانشگاه بخوانید. به گفته روانشناسان معمولاً آن دسته از افرادى که با اجتماع در ستیزند و پایبند قوانین، مقررات و اخلاقیات اجتماعى نیستند، براى استفاده از موادمخدر و محرک آمادگى بیشترى دارند. لذا معتادان، شخصیت ضد اجتماعى دارند. حال با توجه به چنین تعریفى، آیا مى توان گفت که اختلال شخصیت بیشترى براى بروز اعتیاد در افراد است؟> براساس نتایج تحقیقاتى که عوامل به وجود آورنده یک سرى جرایم را توضیح مى دهد، معتادان در طبقه «اختلال شخصیت» قرار مى گیرند. منظور این است که مجموع جرائم مربوط به اعتیاد از جمله مصرف موادمخدر، قاچاق، خریدو حمل و نقل این گونه موارد به صورت خرده پا و نه در سطح کلان توسط کسانى صورت مى گیرد که خمیرمایه اى از مشکلات روانى دارند. به همین دلیل من اسم افراد این طبقه را «اختلال شخصیت» مى گذارم. ولى منظور از این اسم این نیست که آنها لزوماً دچار اختلال شخصیت هستند، بلکه به علت مجموعه اى از مشکلات روانى به طرف مصرف این مواد گرایش پیدا مى کنند. به عبارتى اگر معتادین را در طبقه اختلال شخصیت جاى مى دهیم، صرفاً به این علت است که نشان دهیم اینگونه افراد تا چه حد از این مشکلات رنج مى برند، نه آنکه لزوماً هر اختلال شخصیتى در فرد منجر به اعتیاد او شود. بنابراین مقوله اعتیاد، به طور عمده بیشتر یک بیمارى است تا یک آسیب اجتماعى؟> قطعاً در چند تحقیقى که تا به حال انجام شده، این متغیر به طور جدى خودش را نشان داده است و بسیارى از محققین هم امروزه، اساساً اعتقادشان همین است که اعتیاد را به طور عمده ، یک بیمار تلقى کنیم نه یک آسیب اجتماعى. چرا که همانطور که ذکر کردم در اثر مشکلات روانى و آسیب هاى شخصیتى است که فرد توان خود را در برابر محیط از دست مى دهد و تسلیم موادى مى شود که او را در مقابل مشکلاتش تسکین دهد. از نظر روانشناسى، اگر اعتیاد را در جامعه یک جرم تلقى کنیم و با آن به عنوان یک آسیب اجتماعى برخورد شود، آیا در کاهش گرایش افراد به این مقوله مؤثر خواهد بود؟> ببینید! اگر ما اعتیاد را به عنوان یک آسیب اجتماعى در نظر بگیریم و به عبارت دقیق تر، آن را در حکم یک کجروى تلقى کنیم که جامعه براى حفظ و حراست خود نیازمند برخورد با این رفتار مجرمانه است، متأسفانه نتیجه آن، احتمال افزایش اعتیاد خواهد بود نه کاهش آن. به این دلیل که در قانون جزایى، به عوامل مؤثر در گرایش افراد به این مقوله توجهى نمى شود و سیاست جنایى ما با معتادین، برخوردهاى جنایى مى کند. لذا بقیه سازمانها نیز، تلاشى براى حل این معضل نخواهند کرد و از همه بدتر آنکه خود فرد هم دیگر تلاشى براى نجات خود نخواهد کرد، چرا که قانون آن را یک مجرم مى شناسد. کسى که دچار اعتیاد شده، جرأت نمى کند خود را معتاد معرفى کند چون رفتارش مجازات دارد، در نتیجه فقط پنهان مى شود و به دنبال آن ممکن است رفتار او گسترش یابد. ببینید! یک مثال بزنم. یکى از مهمترین روشهاى برخى خانمها براى گرفتن طلاق این است که ثابت کنند شوهرشان معتاد است. یعنى فردى که معتاد شد، بنا به سیاست جنایى کشور ما سوء سابقه پیدا مى کند و طبق قانون همسرش مى تواند از او جدا شود. این فرد کارش را از دست مى دهد و روابط خانوادگى او دچار اختلال مى شود. همین فرد اگر مدتى بعد از اعتیاد رهایى یابد، مجدداً براى کاهش فشارهاى روانى ناشى از متلاشى شدن خانواده و از دست دادن کار به طرف مصرف داروى آرام بخشى مثل موادمخدر مى رود. بعد از مدت بسیار کوتاه و حتى قبل از آنکه اثرات درمانى آن داروها براى فشارها و استرسهایش ظاهر شود، دچار فشارهاى بسیار وحشتناک اجتماعى شده که ما آنها را به واسطه قانون برایش فراهم کرده ایم. بنابراین تمام روابطش محدود به معاشرت با افراد معتاد مى شود و گرایش او به مصرف موادمخدر افزایش مى یابد و چون امکانات مالى براى تأمین مواد مورد نیازش را دیگر ندارد، ممکن است دست به رفتارهاى مجرمانه هم بزند. اگر شما حتى به طور سطحى به جرایم موادمخدر به خصوص جرم اعتیاد نگاه کنید، به نظر مى رسد که اعتیاد ام الجرائم تلقى شود، یعنى مادر همه جرمها، درحالى که شاید در اصل خودش جرم نباشد. آیا تغییر نگاه به معتاد از مجرم بودن به مریض بودن در سالهاى اخیر، توانسته تغییرى در این وضعیت ایجاد کند؟> من هنوز به چنین باورى نرسیده ام که جامعه دیدش نسبت به افراد معتاد تغییر کرده است؛ اگرچه همچنان امیدوارم چنین شود.ببینید وقتى ما به رادیو و تلویزیون مى رسیم و تبلیغاتى که روى دیوارهاى شهر دیده مى شود، همه اینها کماکان این نکته را گوشزد مى کند که فرد معتاد یک بزهکار است نه یک آدم بیمار و حالا واقعاً در چه صورتى مى توان پذیرفت که باور جامعه ما معتاد را یک بیمار مى شناسد نه یک بزهکار. اگر یک فرد معتاد در همسایگى ما زندگى کند، هیچ وقت به بهزیستى خبر نمى دهیم که او را درمان کند، یقیناً به پلیس اطلاع مى دهیم. بنابراین قرار گرفتن معتاد در یک سیکل بسته، او را به سوى فساد و بزهکارى سوق مى دهد و باز هم تأکید مى کنم رفتار مجرمانه اى که از سوى یک معتاد سر مى زند، بخش عمده اش در زمینه موادمخدر و اعتیاد، به برخوردهاى اجتماعى و قانونى کشور ما برمى گردد. درواقع نتایج تحقیقات نشان مى دهد حداقل افراد معتاد، در ابتدا کجرو نیستند و تا وقتى که یک معتاد مرتکب جرمى در جامعه نشده است، دولت باید او را درمان کند، نه اینکه با او برخورد مجرمانه اى از خود نشان دهد. با توجه به اینکه اعتیاد یک پدیده چندوجهى است مى تواند ناشى از مؤلفه هاى اجتماعى، فرهنگى و اقتصادى باشد؟فکر مى کنید پیشگیرى از موادمخدر، توانسته در کدام یک از این ۳ حوزه، بیشتر از سایر حوزه ها فعالانه تر عمل کند؟> طبیعى است که پارامترهاى اقتصادى واجتماعى ، فوق العاده تعیین کننده اند. من متغیرهاى فرهنگى را هرچند هزینه بر است اما در دل پارامترهاى اجتماعى در نظر مى گیرم. در واقع بزرگترین کار فرهنگى دراین زمینه، مطالعه دقیق رفتار مجرمانه اعتیاد است و تجدید نظر در قانون مربوط به این رفتار است . اگرچه در زمینه فرهنگى ، انتشار کتابها، تولید فیلمها و بسیارى از فعالیتهاى دیگر درجهت پیشگیرى از اعتیاد، صورت مى گیرد ولى در ابتدا این وظیفه مسؤولان مربوطه است که در مورد قانون برخورد با معتادین تجدیدنظر کنند. بویژه آنکه براساس آمارهاى موجود دست کم یک میلیون و دویست هزار نفرمعتاد هست و بدتر آنکه میانگین سن گرایش به مصرف موادمخدر به حدود ۱۹ سال رسیده است.گویا ۴۵ درصد معتادین کشور در سن تحصیل هستند!> دقیقاً. اگرچنین چیزى به واقع، حقیقت داشته باشد مى توان چنین استنباط کرد که یک جاى کار خطا کرده ایم و تصور من این است که اولین جا ، همان قانون است . وقتى معتاد در جامعه یک مجرم تلقى شد انگیزه اصلاح خویش از بین مى رود.اساساً نوع برخوردهایى که با مقوله اعتیاد مى شود، برخوردهاى تنبیهى است . یعنى در مقابل یک رفتار ضداجتماع و ناپسند، محرکى جهت تنبیه ارائه شود. به نظر شما این نوع برخوردهاچقدر مى توانند نتایج مؤثرى در برداشته باشند؟> نوع برخوردهاى تنبیهى هیچ ضمانت اجرایى ندارند یعنى تنها در صورتى مؤثر خواهند بود که عامل تنبیه کننده همیشه حاضر باشد و نکته اى بسیار مهم است وحتى شاید از مورد قبلى برجسته تر باشد، این است که وقتى تنبیه اتفاق مى افتد، آدمها از تنبیه مى ترسند و ما همیشه فکر مى کنیم که ترس ناشى از تنبیه ، باعث کاهش رفتار مجرمانه مى شود ، در حالى که اینطور نیست. ترس ناشى از تنبیه باعث پنهان کارى بیشتر رفتار مجرمانه مى شود نه کاهش آن. بنابراین افراد از آن فرار مى کنند. لذا ما مهمترین متغیر را براى حل این معضل از دست مى دهیم. دوباره تأکید مى کنم که این خود قانون است که باید از طریق مناسب و راههاى حساب شده، امکان پیشگیرى را فراهم کند. شاید یکى از اقدامات اساسى ، براى درمان و پیشگیرى از طرف خود افرادى باشد که آسیب دیده اند و براى حل آن پیشقدم نشده اند. آمار رسمى معتادان قبل از انقلاب ، نشان مى دهد ۷۰هزار معتاد داشته ایم . حالا جمعیت ما نسبت به قبل از انقلاب دوبرابر شده ولى درحال حاضر، کمترین آمارى که اعلام مى شود حکایت از وجود یک میلیون و ۲۰۰هزار معتاد است . دراین دوره چه روى داده که این میزان به چندبرابر رسیده است؟> واقعیت این است که به دنبال هرتغییر اجتماعى ، ما یک دوره گذار داریم که دراین دوره ، ارزشها و هنجارها و آداب و رسوم قدیم باید تغییر شکل دهد، لذا به دنبال این تغییرات ، جامعه فشارى را برافراد خود تحمیل مى کند تا شکل همه امور تغییر یابد ونظام جامعه از نوسامان یابد. ولى از آنجا که تحمل این فشار برافراد سخت است، جامعه باید راهکارهایى جهت تعدیل آن ، تعبیه کند.بطور مثال، کشور برزیل، ورزش فوتبال رابراى بروز هیجانات جوانانش انتخاب کرده است. در واقع از یک سو فشار اجتماعى وجود دارد و از طرف دیگر یک ورزشگاه بزرگ. به عبارتى این ورزشگاه یک نقطه سوپاپ براى آن فشار جهت ایجاد تعادل در جامعه است . حالا درست است که ما سالهاى زیادى را از آن دوره گذار طى کرده ایم ، ولى همچنان فشارهاى اقتصادى و اجتماعى برافراد تحمیل مى شود در حالى که هیچ راهى جهت تعدیل آنها وجود ندارد. شما تصور کنید درجامعه ما ، «مشاوره» براى کاهش فشارهاى زندگى ، یک خدمت لوکس تلقى مى شود چون واقعاً لوکس است . دولت که هزینه اى براى آن نمى پردازد و تحمل هزینه هاى آن براى همه افراد امکان پذیر نیست . علاوه بر آن ، در جامعه ما ، هیچ تعلیمى مبتنى برکاهش فشارهاى زندگى به افراد داده نمى شود و اصولاً آمادگى تعلیم اینگونه موارد در جامعه ما وجود ندارد بنابراین وقتى فردى دچار مشکلات اقتصادى و اجتماعى مى شود به طرف مصرف موادمخدر جهت تسکین مشکلاتش گرایش پیدا مى کند . باید ابتدا معضلاتى چون فقر، بیکارى جوانان و عدم انگیزه آنها به تلاش را حل کرد ، سپس صحبت از آسیبهاى اجتماعى به میان آورد. ظاهراً گفته مى شود گرایش خانمها به موادمخدر بیشتر شده است. این پدیده ناشى از چیست؟> به نظر مى رسد آسیب اعتیاد ناشى از فشارهاى درونى است و حال آنکه اعتیاد خانمها و بویژه دختران در خوابگاههاى دانشجویى ، به علت استقلال عاطفى است وقتى استقلال عاطفى فرد از طرف خانواده صورت مى گیرد بدین معنى نیست که فرد مستقل مى شود. در واقع این عاطفه اى که درابتدا در خانواده بوده، از خانواده برداشته مى شود و به همسالان او منتقل مى شود. لذا روابط عاطفى شدیدى درمیان دختران در سنین جوانى شکل مى گیرد. ولى به وجود آمدن چنین روابطى، لزوماً حمایت عاطفى که قبلاً از طرف خانواده اعمال مى شده به همراه ندارد و همین عدم حمایت و امنیت در روابط عاطفى دختران همسال، آسیب روانى وعاطفى براى آنها ایجاد شده و در اثر احتمال افزایش آن، احتمال گرایش به تسکینى چون موادمخدر را باعث مى شود.
منبع خبر: روزنامه ایران ۲۵-۷-۱۳۸۳
فرستنده خبر: Hasani

آگهی استخدام همکار در سایت های نیک صالحی و پرشین وی
حاشیه های بازیگر زن سینمای ایران فیلم
برچسب ها:
اخبار مرتبط :
سامسونگپک ضد ریزش مودکتر تاجبخشدکتر بتول طاهری

مهر پروازعضویت در تلگرام
شمار معتادان افیونی در ایران
شمار معتادان افیونی در ایران
احتمال خفگی در نوزادان والدین سیگاری
احتمال خفگی در نوزادان والدین سیگاری
غربالگری دانش‌آموزان در معرض خطر اعتیاد
غربالگری دانش‌آموزان در معرض خطر اعتیاد
روش های ترک وآنچه خانواده ها باید بیا موزند ……
روش های ترک وآنچه خانواده ها باید بیا موزند ……
شخصیت، روانشناسی و اعتیاد
شخصیت، روانشناسی و اعتیاد
آگاه‌سازی جامعه نسبت به مواد مخدر جدید
آگاه‌سازی جامعه نسبت به مواد مخدر جدید
خوشبختی شیشه‌ای
خوشبختی شیشه‌ای
۶ باور رایج غلط و خطرناک درباره اعتیاد
۶ باور رایج غلط و خطرناک درباره اعتیاد
سامسونگپک ضد ریزش مودکتر تاجبخشدکتر بتول طاهریمهر پروازعضویت در تلگرام