«شما مرا نميشناسيد، مگر اين كه كتاب "سرگذشت تام ساير" را خوانده باشيد...
آن كتاب را آقاي مارك تواين نوشته بود و بيشترش را هم راست گفته بود. بعضي چيزها را چاخان كرده بود، اما بيشترش راست بود...»*
«ماجراهاي هكلبريفين» اينطوري شروع ميشود؛ كتابي درباره نوجواني زيرك و باهوش كه هيچكس از شيطنتهاي او در امان نميماند.
اين كتاب كه از مشهورترين آثار ادبي جهان است، درست 125 سال پيش در 29 بهمن 1263 خورشيدي (18 فوريه 1885) براي اولين بار در امريكا ، زادگاه نويسنده اش ، چاپ شد.
«ساموئل كلِمِنز» كه همه او را با نام «مارك تواين» ميشناسند، «ماجراهاي هكلبريفين» را در دنباله كتاب «ماجراهاي تامساير» نوشته است، اما موضوع آن خيلي جديتر از كتاب اولي است. تواين در اين كتاب، در قالب ماجراهايي كه براي اين نوجوان و دوستش، «جيم» كه يك برده فراري است، اتفاق ميافتد، مسائلي مثل بردهداري و تبعيض نژادي را نقد ميكند. شايد به همين دليل هم زماني كه اين كتاب چاپ شد، خيليها با آن مخالفت كردند و تا سالها بحثهاي داغي درباره آن در جريان بود. اما به هر حال اين كتاب آنقدر جذاب است كه تا به حال ميليونها نسخه از آن به زبانهاي مختلف دنيا، از جمله فارسي، چاپ شده و تعداد زيادي فيلم، مجموعه تلويزيوني ، كارتون و ... هم از روي آن ساخته شده.
اما جذابيت اين داستان يك طرف و ماجراي چاپ آن يك طرف.
مارك تواين «ماجراهاي هكلبريفين» را با مداد و بين سالهاي 1876 تا 1883 ميلادي نوشت. بعد، بارها و بارها آن را بازنويسي كرد. در اين بازنويسيها او تلاش كرد هر چه بيشتر از زبان رسمي ادبي دور و به زبان محاوره نزديك شود و در ضمن شخصيتهاي اصلي داستان را هم برجستهتر كند.
مارك تواين
بالاخره مارك تواين سال 1884 نسخه تايپ شده كارش را براي چاپ به مؤسسه انتشاراتي تحويل داد و «ماجراهاي هاكلبريفين» در دهم دسامبر همان سال در كانادا و انگليس چاپ شد. قرار بود اين كتاب در همين تاريخ در امريكا هم چاپ شود، اما اين اتفاق حدود دو ماه ديرتر افتاد. دليلش هم اين بود كه يك نفر در يكي از تصويرگريهاي كتاب دست برده بود. مسئولان چاپخانه وقتي موضوع را فهميدند كه 30هزار نسخه از كتاب چاپ شده بود! آنها مجبور شدند تصوير را اصلاح كنند و چاپ كتاب را از سر بگيرند.
سال 1885 مسئول كتابخانه عمومي بوفالو از تواين خواست متن دستنويسش را به اين كتابخانه هديه بدهد. تواين كه تصور مي كرد ناشرش نصف صفحههاي كتابش را گم كرده، نصف باقي مانده را براي كتابخانه فرستاد. سال 1991 نصفة گمشده كتاب در يك انباري كه متعلق به نوادههاي مسئول همان كتابخانه بود، پيدا شد! سال 1994 مسئولان جديد كتابخانه فضايي را در كتابخانه مركزي به نام «مارك تواين» آماده كردند و اين دستنويس ارزشمند را در معرض ديد عموم قرار دادند.
همشهری