 روند تجسد در واقع يك عمر به طول مي انجامد. اين امري نيست كه در هنگام تولد رخ داده و بعد پايان يابد . تجسد جنبشي سازمان يافته است در روح كه طي ان ارتعاشات يا خصوصيات برتر و بالتر روح از طريق عبور از كانالهاي لطيفتر به سوي پايين مي تابند و پس از گذر از كالبدهاي خشن تر نهايتا به كالبد فيزيكي مي رسند . در طي رشد اين انرزي هاي متوالي مورد استفاده فرد قرار مي گيرد . هر يك از مراحل عمده دوران حيات انسانبا ارتعاشات تازه و برتر و فعاليت چاكراهاي ديگر همراه مي باشند.به اين صورت در هر مرحله انرزي و اگاهي تازه اي در خدمت شكوفايي فرد قرار مي گيرد . هر يك از مراحل ياد شده تجربيات و تعاليم تازه اي را فرا روي انسان قرار مي دهد روند حلول توسط خويش برتر هدايت مي گردد. عمل حلول روح توسط مادام بلا واتسكي و اخيرا توسط ايوا پيركس مورد بحث قرار گرفته است بتابر اظهارات وي روحي كه مي خواهد حلول پيدا كندبراي طرح ريزي زندگي كه در پيش رو دارد با راهنمايان معنوي ديدار مي كند و در اين ملاقات روح و راهنمايان وظايفي را كه او در جهت رشد خود مي بايست انجام دهد كارمايي كه روبرو شدن با ان ضروري است و باورهاي منفي اي را كه وي در طي تجربياتش مي بايست از خود بزدايد مطمح نظر قرار مي دهد اين وظايف زندگي معمولا به تكليف فرد بستگي دارد به عنوان مثال شايد فرد مي بايست قابليت رهبري را در خود تقويت كند چنين فردي پس از ورود به كالبد فيزيكي با شرايطي روبرو ميشود كه رهبري در حكم كليد است شرايط هر فرد كاملا با ديگري متفاوت است مانند اينكه شخص در يك خانواده اي كه در رهبري يك پيشينه طولاني دارد متولد شود يا انكه در خانواده معمولي متولد شود كه حتي به رهبران به ديد منفي بنگرند و چنين شخصي وظيفه سختتري دارد بنا به اظهارات پيراكس ميزان مشاوره اي كه روح از راهنمايان خود دريافت مي كند تا وقايع و شرايط زندگي خود را تعيين كند به درجه بلوغ او بستگي دارد خانواده و محيط فيزيكي برگزيده ميشود كه دقيقا ميزان انرزي هاي مورد احتياج روح فرد را تجهيز مي كند و روح هم وظيفه اي شخصي دارد و هم تكليفي جهاني كه به اين دنيا بيايد . اين نقشه ان چنان دقيق و منحصر به فرد است كه فرد با انجام تكليف فردي انرژيهاي مورد لزوم براي اغاز مسير تكليف جهاني را ازاد مي سازد روح پس از مرحله طرح ريزي به تدريج اگاهي كيهاني روح را از دست مي دهد . اين امر را مي توان بدين صورت در نظر گرفت كه پيوندي از جنس انرزي بين روح و تخم بارور شده بوجود مي ايد در اين هنگام زهدان اتري تشكيل ميشود تا روحي را كه وارد ان خواهد شد از هر گونه تاثيري به جز تاثيرات مادري حفظ نمايد در حالي كه جسم درون زهدان رشد مي كند روح بتدريج جاذبه انرا حس مي كند و بطور كاملا اگاهانه با ان ارتباط برقرار مي كند . روح بطور ناگهاني و در يك لحظه ازين رابطه اگاه ميشود و درين هنگام اذرخشي قدرتمند از جنس انرزي اگاه به سوي جسم در حال شكل كيري پرتاب ميشود و به درون ان حلول مي كند . سپس مجددا اگاهي خود را از دست مي دهد و ذره ذره در اگاهي فيزيكي بيدار ميشود . اين بارقه قدرتمند اگاهي با دوران جنبش جنين در رحم مادر مطابقت دارد.تولد در زماني منحصر به فرد صورت مي گيرد دراين هنگام روح زهدان اتري محافظ خود را از دست مي دهد . براي نخستين بار در معرض تاثيرات محيطي قرار مي گيرد اين اولين باري است كه او در درياي انرزي محيط تنها ميشود و با ان تماس حاصل مي كند به علاوه در هنگام تولد كالبدهاي اسماني براي نخستين بار بر حوزه انرژي جديد روح تاثير مي گذارند و در همين هنگام است كه حوزه انرزي جديد به درياي انرزي پيوسته و ان را وسعت مي بخشد . اين همانند صداي نتي تازه است كه به سمفوني حيات افزوده ميشود
روند بيداري تدريجي به روي جهان فيزيكي پس از تولد ادامه مي يابد درين دوره نوزاد به تناوب مي خوابد و روح كالبدهاي برتر انرزي خود را اشغال مي كندو در اين حال كالبد فيزيكي و اتري را به حال خود مي گذارد تا به وظيفه پر مشغله سازماندهي ساختمان كالبدي بپردازد . در مراحل نخستين وظيفه كودك عادت كردن به محدوديتهاي فيزيكي و جهان سه بعدي هست . در دوران حلول نوزادان زيادي تا حدودي از جهان معنوي اگاهي دارند و در تلاشند تا همراهان معنوي خويش را فراموش كنندد
در دوران حلول و طي روند گشودن چاكراي ريشه براي اتصال به طبقه فيزيكي روح مرتبا از طريق چاكراي تاج در حال رفت و امد هست چاكراي ريشه مانند قيف بسيار باريك و چاكراي تاج مانند قيفي با دهانه اي بسيار گشاد است . ساير چاكراها مانند فنجان چيني كوچكي بوده و بوسيله معبري باريك از انرژي به نخاع متصل مي باشند درين دوران حوزه انرژي كودك بي شكل و داراي رنگ ابي يا خاكستري است .هنگامي كه توجه نوزاد به جسمي در طبقه فيزيكي معطوف ميشود هاله او بخصوص در ناحيه سر منقبض شده و مي درخشد و با كم شدن توجه هاله كم رنگ تر ميشود هر تجربه مقداري رنگ به هاله مي افزايد و فرديت او را وسعت مي بخشد
forum.iranblog.com
|