آثار گورو تلنگری به بیماری ادبی ایران

آثار گورو تلنگری به بیماری ادبی ایران

ششمین جلسه از سلسله نشست‌های ادب و اندیشه‌ی مرکز آموزش‌های فرهنگی، هنری دانشگاه تهران ویژه‌ی بررسی آثار کازوئو ایشی گورو برگزار ‌شد.به گزارش خبرنگار بخش کتاب خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در این نشست که عصر روز چهارشنبه (۳۱ تیرماه)، با عنوان «رؤیا، واقعیت و وطن: بررسی رمان‌های کازوئو ایشی گورو» برگزار شد، بلقیس سلیمانی، لادن […]

ششمین جلسه از سلسله نشست‌های ادب و اندیشه‌ی مرکز آموزش‌های فرهنگی، هنری دانشگاه تهران ویژه‌ی بررسی آثار کازوئو ایشی گورو
برگزار ‌شد.
به گزارش خبرنگار بخش کتاب خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در این نشست که عصر روز چهارشنبه (۳۱ تیرماه)، با عنوان
«رؤیا، واقعیت و وطن: بررسی رمان‌های کازوئو ایشی گورو» برگزار شد، بلقیس سلیمانی، لادن نیکنام و سعید سبزیان درباره‌ی آثار
این نویسنده‌ی ژاپنی سخن گفتند.
بلقیس سلیمانی در سخنانی عنوان کرد: کتاب‌های «بازمانده‌ی روز»، «تسلی‌ناپذیر» و «هرگز رهایم مکن» ایشی گورو را خوانده‌ام و به
نظرم، این سال‌ها کشور ژاپن هم در صنعت و هم در فرهنگ به نوعی پیشتاز بوده است و دو نویسنده‌ی
نامدار یعنی ایشی گورو و موراکامی را که هر دو به زبان انگلیسی می‌نویسند، معرفی کرده است.
این دو نویسندگانی خاص با سبکی خاص هستند.
این داستان‌نویس افزود:‌ گورو در پنج‌سالگی به انگلستان می‌رود و از سن ۱۶سالگی به بعد به صورت پایدار در این
کشور می‌ماند و همه‌ی ما انتظار داریم که با یک نویسنده‌ی مهاجر روبه‌رو شویم و یا المان‌های شرقی را در
آثارش ببینیم.
او جایزه‌های مختلفی را برده است؛ اما بهترین اثرش به نظر همان «بازمانده‌ی روز» است.
خیلی‌ها معتقدند گورو تحت تأثیر نویسندگانی چون داستایوفسکی، پروست و حتا سلمان رشدی و جین آستین است؛ اما خودش می‌گوید
بیش‌تر تحت تأثیر تولستوی، داستایوفسکی و چخوف است و به نظرم، کتاب «تسلی‌ناپذیر» را با تأثیر از کافکا نوشته است.
نویسنده‌ی «خاله‌بازی» متذکر شد: گورو خیلی به داستان‌سرایی سنتی اهمیت نمی‌دهد و به آن علاقه‌مند نیست و ساختار و سبک‌های
جدید را می‌آزماید؛ از این جهت، نویسنده‌ی نوگرایی است و تا اندازه‌ای صاحب سبک است.
خودش معتقد است انگلیسی که در کتاب‌هایش ترسیم می‌کند، تخیلی است و انگلستان واقعی نیست.
او به زمان و مکان خیلی دل‌بستگی ندارد.
در این سه کتاب به نظرم همان‌طور که خودش می‌گوید، از یک کتاب به کتاب دیگر می‌چرخد و سعی می‌کند
یک تم واحد را عمق ببخشد.
سلیمانی ادامه داد: به نظرم، هر سه رمان مثل یک پروژه بر او پدیدار شده‌اند و او مثل یک مهندس
آن‌را اجرا کرده است.
آنات و لحظه‌های داستان‌سرایی،‌ هیجان و زندگی خیلی در کارهایش نیست.
او مثل یک مهندس سعی می‌کند همه‌ی اجزا را پیاده کند و انگار بیش‌تر از هر چیزی به دنبال این
است که ساختار محکمی را اجرا کند تا این‌که در پی آن باشد که شخصیت‌هایش جاندار باشند و لحظات ناب
ایجاد کند تا ما لذت ببریم.
به نظرم، شخصیت «استیونس» در «بازمانده‌ی روز» بسیار خاص و منظم است و بین وظایف فردی و عمومی به وظیفه‌ی
عمومی‌اش عمل می‌کند.
رازدار و شریف است و همان‌طور که عده‌ای می‌گویند، «استیونس» دون کیشوت دنیای معاصر است که سفری شش‌روزه دارد.
بلقیس سلیمانی افزود: خود گورو می‌گوید «استیونس» همه‌ی ما هستیم، به دور از مراکز قدرت؛ ولی خودمان را راضی می‌کنیم
به همان وظیفه‌ای که به ما محول شده و ارضا می‌شویم.
این دعوای بین وظایف فردی و وظایف عمومی، اجتماعی و حرفه‌یی در «تسلی‌ناپذیر» هم وجود دارد.
به عقیده‌ی عده‌ای، این کتاب درست به تقلید از «قصر» کافکا نوشته شده؛ اما تجربه‌ی جدیدی از قصر است.
ساختار رؤیاگونه و گاهی کابوس‌گونه در این رمان وجود دارد.
نویسنده ما را به دنبال شخصیت‌ها می‌دواند تا به کمک آن‌ها درها را باز کنیم.
«تسلی‌ناپذیر» یک خودکشی ژاپنی است.
او سپس درباره‌ی رمان «هرگز رهایم مکن» ایشی‌گورو نیز توضیح داد: به نظرم، رمان قشنگی نبود و چندین درجه پایین‌تر
از دو رمان قبلی نویسنده بود.
یک رمان علمی – تخیلی که درباره‌ی شبیه‌سازی تعدادی از انسان‌هاست تا در آینده بتوانند اعضای خود را اهدا کنند.
تم اصلی داستان این است که بشر در هر وضعیتی سرنوشتش را می‌پذیرد.
کتاب خاصی نبود و شاید یک فانتزی بود که بیش‌تر به درد یک سریال تلویزیونی با ژانر علمی – تخیلی
می‌خورد.
اولش خسته‌کننده بود و آخرش هم به تعبیر برخی‌ها هندی تمام شد.
در ادامه، لادن نیکنام نیز اظهار کرد: همه‌ی آثاری که از این نویسنده خوانده‌ام، نکته‌های بسیار عمیق و دقیقی داشتند
و برایم همانند یک کارگاه رمان‌نویسی بودند.
ترجمه‌های خوبی از آن‌ها در ایران صورت گرفته، بویژه ترجمه‌ی نجف دریابندری که در تاریخ ترجمه‌مان ماندگار است و لحنی
که برای راوی اول‌شخص پیدا کرده، بسیار عالی و تأثیرگذار است.
این داستان‌نویس و منتقد با اشاره به ویژگی‌های آثار ایشی گورو توضیح داد: ویژگی تمام رمان‌های او هم به محتوا
مربوط می‌شود و هم به ساختار.
هر چهار رمان اول‌شخص نوشته شده‌اند.
یک من راوی همه چیز را تعریف می‌کند و همه‌ی آن‌ها قهرمان اصلی هستند که ویژگی‌های قهرمانی دارند و به
شدت شخصیت‌های خاصی از آن‌ها پیدا می‌شود.
گورو آن‌ها را ظریف و با عادات و آداب مخصوص خودش ساخته است.
«استیونس» یک قهرمان ازلی و ابدی است و در عین حال که یک پیشخدمت است؛ اما موضع‌گیری‌های هوشمندانه‌ای درباره‌ی تاریخ
اروپا ارائه می‌دهد.
نیکنام افزود: کلیه‌ی قهرمان‌های گورو فرهیخته هستند.
بی‌نظمی و ناهنجاری در آن‌ها وجود ندارد.
قهرمان‌های او همه ملاحظه‌کار و عقل‌مدارند و به همین دلیل، شبکه‌ی علت و معلولی رمان در کار ایشی گورو به
وجود می‌آید.
همه‌ی رمان‌ها به مسائل اجتماعی و تاریخی رجوع دارند و تاریخ دغدغه‌ی ایشی گوروست.
خط فاصل حال و زمان گذشته به شکل پررنگ در آثارش مشخص می‌شود و همه‌ی تاریخ‌ها در بالای فصل‌ها نوشته
می‌شود، که به نظرم این یک‌جور دهن‌کجی است به تمام بازی‌های فرمی که برخی نویسندگان انجام می‌دهند.
او همچنین خاطرنشان کرد: پایان‌بندی رمان‌ها از نظر تکنیک در دو سطح حادثه‌ی اصلی و حادثه‌ی فرعی اما عمیق‌تر اتفاق
می‌افتند.
در همه‌ی رمان‌هایش تمامی خرده‌روایت‌ها با مرکزیت قهرمان‌ها ساخته می‌شود.
تکیه با قهرمان‌هاست.
تکرار موسیقی و ادبیات به عنوان موتیف در آثار او وجود دارد.
تمام قهرمانانش موسیقی کلاسیک را خوب می‌شناسند و کتاب‌های ادبی مهم را خوانده‌اند و این می‌تواند تلنگری به بیماری ادبی
که در ایران وجود دارد، باشد که نویسندگان ما وقتی کاری را می‌نویسند، هیچ‌گاه نمی‌آیند یک اثر بزرگ را بازآفرینی
کنند؛ مثل موسیقی‌های قدیمی و مثلا ردیف میرزاعبدالله و غیره و این نشان می‌دهد که ایشی گورو فقط یک رمان‌نویس
نیست؛ بلکه یک شخصیت فرهنگی است که از موسیقی، سینما، تاریخ و حتا علم کارگاهی هم خبر دارد و این
حجم اطلاعات برای من کمی ترسناک بود و فکر کردم در ایران ما از این نظر واقعا گرفتاریم.
نیکنام سپس گفت: یک شکاف نسلی دائما در همه‌ی رمان‌های ایشی گورو گوشزد می‌شود.
تمام شخصیت‌های او در عشق ناکام‌اند و همه‌ی رمان‌هایش به لحاظ تاریخی در دوران گذار اتفاق می‌افتند و او این
دوران را برای بیان روایت‌هایش مناسب می‌بیند.
از سویی، نوعی ستایش از فرهنگ غرب نیز در کارهایش دیده می‌شود.
ویژگی دیگر او به تأخیر انداختن اتفاقات هنگام روایت است برای برجسته‌ کردن عنصر تعلیق.
در کتاب «هرگز رهایم مکن» انسان را در چنبره‌ی علم به تصویر می‌کشد.
در «بازمانده‌ی روز» لایه‌های پنهانی از دوران گذار را می‌بینیم، مسأله‌ی جنگ جهانی دوم و حزب نازی و در «تسلی‌ناپذیر»
جسارت و جاه‌طلبی نویسنده در شخصیت‌پردازی‌اش، به طوری که آن‌قدر از جزییات می‌نویسد و کتاب را با این جزییات طولانی
می‌کند که حتا دیالوگ‌های چندصفحه‌یی ایجاد می‌شود و نویسنده اصلا نمی‌ترسد از این‌که تا کجا پیش برود.
نوعی ردپای شخصیت‌پردازی از نوع داستایوفسکی در او دیده می‌شود.
این نویسنده یادآور شد: ایشی گورو نویسنده‌ای است که نمی‌تواند فارغ از اجتماع و تاریخ باشد.
کارهای او نشان می‌دهد که یک رمان‌نویس تا کجا و تا چه اندازه و به چه عمقی باید از حیطه‌ی
دانشی عمیق برخوردار باشد؛ چیزی که جایش در ادبیات ما خالی است.
در پایان این نشست، سعید سبزیان نیز در سخنانی بیان کرد: گورو نوشتن را با نمایش‌های رادیویی و داستان کوتاه
شروع کرد؛ اما بعدا اثبات کرد که در رمان موفق‌تر است.
او شش رمان مطرح دارد که تعدادی از آن‌ها در ایران ترجمه نشده‌اند.
مضمون مشترک تمام آثارش این‌ است که رمان‌های او درباره‌ی یک گذشته‌ی از دست‌رفته حرف می‌زنند.
این مترجم و منتقد افزود: گذشته در ذهن شخصیت‌های گورو مثل یک بهشت از دست‌رفته است؛ انگار که الآن در
جهنمی هستند که دیگر امکان بازگشت به آن بهشت را ندارند و فقط می‌توانند از طریق خیال به آن گذشته
رجوع کنند.
این بهشت‌های از دست‌رفته در آثار او یکی وطن است و دیگری کودکی؛ وطن که جای امن و سرپناه است
و کودکی که باز همان معنا را دارد.
شخصیت‌های او با یک نگاه حسرت‌آمیز به گذشته نگاه می‌کنند.
سعید سبزیان در ادامه عنوان کرد: آثار ایشی گورو در دو دسته‌ی کلی مطرح‌اند؛ در دسته‌ی اول، کتاب‌های «همانند جهان
معلق»، «بازمانده‌ی روز» و «نگاه گنگی از فراز تپه‌ها» جای می‌گیرند که مبتنی بر واقعه‌های تاریخی هستند و به رئالیسم
نزدیک‌ترند و دسته‌ی دوم آثاری هستند که وجه تخیلی و رؤیایی در آن‌ها قالب است؛ گرچه در آن‌ها به واقعیت‌های
تاریخی نیز اشاره می‌شود.
برای او تاریخ مهم نیست؛ بلکه لحظه‌های خاصی از تاریخ و بحران‌هایی که ناشی از واقعیت‌های تاریخی شد‌ه‌اند و بر
زندگی مردم تأثیر گذاشته‌اند، مهم است.
او همچنین با اشاره به مکتب رئالیسم و ارائه‌ی تعریفی از آن گفت: رئالیسم شخصیت‌های پیچیده‌ای را مطرح می‌کند که
متعلق به یک طبقه‌ی اجتماعی هستند دارای انگیزه‌های متعدد و پیچیده که با سایر شخصیت‌ها مراوده دارند و در معرض
حوادث روزاند.
در کتاب «وقتی یتیم بودیم» شخصیت‌ها واقعا پیچیده هستند.
سبزیان با اشاره به عبارت پارودی و بررسی آثار ایشی گورو با استفاده از این واژه، گفت: نویسنده‌ای در کارش
نوشته‌ای را با نوشته‌ی دیگر مقابله می‌کند و از سویی دیگر از همان نوشته تقلید می‌کند.
«کریستوفر بنکس» در «وقتی یتیم بودیم» تجربیات دوران کودکی‌اش را با تخیلاتش آمیخته می‌کند.
این‌جا راوی‌های اول‌شخص دروغ‌گو هستند و بیش‌تر خیالات خود را می‌گویند.
در واقع، در این اثر چنان واقعیت و تخیل به هم آمیخته می‌شود که استدلال منطقی در کتاب نیست.
در «هرگز رهایم مکن» ژانر علمی – تخیلی را استفاده می‌کند و می‌گوید تفکری که بشود از موجودات شبیه‌سازی‌شده استفاده
کرد، خطرناک و بسیار مضر به حال بشریت است و این قضیه با تصویر کردن انسان‌ها و احساسات عمیق‌شان نشان
داده می‌شود.
این‌جا گورو به کافکا نزدیک می‌شود و حالت‌های انسان تهی‌شده را نشان می‌دهد.
انتهای پیام
حاشیه های بازیگر زن سینمای ایران فیلم
آگهی استخدام همکار در سایت های نیک صالحی و پرشین وی
برچسب ها:
اخبار مرتبط :
سامسونگکفش پاشنه مخفیدکتر تاجبخشدکتر بتول طاهریمهر پرواز

به دختر ۱۴ ساله ام توصیه کردم˝پایی که جا ماند˝ را بخواند
به دختر ۱۴ ساله ام توصیه کردم˝پایی که جا ماند˝ را بخواند
«پایتخت جهنم» کتاب ممنوعه دوران مبارک منتشر می‌شود
«پایتخت جهنم» کتاب ممنوعه دوران مبارک منتشر می‌شود
خدا مادر زیبایت را بیامرزد
خدا مادر زیبایت را بیامرزد
اقلیم خاطرات امام و انقلاب
اقلیم خاطرات امام و انقلاب
نیما یوشیج از چوپانی تا شکار/ گزارش تصویری
نیما یوشیج از چوپانی تا شکار/ گزارش تصویری
خاطرات دوستی که با فریدون مشیری پیاده‌روی می کرد
خاطرات دوستی که با فریدون مشیری پیاده‌روی می کرد
باید و نبایدهای شعر و موسیقی که هر کدام ساز خود را می‌زنند
باید و نبایدهای شعر و موسیقی که هر کدام ساز خود را می‌زنند
از چگونگی خودسانسوری‌ روزنامه‌نگاران عرب آگاه شوید
از چگونگی خودسانسوری‌ روزنامه‌نگاران عرب آگاه شوید
سامسونگکفش پاشنه مخفیدکتر تاجبخشدکتر بتول طاهریمهر پرواز