بطن زبان فارسی عشق است

بطن زبان فارسی عشق است

مرتضی امیری اسفندقه معتقد است بطن زبان فارسی عشق است، زیرا این زبان در هیچ موضع و موضوعی نخواسته از عشق فاصله بگیرد؛ در عرفان، سیاست، اجتماع و حتی اقتصاد عاشق بوده و اگر جز این بوده تقلب کرده و دروغ گفته است.مرتضی امیری اسفندقه، بیش از شاعری خود را معلم ساده‌ ادبیات فارسی و […]

مرتضی امیری اسفندقه معتقد است بطن زبان فارسی عشق است، زیرا این زبان در هیچ موضع و موضوعی نخواسته از
عشق فاصله بگیرد؛ در عرفان، سیاست، اجتماع و حتی اقتصاد عاشق بوده و اگر جز این بوده تقلب کرده و
دروغ گفته است.
مرتضی امیری اسفندقه، بیش از شاعری خود را معلم ساده‌ ادبیات فارسی و خدمت‌گذار این زبان می‌داند.
وی در گفت‌و‌گو با خبرنگار فارس، عشق و صلح را از دغدغه‌های خود معرفی می‌کند و معتقد است در زمانی
که هنوز مدرنیته و مفاهیم آن باب نشده بود، شاعران ایرانی در هسته‌ شعر خود صلح را پرورش می‌دادند.
اهدای جایزه‌ صلح نوبل از دست کسانی را که خود برپا کننده‌ آتش جنگ هستند، آن هم در روزگاری که
جهان از جنگ متورم شده است، مسخره می‌داند.
از نظر وی شعر و شاعر ایرانی خوشه‌ پروین است و نیازی به این ستاره‌های کوچک ندارد.
او هسته‌ شعر فارسی را چیزی جز عشق، صلح، امنیت، دوستی و آرامش نمی‌داند.
این شاعر نگاه جهان را نسبت به زبان فارسی نگاهی تنگ‌نظرانه می‌داند و معتقد است جهان امروز باید برای شناخت
زبان فارسی نقابش را بردارد وگرنه باور کند، شناخت شعر فارسی قابلیت و اهلیت می‌خواهد.
البته این را هم می‌گوید که ما زمان زیادی است که در برابر زبان فارسی کوتاهی کرده‌ایم و گاهی آن
را ندیده می‌گیریم.
* کسی که فهم نوگرایی ندارد، شعر پارسی را نمی‌شناسد مرتضی امیری اسفندقه در ابتدای گفت‌و‌گو با خبرنگار فارس درباره‌
شعر فارسی و جایگاه سبک هندی در شعر معاصر می‌گوید: «هیچ دوره‌ای در ادب پارسی نبوده است که شاعران آن
دوره متوجه نوگرایی نبوده و از آن غافل شده باشند.
ادبیات پارسی را بدون نوگرایی دیدن، نفهمیدن ادبیات پارسی است.
کسی که فهم نوگرایی ندارد هرگز نمی‌تواند شعر پارسی را بشناسد و بفهمد، چرا که شعر پارسی با نوگرایی هم‌نفس،
هم‌گام و هم‌زاد است.
شاهد آن که «حین سخن تازه بگو تا دل و جان تازه شود/ وا رهد از هر دو جهان بی‌
حد و اندازه شود، یا فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم».» اسفندقه سبک هندی را از جمله زیباترین
سبک‌های فارسی می‌داند که در گستره‌ ادبیات فارسی به دست آمده و کشف شده است.
وی در مخالفت با این نظر که سبک هندی در ایران کمتر مورد اقبال بود است می‌گوید: «متأسفانه اعتقاد بر
این است که سبک هندی در ایران کمتر مورد اقبال بوده است، اما ما می‌توانیم بگوییم حتی قبل از به
وجود آمدن سبک هندی، ویژگی‌های این سبک در شعر بسیاری از شاعران وجود داشته است و حتی برخی از ویژگی‌های
این سبک را می‌شود در شعر رودکی هم پیدا کرد مانند «دل من ارزنی عشق تو کوهی/ چه سایی زیر
کوهی ارزنی را».
ما رگه‌هایی از این سبک را حتی در شعر حافظ و خاقانی هم می‌بینیم.» وی درباره‌ اهمیت و جایگاه این
سبک در شعر فارسی اضافه می‌کند: «در میان شاعران معاصر هم شاید نه به سبک هندیِ صرف بلکه با توجه
و تأمل بر سبک هندی بسیاری از شاعران امروزی این سبک را در اشعار خود دارند.
بی اغراق اگر غزل معاصر امروز ما سایه‌ صائب تبریزی و بیدل دهلوی را بر سر نداشت شاید نمی‌توانست خود
را آن گونه که باید پیدا کند.» * سبک هندی از مردمی‌ترین انواع شعر است شاعر «قتیل قبیله» در تأکید
بر مهجور نبودن سبک هندی در بین مردم می‌گوید: «سبک هندی نمی‌تواند مهجور باشد، چرا که یکی از ویژگی‌های اصیل
سبک هندی استفاده از زبان مردم کوچه و بازار است و این البته یکی از ویژگی‌های زبان پارسی است که
در واقع روی‌کرد مردمی دارد.
شاید یکی از دلایل این تصور این است که شاعرانی که به سبک هندی شعر می‌گویند ذاتاً اهل جاه‌طلبی و
شهرت‌طلبی و اهل تریبون، مصاحبه و تلویزیونی شدن نیستند و درباره‌ شعر خود دار دار نمی‌کنند.
شاید یکی از دلایل تا حدودی مهجور بودن این سبک در جامعه‌ ما این باشد وگرنه این سبک از مردمی‌ترین
انواع شعر است.
به نظر من این از موهبت‌های این سبک است چرا که اگر شعر فارسی قرار باشد به سمت خودنمایی‌ها و
خودآرایی‌ها برود واقعاً به بی‌راهه رفته است.» اسفندقه درباره‌ وظیفه‌ شاعران فارسی زبان تأکید می‌کند: «شاعران سبک هندی و شاعران
همه‌ی سبک‌ها موافق با جاه‌طلبی نیستند و این وظیفه‌ای است برای مراقبت از کیان کلام شعر فارسی.
این برای یک شاعر عیب است که به دنبال نام و شهرت باشد.
یک شاعر پارسی اهل تفکر و تأمل است و این مقوله در سبک هندی با توجه به خصوصیات آن خیلی
بارزتر است.
ما با مطالعه‌ سبک هندی متوجه این امر می‌شویم و در نمونه‌های سبک هندی معاصر هم بسیار از این دست
داریم، به عنوان مثال: چون خودآرایان نیستم در بند تغییر لباس/ سرو بستان نیستم اما قبای من یکی است …
بالش پر کی طمع داریم از این چرخ خسیس/ زیر سر چیزی که باید داشت دست حاجت است.» وی در
ادامه اشاره می‌کند: «به طور کلی سبک هندی مخالف خودآرایی و خودنمایی شاعر است و کسی که به ژرف ساخت
و بطن این سبک پی برده باشد، اصلاً در دنیایش شهرت طلبی جایی ندارد.
اگر بیدل در این شعر: «قبول عام نتوان ریخت مقبول کمال/ آن چه تحسین دیده‌ای این عمر دشنام است و
بس» از عام نام می‌برد سایر شاعران نمی‌خواهند حتی مقبول خاص باشند.
شاعر فقط برای سرایش بهتر و نه برای محبوبیت و مقبولیت، تلاش می‌کند.» شاعر «بازوان مولایی» اقبال دوباره‌ شاعران معاصری
چون فیروزکوهی و رهی معیری از سبک هندی را شاهدی بر ریشه‌دار بودن این سبک در ادبیات پارسی می‌داند و
درباره‌ وضیت فعلی این سبک در شعر فارسی می‌گوید: «در دوره‌ای بسیاری از بزرگان متوجه سبک هندی شدند و به
آن رو آوردند، اما در زمان فعلی اگر گمان می‌شود که ما دیگر اصلاً کسی را نداریم که بتواند به
این سبک شعر بگوید، کمی بی انصافی است.
البته کسانی که واقعاً بتوانند در شعرشان به سبک هندی نوگرایی داشته باشند را نداریم، غیر از محمد میرزا قهرمان
که نه تنها سبک هندی منتصب به صائب را درست شناخته و معرفی کرده است، بلکه صحیح‌ترین و سلیس‌ترین شعر
را به اسلوب سبک هندی، توأمان با نوگرایی‌های عصر حاضر ارایه داده است و کتاب «حاصل عمر» او را بهترین
سند بر این ادعا می‌داند.» وی درباره‌ بهره‌گیری شاعران امروزی از سبک هندی می‌گوید: «شاعران امروزی در هر دو حوزه‌ی
سبک و محتوای از سبک هندی استفاده می‌کنند، به عنوان مثال این بیت از استاد قهرمان “بدزد سر را که
باد بی‌رحم/ به تازیانه مرا ادب کرد/ که هم‌چو پیچک ز روی دیوار/ سری به بیرون کشیده بودم ” که
هم در وزن تنوع می‌بینیم و هم در مضمون بسیار نو و بدیع است و این تازگی در تصویری که
ارایه داده شده است هم وجود دارد.
این بیت حاصل نگاه خود شاعر است.
این شعر در گستره‌ سبک هندی معاصر یک اتفاق کاملاً بدیع و بی‌سابقه است.» * شعر پارسی به سمت صیانت
از زبان فارسی رفته است این شاعر در ادامه‌ به اسلوب درست شعر و ورود بی‌شگون برخی اشعار بی‌وزن به
عرصه‌ شعر فارسی اشاره می‌کند و می‌گوید: «سرایش اشعار پارسی به سمتی رفته است که جریانی را به وجود آورده
که صیانت زبان فارسی است و ما می‌توانیم بگوییم که سرایش شعر چه به سبک هندی، عراقی یا به سبک‌های
دیگر به شرط این که با همان اسلوب درست شعر پارسی سروده شده باشد، توأمان با نوگرایی‌ها نوعی مراقبت از
زبان پارسی است.
آن هم در دوره‌ای که شعرهای ترجمه، بی‌موسیقی، بی‌وزن که هیچ ربطی به کلام و مرام شعر پارسی ندارند، حمله
کرده‌اند که شعر پارسی را از درون تهی کنند.
امثال اشعار استاد صاحبکار و قهرمان در این روزگار نگهبان زبان و شعر پارسی هستند.» امیری اسفندقه بر جایگاه موسیقی
و شناخت زبان در سرایش شعر تأکید می‌کند: «شعر را بدون موسیقی نمی‌توان در نظر گرفت.
لفظ و معنا جای‌گاه خودش را دارد اما چیزی که به آن اشاره دارم این است که ما چه به
لفظ اهمیت دهیم و چه به محتوا، سرانجام باید به زبان پارسی شعر بگوییم و باید با این زبان آشنا
باشیم و پارسی بلد باشیم وگرنه چه با وزن و چه بی‌وزن شعری سروده نمی‌شود.» اسفندقه معتقد است برای دریافتن
ویژگی‌های شعر و شاعر سبک هندی در دوره‌ی معاصر باید کار تحقیقی منسجمی صورت بگیرد و «افسانه‌ عمر» صاحبکار و
«حاصل عمر» قهرمان و دیوان امیری فیروزکوهی و دیگر شاعرانی که در گستره‌ سبک هندی شعر گفته و می‌گویند را
منبع خوبی برای مطالعه در این زمینه می‌داند و اضافه می‌کند: «در کنار این مطالعه باید به این مطلب پرداخت
که سبک هندی در شعر امروز چه تفاوت‌هایی با سبک هندی در شعر قرن ۱۱ و ۱۲ دارد و از
چه نوآوری‌هایی برخوردار است.
نکته‌ مهم این است که شاعرانی که در گستره‌ سبک هندی شعر می‌گویند هرگز به استاد خود یعنی پدر سبک
هندی خیانت نکرده‌اند و هرگز طرح تازه‌ گذشتگان خود را به تمسخر نگرفته‌اند.
شاگردان بزرگی در سبک هندی که اینک استادان بزرگی هستند و با بسیاری از نوآوری‌های بدیع و نشان دادن این
که نه تنها این سبک از یاد نرفته و نابود نشده بلکه همان‌طور که پدر این سبک گفته “یک عمر
می‌توان سخن از زلف یار گفت/ دربند آن مباش که مضمون نمانده است “، هنوز مضمون برای پرورش و سرایش
در شعر پارسی است و این را شاعران ثابت کردند و به رخ کشیدند.» * هیچ‌گاه زمین شعر پارسی از
حجت خالی نمی‌ماند این شاعر در اشاره به چند ویژگی سبک هندی شعر امروز می‌گوید: «چند ویژگی که می‌توان به
آن اشاره کرد تنوع اوزان است که در سبک هندی یک گستره است.
تنوع موسیقی کناری و بررسی موسیقی‌های چهارگانه مقوله‌ بسیار مهمی در این سبک است.
«نَفَس آرمیده» که در سبک هندی و در شعر کریم کاشانی و صائب تبریزی و شاعرانی چون محمد قهرمان و
صاحب‌کار و امیری فیروزکوهی آمده است، با یک نگاه ژرف می‌توان پی بُرد که این نفس آرمیده در این چند
قرن چه مسیری را طی کرده و چه تنوع و تحولی داشته است.
این نگاه را آقای علی‌زاده در مجموعه مقالات و تحقیقات جامع و عمیقی که در این راستا انجام داده‌اند، دارند
که متأسفانه هنوز به چاپ نرسیده است که در آن به خصوص درباره‌ شاعرانی که به سبک هندی شعر می‌گویند
و در خراسان منشاء ‌دارند، توجهات ظریف و دقیقی داشته‌اند.» امیری اسفندقه یکی دیگر از آفت‌های زبان و شعر فارسی
را نگاه کسانی می‌داند که علاوه بر نو کردن اسباب زندگی‌شان به فکر نوکردن زبان فارسی افتاده‌اند تا جایی که
“طفلان ما به زبان تاتاری تاریخ پرشکوه نیاکان را می‌آموزند و به لهجه‌ بیگانه شعر می گویند.
” با این حال او به آینده‌ شعر فارسی امیدوار است و می‌گوید: «زبان فارسی خورشیدی است که راه و
نور خود را دارد.
هیچ‌گاه کسی نخواهند توانست شعر زبان فارسی را از یادها دور کند.
تا ایرانی زنده است شعر پارسی هم زنده و پویاست.
هیچ‌گاه شعر ترجمه نمی‌تواند جای‌گزین شعر فارسی شود.
شاهد این که ۸۰۰ سال است که شعر حافظ را می‌خوانیم و لذت می‌بریم، پس ۸۰۰ هزار سال دیگر هم
خواهیم‌ خواند و لذت خواهیم بُرد.
شعر فارسی جایگاه خودش را در برابر ۴ شعر ترجمه و ۴۰ شعر نو و۴۰۰۰ شعر آوانگارد از دست نمی‌دهد
و جای خود را به شعرهای بی‌هویت و بی شناسنامه نمی‌دهد.
ما شاعران بزرگ با اشعار بزرگی داریم که هنوز به دنیا نیامده‌اند.» او ادامه می‌دهد: «غرب هجوم فرهنگی خودش به
ما را ادامه می‌دهد و حتی گویش و زبان خود را به ما تحمیل می‌کند، اما این هجوم نمی‌تواند شعر
فارسی را از ما بگیرد و نتوانسته امثال استاد قهرمان و قیصر امین‌پور را از ما بگیرد.
بعد از شاعران بزرگ در همه‌ی ادوار تاریخی باز هم شاعران بزرگ خواهند آمد.
هیچ‌گاه نخواهد بود که زمین شعر پارسی از حجت خالی بماند.
بی‌شک اشعار مهدی اخوان ثالث مثل شعر «کتیبه» و یا «مرد و مرکب» او هزار سال عمر می‌کند و چراغ
راه پارسی‌گویان می‌شود.
آفاق از صدای پای شعر شاعران فارسی همواره روشن است و هیچ گاه نخواهد بود که این راه تاریک شود.»
این شاعر با اعتقاد بر این که تمام سبک‌های شعر فارسی اعم از خراسانی، عراقی و هندی، از سبک‌های نو
در شعر زبان فارسی هستند، در اعتراض به برخی که اصالت این شعر را در نیافته‌اند می‌گوید: «آن عده‌ای که
به این سبک‌ها در شعر پارسی حمله می‌کنند، اگر ازشان درباره‌ سبک‌ها سئوال شود، متوجه می‌شوید که اصلاً این سبک‌ها
را به درستی نمی‌شناسند و حتی نمی‌توانند یک غزل را درست روخوانی کنند و چون توانایی درک و شناخت و
حتی روخوانی این شعر را ندارند، دشمن این شعر شده‌اند.
ما نمی‌گوییم که باید در گستره‌ سبک عراقی، خراسانی و هندی در جا زد، بلکه باید نو بود و به
شعر نیمایی هم احترام گذاشت و شعرهای نو امروز را هم خواند و اگر توانایی‌اش هم باشد، باید شعر نو
سرود اما نه خارج از چاچوب زبان فارسی.» او در صحبت‌های خود به این نکته هم اشاره می‌کند که چاچوب
و گستره‌ی زبان فارسی بسیار وسیع است تا جایی که زبان فارسی آن چنان عریان است که خود آفاق شده
است “عریان شدم آن چنان که آفاق شدم “.
* شعر پارسی به هایکو نیازی ندارد اسفندقه جاذبه‌ شعر فارسی و تأثیرپذیری بزرگانی چون گوته، تاگور و حتی مارکس
و انگلس از آن را دلیلی بر مدعی بودن زبان فارسی در جهان و سخن‌آوری می‌داند و می‌گوید: «ما می‌توانیم
ادعا کنیم که در سخن‌آوری سرآمدیم و شعر فارسی مارک بسیار مرغوبی نسبت به بقیه‌ مارک‌های شعری در جهان است
و این شعر محصول بازار مشترک نیست.
زبان فارسی شعرگونه و آهنگین است.
من یکی از روستاهای خراسان را می‌شناسم که یک اگر پیرمرد یا پیرزن بی‌سواد خراسانی فقط صحبت کند، انسان به
وجد و رقص درمی‌آید.
شعر فارسی از حیث دارا بودن زیبایی‌های ظاهری و باطنی در صدر قرار دارد.
من نسبت به آینده‌ شعر پارسی خوشبین هستم چرا که «عالمی را یک دل روشن چراغانی کند» یک شاعر و
یک شعر خوب کافی است تا یک عالم از آن چراغانی شود.» شاعر «این شرح شرحه شرحه» موافق این نیست
که اقبال جامعه نسبت به شعر فارسی کم شده است و می‌گوید: «اقبال جامعه هم‌چنان نسبت به شعر فارسی وجود
دارد.
با ظهور نیما یوشیج و شعر نیمایی که می‌توانیم دوبیتی نیمایی، رباعی نیمایی، غزل نیمایی و قصیده و قطعه‌ی نیمایی
داشته باشیم.
شعر پارسی آن‌قدر پتانسیل دارد که ما دیگر نیازی به هایکو نداشته باشیم.
ما شعر را به هر زبانی که باشد ارج می‌نهیم.
اما شعر هیچ زبانی نمی‌تواند جای شعر زبان خودمان را بگیرد.» وی در ادامه درباره‌ زبان فارسی و مفهوم عشق
در آن می‌گوید: «زبان فارسی عمری دراز دارد و زبانی ازلی و ادبی است، درست مانند عشق.
بطن زبان فارسی عشق است.
زبان فارسی در هیچ موضع و موضوعی نخواسته از عشق فاصله بگیرد.
در عرفان، سیاست، اجتماع و حتی اقتصاد عاشق بوده و اگر جز این بوده تقلب کرده و دروغ گفته است.
درباره‌ی مفهوم عشق سعید یوسف‌نیا شاعر و منتقد، مجموعه‌ مقالاتی با عنوان «پنجره‌های رو به خاک» را با حمایت وزارت
فرهنگ و ارشاد اسلامی در دست انتشار دارد که بخشی از آن به نام «سوانح اوقات» به مفهوم عشق در
زبان پارسی پرداخته است.» * شعر پارسی در عصر فضا هم ما را تنها نمی‌گذارد وی معتقد است که شاعر
از هر چیزی در اطراف خود و از هر حادثه‌ای برای سرایش شعر الهام می‌گیرد و اضافه می‌کند: «بیدل دهلوی
می‌گوید “به این گوشی که کثرت از تمیزش ننگ می‌دارد/ طنین پشه‌ای گر بشنوم الهام می‌گیرم.
” این الهام با توجه به درجه‌ شاعری هر شخص متفاوت است.
یک نفر با ۱۰۰ درصد وجودش شاعر است و یکی ۱۰ ساعت و یکی فقط دو ساعت شاعر است.
شخصی هم همه‌ کارها و معاملاتش را انجام می‌دهد و دلارش را در بازار تبدیل می‌کند و بعد در نهایت
اگر طبع موزونی داشت یک شعر موزون می‌گوید وگرنه یک شعر سپید می‌سراید.
اما به قول اخوان ثالث شعر پارسی به کسی چهره‌ خود را نشان خواهد داد که آن فرد بی‌نقاب باشد
و ۱۰۰درصد وجود خود را وقف شعر پارسی کند.» اسفندقه معتقد است که جریان شعری زبان فارسی هم‌چنان سیال و
پویاست، هر چند که برخی از بزرگان شاعر ما دیگر زنده نیستند.
اما با این حال تأکید می‌کند: «شاعر زنده و مرده ندارد.
ما با متن زنده و پویا سر و کار داریم.
با رفتن اشخاص کلام و شعرشان هم‌چنان باقی می‌ماند.
ما امروز از خواندن شعر شاعرانی چون فروغ بی‌نیاز نیستیم که “تنها صداست که می‌ماند “.
شعر هر شاعری در دوران بعد از او خودِ اوست.
زبان فارسی در هیچ دوره‌ای شکست نخورده و نمی‌خورد و من این مسئله را بی‌چون و چرا می‌بینم.» وی درباره‌
این که زبان پارسی در هر دوره‌ای شعر مقتضای زمان خودش ارایه کرده است اضافه می‌کند: «شما مطمئن باشید در
همین دوره هم اشعاری وجود دارد که انسان عصر ماشین با آن ارتباط برقرار می‌کند و در آینده هم اشعاری
خواهد بود که انسان فضایی و مریخ‌نشین هم بتواند با آن ارتباط برقرار کند.
شعر پارسی حتی در عصر ماشین و در آینده و حتی در فضا هم ما را تنها نمی‌گذارد.
در هزاره‌ی دوم آهوی کوهی نگاه کنید “برشاخ‌ساران اقاقی زیر باران/ شاد آ که خوش می‌خوانند آوازهای خویش را با
آن بلندی/ گنجشک‌های عصر جنگ و جیره‌بندی “.
شعر پارسی در همه‌ی دوره‌ها هم‌دم و محرم انسان‌ها بوده و است.» این شاعر در نهایت به جوانان توصیه می‌کند:
«به عنوان معلم ادبیات فارسی آرزو می‌کنم که جوانان ما هیچ‌گاه از شعر پارسی جدا نشوند، فکر نکنند که زبان
پارسی دیگر حرفی برای گفتن ندارد.
زبان فارسی هنوز هم حرف برای همه‌ی قشرها و سن‌ها دارد و هنوز می‌توانیم دلتنگی‌ها و عشق‌مان را با این
زبان به بهترین نحو بیان کنیم.
این تعصب بین شعر پارسی و شعر بیگانه نیست چون اصلاً شعر بیگانه و آشنا ندارد.
بحث این است که نباید آن چه خود داریم ز بیگانه تمنا کنیم.
آن چه که الیوت می‌گوید و آن چه که حافظ می‌گوید به شرط صداقت و عشق و حقیقت یکی است.»
انتهای پیام/م
سکانس تکان‌دهنده سریال پایتخت ۵ + فیلم
حاشیه های بازیگر زن سینمای ایران فیلم
برچسب ها:
اخبار مرتبط :
سامسونگدکتر تاجبخشدکتر بتول طاهریمهر پروازعضویت در تلگرام
دکتر دین محمدیعضویت در تلگرامشارژعضویت در تلگرام
به دختر ۱۴ ساله ام توصیه کردم˝پایی که جا ماند˝ را بخواند
به دختر ۱۴ ساله ام توصیه کردم˝پایی که جا ماند˝ را بخواند
«پایتخت جهنم» کتاب ممنوعه دوران مبارک منتشر می‌شود
«پایتخت جهنم» کتاب ممنوعه دوران مبارک منتشر می‌شود
خدا مادر زیبایت را بیامرزد
خدا مادر زیبایت را بیامرزد
اقلیم خاطرات امام و انقلاب
اقلیم خاطرات امام و انقلاب
نیما یوشیج از چوپانی تا شکار/ گزارش تصویری
نیما یوشیج از چوپانی تا شکار/ گزارش تصویری
خاطرات دوستی که با فریدون مشیری پیاده‌روی می کرد
خاطرات دوستی که با فریدون مشیری پیاده‌روی می کرد
باید و نبایدهای شعر و موسیقی که هر کدام ساز خود را می‌زنند
باید و نبایدهای شعر و موسیقی که هر کدام ساز خود را می‌زنند
از چگونگی خودسانسوری‌ روزنامه‌نگاران عرب آگاه شوید
از چگونگی خودسانسوری‌ روزنامه‌نگاران عرب آگاه شوید
سامسونگدکتر تاجبخشدکتر بتول طاهریمهر پروازعضویت در تلگرامدکتر دین محمدیعضویت در تلگرامشارژعضویت در تلگرام